صفحه نخست > مقالات > کلیات عفاف > جایگاه عفاف و حجاب در تامین امنیت و آرامش عمومی
اخبار
جایگاه عفاف و حجاب در تامین امنیت و آرامش عمومی 
نویسنده :  میثاق رحمانی- مارال رحمانی

چکیده
این مقاله به بیان مفهوم عفاف و حجاب و نقش آن در ایجاد امنیت و آرامش و به تأثیری که در بعد فردی و اجتماعی دارد، می پردازد و همچنین به تشریح نتایج سوء بی حجابی و تأثیر اعمال فرد بر اجتماع و نیز به مسأله عفاف و حجاب از منظر قرآن و احادیث پرداخته است. زن در سایه عفاف و حجاب می تواند به ارزش های والای انسانی دست یابد و نیز پوشش مناسب باعث می شود توجه انسان در این جهان سطحی به حقایق معطوف گردد. ثمره حجاب شناخته شدن جایگاه واقعی زن به عنوان انسانی با ویژگی های خاص خود است که این شناخته شدن، به برکت حجاب پدیدار می شود؛ حجاب به عکس آنچه می گویند، بیشتر زن را می شناساند. حجاب ثمرات بسیاری از جهات گوناگون دارد که مهمترین آن کسب امنیت و آرامش است؛ این مقوله از آن جهت حائز اهمیت بسیاری است که علاوه بر خود شخص تأثیری همگانی دارد، زیرا در قانون پوشش و حجاب، هم به حقوق عمومی زنان به عنوان نیمی از پیکره جامعه و هم به حقوق عمومی خانواده به عنوان واحدی اجتماعی و هم به نسل آینده به عنوان گروهی که پایه های سعادت مادی و معنوی آنان در گرو نوع روابط اجتماعی امروز آنها است توجه شده است.
کلمه های کلیدی:
*زن*عفاف*حجاب*امنیت*آرامش*جامعه
مقدمه
حجاب از گذشته از اهمیت ویژه ای در اسلام و نیز در ادیان دیگر برخودار بوده است؛ مسئله ای که چه در گذشته و امروز اظهارنظرهای متفاوتی را با دیدگاه های گوناگون پیرامون خود جمع کرده است. اکنون به خاطر ادای فریضه امر به معروف و نهی از منکر و کم توجهی به مسئله حجاب و با توجه به آثار و پیامدی که از به کار نگرفتن آن بوجود می آید که از جمله آن سلب امنیت و آرامش عمومی است،از این باب این مقاله با عنوان جایگاه عفاف و حجاب در تأمین امنیت و آرامش عمومی، وجوب عفاف و حجاب را از ابعاد گوناگون بررسی نموده و به آثاری که از بی توجهی به آن حاصل می شود، اشاراتی کرده است.
مفهوم شناسی
الف. عفاف
عفاف به معنی پاکدامنی، خویشتن داری، خودداری و امتناع از آنچه جایز و نیکو نباشد است؛1 و همچنین به معنی باز ایستادن از حرام و زشتی است. قرآن کریم، نتیجه نهایی عفت را با تعابیری چون «خیر لهن»، «اطهر لقلوبکم و قلوبهن» و «ازکی لهم» بیان می کند که مقدمه ای برای عفیف ماندن و آلوده نشدن به فحشا است و در نتیجه راهی برای رسیدن به سلامت قلبی یا قلب سلیم می باشد که  در آیه 89 سوره مبارکه شعرا به آن اشاره کرده است زیرا صاحب قلب سلیم کسی است که از آلودگی های معنوی و اخلاقی پاک باشد و این زمانی است که او تعادل فکری و روانی کافی داشته باشد. 
ب. حجاب
حجاب در لغت به معناى مانع، پرده و پوشش آمده است (جوهرى، صحاح اللغه، الحجاب: الستر؛ فيومى، المصبح المنير، حجبه حجباً من باب قتل: منع و منه قيل للستر الحجاب لانه يمنع المشاهده). استعمال اين كلمه بيشتر به معنى پرده است (در قرآن اين كلمه در هشت مورد بكار رفته كه بيشتر به معناى حاجز، مانع، حايل و پرده است). اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مى دهد كه پرده، وسيله پوشش است، ولى هر پوششى حجاب نيست؛ بلكه آن پوششى حجاب ناميده مى شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد.21 در اين نوشتار مراد از حجاب، پوشش اسلامى است و مراد از پوشش اسلامى زن، به عنوان يكى از احكام وجوبى اسلام، اين است كه زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمايي نپردازد. بنابراين، حجاب، به معناى پوشش اسلامى بانوان، داراى دو بعد ايجابى و سلبى است. بعد ايجابى آن، وجوب پوشش بدن و بعد سلبى آن، حرام بودن خودنمايي به نامحرم است؛ و اين دو بعد بايد در كنار يكديگر باشند تا حجاب اسلامى محقق شود؛ گاهى ممكن است بعد اول باشد، ولى بعد دوم نباشد، در اين صورت نمى توان گفت كه حجاب اسلامى محقق شده است.22 و همچنین حجاب به معنای چیزی است که در میان دو شیء حائل می شود3 و به نگهبان نیز، حاجب مى گويند؛ چون مانع ورود اغيار و بيگانگان در يك حريم و محيط خاص مى گردد. بنابراين، حجاب و پوشش زن نيز به منزله يك حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است كه قصد نفوذ و تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند. 
الف) العفه: الكفَّ اما لا يحلّ و لا يجمل؛ابن  منظور،لسان العرب، واژه عفت.
ب) العفه: حصول حاله للنفس تمتنع بها عن غلبه الشهوه، راغب اصفهانى، معجم مفردات الفاظ القران، واژه عفت.
ج) عفّ عن الشى ء: امتنع عنه؛ فيومى، المصباح المنير، واژه عفت22 از معنی حجاب این استعمال می شود که حجاب پوشش بیرونی و پوسته ظاهری است.
ج. امنیت
امنیت به معنی بی خوفی و امن، بی بیمی، ایمنی و نیز جای امن و ایمن شدن است. امنیت یکی از طبیعی ترین و ضروری ترین نیاز های بشری است.13
د. آرامش
آرامش اسم مصدر است از آرامیدن: آسایش، سکون و طمأنینۀ و سکینۀ.
1- تأثیر رفتار فرد بر اجتماع
انسان به عنوان عضوی از جامعه، باید تابع ضوابط روابط اجتماعی باشد تا وظیفه فردی خود را در برپا کردن آرامش و امنیت در جامعه انجام داده باشد همانطور كه وقتي در يك كتابخانه آرامش حاكم بر محيط را برهم ميزني ديگران براي خود حق اعتراض قائل مي شوند، در صحنه اجتماع نيز بايد نسبت به برهم زنندگان آرامش رواني و فكري اعتراض شود.11 بنابراین، هر انسان سليم العقلى، بايد حريم ساير افراد را محترم شمرده و موجبات رنجش هم نوعان خود را فراهم نياورد.12 انسان زمانى يك زندگى سالم اجتماعى خواهد داشت كه بتواند با ديگران ارتباط اجتماعى سالم برقرار نمايد و در ارتباط با ديگران رشد كند و به ديگران اعتماد داشته باشد و خود را متعهد و مسئول اجتماع خويش بداند.15 لازمه اجتماعى بودن اين است كه فرد كمتر به خود بپردازد و خود را همچون قطره اى در درياى اين جامعه غرق كند. لازمه وارد اجتماع شدن اين است كه من از بين برود و به جای آن (ما) ايجاد شود.8 استحكام روابط اجتماعى در صورت حفظ حريم ديگران است. انسان در سطح جامعه داراى دو گونه اعمال است:
1- اعمال فردى؛ اعمالى كه آثار مستقيم و مشهود آنها از حد فرد تجاوز نمى كند و بازتاب مثبت يا منفى آن، تنها به خود شخص برگشت مى نمايد، مانند: دروغ، ريا، تكبر و ... كه در قرآن كريم  آمده است (لا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى) (آیه 164 سوره مبارکه انعام) يعنى هيچ نفسى بار ديگرى را بر دوش نگيرد.
٢- اعمال اجتماعى و جمعى؛ اعمالى كه داراى موج بوده و از حد فرد گذشته و آثار مثبت يا منفى آن به سطح جامعه رسوخ مى نمايد. پس از آنجا كه انسان موجودى اجتماعى است، بايد در نوع رفتار خود به گونه اى عمل نمايد كه منجر به كج روى رفتارى در متن اجتماع نگردد؛ زيرا اين اجتماع، از مجموعه افرادى تشكيل يافته كه داراى موجوديتى ارزشمند همراه با روح والاى الهى هستند كه خدشه وارد ساختن بر پيكره روان و روح آدميان، بسى خطرناك تر و خيانت گرانه تر از سلب امنيت مالى و اقتصادى و نظامى است، چه اينكه آثار زيانبارش تا قرن هاى متمادى به نسل آنان برگشت مى نمايد و پايه رفتارهاى نابهنجارى را مى گذارد كه برچيدن و تغيير آن، ناممكن بلكه محال خواهد بود.12
آثار و پیامدهای حجاب
الف. آثار و پیامدهای فردی حجاب
زن موجودي ظريف و لطيف است و او هميشه مظهر جمال و عامل جذب بوده و خواهد بود. وقتي مي خواهد فتنه اي اتفاق نيفتد به كسي كه عامل اين جذب و مظهر زيبايي است گفته مي شود خود را بپوشان و جلوه گري نكن؛ نه به آنكه مظهر خشونت و قوت است، چون او جلب نظري ندارد پس به آنكه جلب مي كند تكليف كرده اند كه خود را بپوشاند و اسباب گناه و گمراهي را فراهم نسازد (وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ)6 و همچنین نقش زنان در ايجاد روابط نامشروع و فراهم آوردن مقدمات آن از مردان بيشتر است17 و علت اينكه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان يافته، اين است كه ميل به خودنمائي و خودآرائي مخصوص زنان است.21 اسلام به پيروان خود اعلام كرده است كه همه دستورهاى او ناشى از يك سلسله مصالح عاليه است؛20 اسلام نمی خواهد زن محدود به مسائل سطحی چون جلوه گری و ظاهر جسمانی و ... گردد و ارزشش با اینها سنجیده شود؛ اسلام، آن علو رتبه را جايگاه حتمى زن دانسته و سلوك به سوى آن را لازم شمرده و راه آن را با ارزش گذارى ها و مقررات و احكامى هموار ساخته است.10 از ديدگاه اسلام، زن شخصيتى شايسته و رسالتى الهى دارد كه مى تواند با پيمودن مدارج كمال، به مراتب عالى انسانيت بار يابد و مصداق تحقق فلسفه خلقت؛يعنى جانشين خدا گردد. جايگاه والاى زن مى طلبد كه اين  گوهر آفرينش در صدف حجاب قرار گيرد تا ارزش هاى انسانى اش محفوظ بماند.2 همان خداوندى كه براى مصون ماندن جسم از ورود ميكروب ها در اعضاى بدن انسان، حجاب ها و حفاظ هاى طبيعى، مانند پوست بدن، پلك چشم و ... قرار داده است، به عنوان طبيب روحانى، براى جلوگيرى از آلودگى روح و روان انسان به گناه، و حفظ پاكى آن، حجاب ها و حفاظ هايي را به شكل دستورهاى الهى و انجام واجبات و ترك محرمات قرار داده است. عظمت زن آن است كه بتواند حجب و حيا و عفاف زنانه را كه خدا در جبلّت زن وديعه نهاده است، حفظ كند؛ اين را بياميزد با عزت مؤمنانه؛ اين را بياميزد با احساس تكليف و وظيفه؛ آن لطافت را در جاى خود بكار ببرد، آن تيزى و برندگى ايمان را هم در جاى خود بكار ببرد. اين تركيب ظريف فقط مال زنهاست؛ اين آميزه ظريف لطافت و برندگى مخصوص زنهاست اين امتيازى است كه خداوند متعال به زن داده است.10 پوشيدگى زن، نماد تقواى اوست. وقتى زن، تقواى جنسى را رعايت كند و خود را بپوشاند، وعده هاى الهى درباره پرهيزكاران، درباره او نيز محقق مى شود. غلبه بر هواهاى نفسانى و چشم پوشى از لذت هاى حرام، به انسان، هيبت و وقار مى بخشد؛ و از سوی دیگر به صورت ناخودآگاه، برخورد مردان با زنان پوشيده، برخوردى همراه با احترام و تكريم قلبى است. نوع پوشش زن، معرف شخصيت عفيف يا هوس انگيز اوست كه موضع گيرى مرد را در برابر او مشخص مى كند.2 زنان پاكدامن حتى در نگاه مردان بى بندوبار و چشم چران نيز مورد احترام هستند و اين، رمز تأكيد بر عفت و پاكدامنى زن است.2 امروزه حتی یک قانون کلی وجود دارد و آن این است که «هر چه خواهان احترام» بیشتری هستید، باید لباس عفیف تری بپوشید.19 آيت الله جوادي آملي در اين زمينه مي نويسد: قرآن كريم وقتي از حجاب سخن مي گويد، مي فرمايد: حجاب عبارت است از يك نحوه احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براي زني كه نامحرمان او را از ديد حيواني ننگرند.11 زن فطرتأ و از روی طبع، به پوشش  بدن خود میل دارد و از برهنگی مضطرب می شود.13 (گرچه كسى كه بيمار دل است مشكل دارد (فى قلبه مرض) اما من نبايد كارى كنم كه او را تحريك كند (آيه ٣٢ سوره مبارکه احزاب).16 (آيه ٥٩ سوره مبارکه احزاب) همان طور که در اين آيه شریفه مى فرمايد: براى آنكه زنان مؤمن مورد آزار افراد هرزه قرار نگيرند، به گونه اى خود را بپوشانند كه زمينه اى براى بى حرمتى آنان فراهم نشود.16 (آيه ٥٩ و ٦٩ سوره مبارکه احزاب) مطلبي كه از اين آيه استفاده مي شود و يك حقيفت جاوداني است، اين است كه زن مسلمان بايد آنچنان در ميان مردم رفت و آمد كند كه علائم عفاف و وقار و سنگيني و پاكي از آن هويدا باشد و با اين صفت شناخته شود، و در اين وقت است كه بيماردلان كه دنبال شكار می گردند از آنها مأيوس مي گردند و فكر بهره كشي از آنها در مخليه شان خطور نمي كنند.21 زن باحجاب، در تيررس هواهاى نفسانى ناپاكان نيست؛ درنتيجه محبوب است و محبوب مى ماند. زنان باحجاب چون مرواريدى در صدف عفافند كه باارزشند و گران بها.2 هر چيز كه قيمتى تر باشد، درصد مراقبت از آن بالاتر مى رود. هرچه كه نفيس تر باشد، بيم ربودن و غارت بيشتر است و مواظبت، لازم تر. وقتى در خانه را مى بندى، يا پشت پنجره ى اتاقت پرده مى آويزى، خانه خود را از ورود بيگانه و نگاه هاى مزاحم در پناه قرار داده اى، نه كه خود را در قيد و بند و حصار افكنده باشى. اينكه -دل بايد پاك باشد-، بهانه اى براى گريز جاهلانه از همين مصونيت است و آويختن به شاخه -لا قيدى-، وگرنه از دل پاك هم نبايد جز رفتار پاك برخيزد.9 درحقيقت، عفت وپاكدامنى همانند پرده اى است كه دو پرده ديگر، يعنى حجاب و حيا از آن محافظت مى كنند.2 پوشش و حيا، تفكيك ناپذيرند. تا جلوه اى از حيا در زنى وجود نداشته باشد، پوشش را هم با جديت مراعات نخواهد كرد. زنان باحيا كسانى هستند كه با پوشش كامل، از نمايش بدن، موى سر و زينت هاى خود شرم دارند.2 زن مسلمان با رفتاري متناسب و متين، زمينه گسترش عفت را فراهم مي آورد.2 رعايت مسئله عفاف و حجاب در بهداشت روان افراد بسيار تأثيرگذار است. به طوري كه اضطراب و نگراني را كم كرده، و موجب بالا رفتن اعتماد به نفس اشخاص مي گردد.11 و همچنین يكى دیگر از فوايد و آثار مهم حجاب در بعد فردى، ايجاد آرامش روانى در افراد جامعه است كه يكى از عوامل ايجاد آن عدم تهييج و تحريك جنسى است.11 و از اينجا راز نگاه محرم و نامحرم استفاده مي شود. اين هم به نفع زنان است و هم به نفع مردان؛ كه زنان در خارج از دائره ازدواج و  زناشويي خودنمائي نكند (اِلّا لِبُعُولَتِهِنَّ) و موجب تحريك مردان نشوند و مردان هم خارج از دائره ازدواج، دنبال  ارضاي جنسي از طريق گناه نروند. در اين صورت است كه قلب ها و روح ها سالم و آرام  مي ماند و اين همه طلاق و تعويض پي در پي زن و هوس بازي هاي خانمان برانداز صورت نمي گيرد.6 امنيت و آرامش خاطر نيز از آثار حجاب اسلامى است. انسان در پناه محافظ، احساس آرامش بيشترى دارد. پوشش اسلامى نيز نگهبان زن است و به زن آرامش مى بخشد. هرچه اين پوشش كامل تر شود، درصد امنيت و حفاظت زنان بالاتر مى رود. سختى حجاب، حق بيمه اى است كه زن، براى تأمين سلامت خود مى پردازد؛ زيرا پوشش، مانع نفوذ هواى نفس و نگاه هاى آلوده و افكار فاسد به حريم پاك زنان مى گردد و زيبايي ها و ظرافت هاى  جسمانى آنان را از گزند سرما، گرما و آلودگى هوا حفظ مى كند. در حقيقت، حجاب دينى، پادزهر تهاجم فرهنگى غرب است.2 حفظ حجاب و ترك جلوه گرى، ثمرات بسيارى دارد كه برخى از آنها عبارت است از: آرامش روحى، استحكام پيوند خانوادگى، حفظ نسل، جلوگيرى از سوء قصد و تجاوز، پيشگيرى از امراض روانى، پايين آمدن آمار طلاق، خودكشى، از بين رفتن رقابت هاى منفى، حفظ شخصيت و انسانيت زن و ... و نجات از چشم ها و دل هاى هوس باز که امروزه غرب و شرق را در خود فروبرده است.17 حجاب وسيله اي براي حفظ طراوت و ظرافت قرار گرفته تا  در ميان چشم هاي ناپاك به پژمردگي كشانده نشود.11 و نیز درخت زندگی خانواده ها را به خشکی نکشاند در حقيقت، حجاب زن، جهاد اكبر اوست.2 رعايت حجاب به عنوان يك پوشش ظاهرى و عفاف، به عنوان جمال باطنى، براى حفظ و صيانت گوهر وجودى فرد و به عنوان يك حكم الهى، ضرورى است.2
ب. آثار و پیامدهای حجاب در جامعه
از آيات حجاب به خوبى استفاده مي شود كه وجوب حجاب، يكى از احكام اجتماعيه اسلام است، يعنى در عين اينكه آثار فردى هم دارد آثار اجتماعى نيز، دارد و اساساً مفهوم و حقيقت حجاب در روابط اجتماعى معنا و تفسير پيدا مي كند، نه صرفاً در روابط فردى.14 حجاب و پوشش اسلامى براى مردان و زنان، تنها از كاركرد فردى برخوردار نيست و فقط براى سامان دهى خلقيات و ملكات نفسانى آدميان، مؤثر نمى باشد؛ بلكه از كاركرد اجتماعى نيز برخوردار است؛ غرايز، التهاب هاى جسمى و معاشرت هاى بى بند و بار را كنترل نموده، و به تحكيم نظام خانواده مى افزايد. همچنين از انحلال كانون مستحكم و پايدار زناشويي جلوگيرى نموده و امنيت اجتماعى را فراهم مى سازد.11 چنانکه خداوند متعال در سوره مباركه نور آيه ٣٠ فرموده، كاملاً از آيه روشن است كه صحبت از اجتماع است، یعنی در آیه اساساً بحث از فرد نیست، بلكه بحث از اجتماع است و خداوند تبارك و تعالى، حجاب را براى سلامت اجتماع قرار داده است. البته با قطع نظر از ادله قرآنى، از ماهيت حجاب پيداست كه براى صيانت از زنان است، يعنى حجاب هم براى خود قشر زنان مفيد است و هم براى ديگران. چرا كه بانوان محجبه هم خود را حفظ مى كنند و هم زمينه و بستر انجام گناه را براى ديگرى فراهم نمى كنند. پس روشن است كه  حجاب يك امر اجتماعى است.14 بنابراين، پوشش اسلامى زن به منزله يك حفاظ ظاهرى و باطنى در برابر افراد نامحرم است كه مصونيت اخلاقى، خانوادگى، اجتماعى و پيوند عميق ميان حجاب ظاهرى و بازدارى باطنى را فراهم مى سازد.22 از آن جهت كه حجاب، حقيقتش، حفظ كرامت زن، رعايت حق الهى و حفظ حريم زن و مرد در روابط اجتماعى است، بى شك قدرت شگرفى در احياء و ماندگارى عفاف و حياى عمومى جمعى و جلوگيرى از انواع گوناگون بهره بردارى هاى جنسى دارد؛ زيرا زمانى كه زن با حفظ حريم خود و ديگران در جامعه رفت و آمد كند، هيچ مرد سالمى به خود اجازه تعدى و تجاوز نمى دهد و تنها  مردان مريض القلبى مى مانند كه با برخورد عمومى جامعه نسبت به رفتار زشتشان مواجه مى شوند.12 به همین جهت در اسلام محرم و نامحرم و جدايي زن و مرد و اينها مطرح است، اينها مسائل ارتجاعى نيست. اينها جزو دقيق ترين مسائل انسانى و بشرى است. يكى از مهم ترين آن، اين است كه بنيان خانواده مستحكم مى ماند. چون زن و شوهر بهم احساس وفادارى مى كنند، در موضع حسادت قرار نمى گيرند،اين خيلى مسأله مهمى است. اگر اين عشق در صد جای ديگر تأمين شد، ديگر آن پشتوانه قوى اى كه استحكام خانواده بايد داشته باشد، از بين خواهد رفت و خانواده ها متزلزل مي شود.10 روشن است که با متزلزل شدن خانواده ها آن آرامش و امنیتی که بر جامعه حکم فرماست به لرزه در می آید چون خانواده ها زیرمجموعه های جامعه هستند پس بديهى است که سلامت اجتماع و خانواده،با رعايت حفظ حريم هاى دينى، ارتباط مستقيم دارد.2 حفظ حريم ها بسيار سازنده است و بدنبال آن امنيت فراگيرى در جامعه حاكم مى شود.7 پس امنيت اجتماعى، هدف اساسى وجوب حجاب است.11 و همچنین از فلسفه هاى حقيقى وجوب حجاب، حفظ آرامش زن، مصونيت جامعه از فساد و عمق و معنا بخشيدن به امنيت اجتماعى با توسعه آن مى باشد.11 پوشش دينى، پيام عفت، شخصيت و خداترسى زن مسلمان است و مردان جامعه نه تنها به چنين بانويي چشم طمع نخواهند داشت بلكه او را نيرويى بالفعل در هر چه وسعت بخشيدن امنيت اجتماعى دانسته و نجابتش را مى ستايند. در اين صورت است كه زن نه تنها در سنگر حجاب خود، از تير نگاه هاى زهرآلود، سخنان آزار دهنده و برخوردهاى اراذل جامعه در امان خواهد بود، بلكه امنيت و آرامش درونى خود و اجتماع خويش را برقرار خواهد كرد. نكته معنوى و عرفانى قابل ذكر در اين باب، پيام الهى آفريدگار هستى، خطاب به زنان است (اى زن! آگاه باش، دنيا خراب آبادى است كه هر نقطه آن به مين هاى شيطان و نگاه هاى آلوده، ناامن گشته است. اما فرشته هاى حجاب در محفل انس و ياد خدا در  امنيتى بى نظير به سر مى برند كه ديگران از طعم آن بى خبرند). (تحليل نو و عملى از حجاب در عصر حاضر، محمدرضا اكبرى، ص ١٦-١٤).11 حجاب، حريمى ميان زن و مردان نامحرم است و سبب فروكش كردن غريزه جنسى مى شود. خاموشى اين شعله و در مسير طبيعى قرار گرفتن آن باعث مى گردد بسيارى از مشكلات از جامعه رخت بربند.18 زیرا نفس آدمى دريايي از خواستنى ها و تمايلات است. زمانى كه به چيزى رغبت پيدا كند همانند دريا، طوفانى مى شود و تنها راه آرام شدن جزر و مد اين دريا، رسيدن او به خواسته خويش است. لذا براى جلوگيرى از چنين موقعيت مهلك و درد طاقت فرسايي، حجاب داروى درمان كننده و موجد امنيت و صفاى روحى است. همانطور كه يك بانوى تازه مسلمان آمريكايي مى گويد: سلامت روح مرد و جامعه با نوع و كيفيت پوشش زنان، رابطه مستقيم و غيرقابل انكار دارد.11 پوشش، امنيت به همراه دارد و عامل مهمي براي آزادي زنان است،نه اسارت آنان. اسلام با طرح پوشش مناسب (حجاب)، جواز حضور زنان را در اجتماع فراهم آورده است2 و این حفاظ حجابى که بين زن و مرد وجود دارد اين به معنى آن نيست كه زنان، عالم جداگانه اى غير از عالم مردان دارند؛ نه، زنان و مردان در جامعه و محيط كار، با هم زندگى مى كنند؛ همه جا با هم سروكار دارند؛ مشكلات اجتماعى را با هم حل مى كنند؛ جنگ را با هم اداره مى كنند و كردند؛ خانواده را با هم اداره مى كنند و فرزندان را پرورش مى دهند؛ اما آن حفاظ و حجاب در بيرون از محيط خانه و خانواده حتماً حفظ مى شود. اين، آن نكته اصلى در الگو سازى اسلامى است. اگر اين نكته رعايت نشود همان ابتذالى كه غرب دچار آن است پيش مى آيد. اگر اين نكته رعايت نشود،زن از پيشتازى در حركت به سمت ارزش ها بازخواهد ماند.10 چون حجاب از جهت معنوى باعث مى شود كه زن كمتر دچار لغزش و گناه گردد. و به دنبال آن، زن و بطور كلى جامعه بيشتر مى توانند مراتب معنوى و انسانى را طى نمايند.18 نقش حجاب در سلامت عمومى جامعه این است كه زن و مرد هر كدام كار متعلق به خويش را انجام دهد و اختلاط و معاشرت بى مرز در آن وجود نداشته باشد، زنان غيرمتعهد خودنمايى ننمايند و مردان شهوت ران هم با چشم صياد خويش به دنبال طعمه نگردند، در آن زمان در جامعه آرامش روحى و روانى بر زن و مرد حاكم خواهد شد، و ثبات و استحكام ويژه اى بر خانواده آن سايه خواهد افكند، و روز به روز بر تعداد پيوند ازدواج ها و زناشويى هاى مشروع و قانونى افزوده خواهد گرديد كه نتيجه آرامش اجتماعات كوچك، آرامش و سعادت جوامع بزرگ انسانى خواهد شد.11 پاكى جامعه از كسالات اخلاقى و زشتى هاى نابخشودنى، با رعايت همه جانبه  مسائل مؤثر در سالم سازى جامعه است، و از آنجا كه منتهاى پوشش براى چنين مقصودى است، جمع كردن آن با ساير نكات اخلاقى پيرامون زن در غالب حجاب، كمك شايان توجهى به اين سالم سازى مى نمايد.12 خبرنگار روزنامه نيويورك تايمز طى مقاله اى با عنوان (زنان در آغوش اسلام امنيت تازه مى يابند) با اشاره به گرايش روز افزون زنان مسلمان به حجاب مى نويسد، چه چيزى اين بازگشت را ميسر ساخته است؟ بازگشتى كه به معناى واقعى در آزادى هاى شخصى و سياسى صورت گرفته است؟ پوشش (حجاب) براى زن اين امكان را فراهم ساخته كه در شهرهاى شلوغ بتواند به راحتى فعاليت كند و، از مزاحمت  مردان جوان و نوجوانانى كه درجست و جوى كار از اطراف و اكناف كشور به پايتخت سرازير شدند در امان بماند. این لباس يك پيغام غيرقابل ترديد به اطرافيان مى فرستد. حجاب مى گويد: اين زن نجيب است، با او كار نداشته باشيد. و به وى اجازه مى دهد بدون اينكه مورد آزار جنسى قرار گيرد در اتوبوس هاى شلوغ شهر سوار شود (روزنامه رسالت،٢/٤/٧٣  ،١٣/ محرم/ ١٤١٥، شماره ٢٢٤٢٠).18 هويت و شخصيت خانواده در گرو پاكدامنى و عفت است؛ با توجه به جایگاه زن در خانواده و همچنین تأثیر خانواده بر اجتماع می توان گفت: جامعه سالم در دامان مادران پاكدامن و عفيف شكل مى گيرد، چنان كه در حديث آمده است: (طُوبى لِمَنْ كانَتْ اُمُّهُ عََفِيفَةً (بحارالانوار، ج ٥، ص ٢١٥)) (خوشا به سعادت كسى كه مادرش عفيف و پاكدامن باشد).2 پس ملاك در روابط اجتماعى، پاكى و طهارت است (آيه 28 سوره مبارکه نور) (ازكى لكم) و اوامر و نواهى خداوند، راه رسيدن به این طهارت است.17 و حجاب موجب طهارت زنان و به دنبال آن طهارت جامعه است.14 آثار و فوايد حجاب اسلامى بر گسترش امنيت اجتماعى، بسيار است كه برخى از آنها عبارت اند از:
١- ايجاد آرامش روانى بين افراد جامعه.
٢- جلوگيرى از تهييج و تحريك جنسى و خنثى نمودن لذايذ نفسانى.
٣- كاهش چشمگير مفاسد فردى و اجتماعى در جامعه اسلامى.
٤- حفظ و استيفاى نيروى كار در سطح جامعه اسلامى.
٥- حضور معنوى گرايانه زنان و مردان در محيط اجتماعى.
٦- كاهش تقاضاى مدپرستى بانوان.
٧- حفظ ارزش هاى انسانى، مانند عفت، حيا و متانت در جامعه.
٨- مصونيت زنان در همه زمان ها و مكان ها.
٩- سلامت و زيبايى موقعيت اجتماعى و فرهنگى مردان و زنان جامعه اسلامى.
١٠- هدايت، كنترل و بهره مندى صحيح از اميال و غرايز انسانى.
١١- مبارزه با تهاجم فرهنگى غرب.
١٢- از بين بردن فشارهاى اجتماعى نامشروع و نابهنجار.11
بی حجابی و نتایج و عواقب آن
اگر هدف از بی حجابی، خودنمائی و جلب نظر جنس مخالف است باید گفت، جلب چشم مردها و هوس هوسرانان، عاملى براى تحقير زن است. عظمت زن به اين نيست كه بتواند چشم مردها، هوس هوس رانان را به خودش جلب كند؛ اين افتخارى براى يك زن نيست؛اين تجليل زن نيست؛ اين تحقير زن است.10 تا وقتى بانوان، خود را از ديد چشمهاى حريص مردان مى پوشانند، درياى نفس آنها آرام است، ولى وقتى به جلوه گرى دست مى زنند، اضطراب روحى و نابه سامانى روانى خود و براى مردان فراهم مى آورند.2 بدون ترديد، زمانی که مرد در خيابان، بازار، اداره، كارخانه و ... همواره با چهره هاى محرك و مهيج زنان بدحجاب و  آرايش كرده مواجه باشد، تمركز نيروى كار او كاهش مى يابد (براى آگاهى از گستره كشانده شدن لذت هاى جنسى به محيط هاى كارى و اجتماع، و اعترافات صريح بعضى از زنان كشورهاى غربى درباره مزاحمت هاى جنسى نسبت به زنان و كودكان، ر. ك: احمدصبورى اردوبارى، بهاى يك نگاه؛محمدتقى فلسفى، كودك از نظر وراثت و تربيت، ج ٢، و روح الله حسينيان، حريم عفاف).22 از سوی دیگر زن خود با انتخاب پوشش خویش در نوع برخورد جامعه با او تا حدی نقش دارد کما اینکه سرچشمه بسيارى از مزاحمت هاى هوس بازان نسبت به زنان و دختران، نوع لباس خود آنهاست، (آيه ٦٠سوره مبارکه احزاب).16 مي بينم كه جوانان ولگرد هميشه متعرض زنان جلف و سبك و لخت و عريان مي گردند. وقتي كه به آنها اعتراض مي شود كه چرا مزاحم مي شويد؟ مي گويند: اگر دلشان اين چيزها را نخواهد با اين وضع بيرون نمي آیند.21 به صورت ناخودآگاه، برخورد مردان با زنانى كه پوشش نامناسبى دارند، برخوردى شهوانى و ابزارى است. در واقع می توان گفت، زن و مرد همانند دو سيم برق هستند كه نبود عايق ميان آنها آتش بى عفتى را شعله ور مى سازد و ارزش ها را مى سوزاند.حجاب حریمی میان زن و مرد نامحرم است، و حدود و مرزهای میان آنان را مشخص می نماید،18 روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است. اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح بشر، محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می گیرد.13 اگرچنين حريمى برداشته شود و آزادى بى قيد و شرط به ميان آيد، بايد شاهد زندگى حيوانى باشيم كه در آن صورت، اضطراب هايي دچار افراد مى شود. زيرا غريزه جنسى نيرومند و چون اسبى سركش است كه هرچه بيشتر اطاعت شود و افسارش رهاتر گردد، سركش تر مى شود و ضربه كارى تر بر انسان وارد مى كند يا همچون آتشى است كه هرچه به آن بيشتر هيزم بدهند، شعله ورتر مى شود.18 مهمترين آسيب ها و پيامدهاى بى حجابى: ١- عقده مند كردن مردان: جلوه گرى زنان، آثار منفى روانى براى مردان و جوانان در پى دارد. اگر  ميل آدمى به چيزى جلب شود و به آن دست نيابد، تعادل روحى و روانى او بهم مى ريزد؛ درونش ناآرام مى گردد و در صورت تكرار به عقده روانى تبديل مى شود. ٢- سقوط شخصيت زنان: حجاب، قانون فطرت است و سرپيچى از اين قانون فطرى، سقوط ارزشى بانوان را به همراه دارد. هر قدر زن ها به خودآرايي بپردازند، از تقويت و تكميل روح الهى خود بازمى مانند. بى حجابى، كليد تخريب ارزش هاى زنان است. ٣- تزلیل خانواده ها: كشاندن مسائل جنسى از محيط خانواده به جامعه افزون بر متزلزل كردن عفت زنان، زمينه از هم پاشيدن بنيان خانواده ها را فراهم مى آورد. اساساً پوشش زنان سبب مى شود تمتعات جنسى منحصر در خانواده باشد؛ همچنين به حفظ و حراست از كيان اجتماعى و استفاده بهينه از نيروهاى فعال آن كمك مى كند. حضور زنان بى حجاب و بدحجاب دل مردان را سست كرده و ايمانشان را مى ربايد و چه بسا باعث ركود در فعاليت هاى اجتماعى مى شود. ٤- بلوغ زودرس جنسى: بى ترديد، در اثر جلوه گرى زنان، نوجوانان، زودتر از زمان طبيعى به بلوغ خواهند رسيد و اين بلوغ زودرس زمينه ساز اختلال روانى و جسمى در آنان مى شود. ٥- بدآموزى: اصولاً فرزندان، رفتار خود را از بزرگترها مى آموزند. اگر زنان و دختران بالغ جامعه، ازشرم و حيا به دور باشند و در پوشش مناسب موى سر، بدن و زينت هاي آن دقت نكنند، الگوى نامناسبى براى فرزندان جامعه خواهند بود.2  6- رونق گرفتن چشم چرانی و هوسبازی. 7- توسعه فساد و فحشا. 8- سوء قصد و تجاوز به عنف. 9- بارداری های نامشروع و سقط جنین 10- خودکشی و فرار از خانه در اثر آبروریزی. 11- بالا رفتن آمار طلاق و تضعیف روابط خانوادگی. 12- رقابت در تجملات. 13- ایجاد دلهره برای خانواده های پاکدامن.4 ممكن است بعضي ها ادعا كنند و بگويند: وقتي بي حجابي رايج شد شخص ديگري مزاحمتي ايجاد نمي كند اما آمارهاي تجاوز به عنف و مزاحمت براي زنان در كشورهاي به اصطلاح آزاد، فراوان و بسيار قابل ملاحظه و درخور تأمل است. مالكيت بى قيد و شرط و آزادى به معنى رها شدن، سرچشمه فساد و به هم ريختن نظام اجتماعى است.5
دیدگاه قرآن و احادیث نسبت به مسأله عفاف و حجاب
اصل حجاب و پوشش زن از ضروریات دین اسلام است و هیچ یک از دانشمندان اسلامی در آن اختلاف ندارند. حتی در مقدار و حد پوشش نیز بین فقها و علمای اسلام اعم از شیعه و سنی اختلاف ندارند و تقریباً همه آن ها بر این عقیده اند که زن باید در حضور نامحرم تمام بدن خود جز صورت و دست ها تا مچ بپوشاند. ما در اینجا به دیدگاه های بعضی از آنها اشاره می کنیم.13 از هر كارى كه موجب شكستن حريم حيا و حجاب مى شود، دورى كنيد، (آيه ٢٧سوره مبارکه نور) (تستأنسو) پاكدامنى و عفت براى زنان بهترين ارزش است، مطابق آيه 33 سوره مبارکه نور (ان اردن تحصناً)17 قال النّبىّ صلى الله علیه و  آله: الْحَياءُ حَسَنٌ وَلكِنْ فيِ النَّساءِ أحْسَنُ . پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم فرمود: حيا از همه نيكوست ولى از بانوان نيكوتر است.9 پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرموده است: خدا، حيا و پوشيدگى بندگانش را دوست دارد.2 قال رسول الله صلی الله علیه و آله: المراه عوره سترها بیتها ف اذا اخرجت استشرقها الشیطان. زن اندامی شهوت انگیز دارد که خانه اش پوشش آن است، اگر خود را نپوشاند همین که از خانه خارج شد شیطان او را دربر می گیرد.13 قال عَلِىّ علیه السلام: ألْعَفافُ يَصُونُ النَّفْسَ وَ  يُنَزّهُما الدَّنايا. حضرت على عليه السلام فرمود: عفت محافظ انسان است و او را از پستى ها باز مى دارد. قال عَلِىّ علیه السلام: عَجِوْتُ لَمِنْ عَرفَ سُوءَ عَواقِب اللَّذَّات كَيْفَ لا يَعُفَّ. حضرت على عليه السلام فرمود: درشگفتم از كسى كه فرجام هوس بازى ها را مى داند چگونه عفت نمى ورزد.9 حضرت على عليه السلام مى فرمايد: ما الْمُجاهِدُ الشّهيدُ فى سَبيلِ اللهِ بِأَعْظَمَ أَجْرا مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ لَكادَ الْعَفيفُ اَنْ يَكُونَ مَلَكا مِنَ الْمَلائِكَه. اجر رزمنده شهيد راه خدا، بالاتر از اجر كسى نيست كه فدرت، برخلاف عفت داشته، ولى عفت خود را حفظ كرده است. به حقيقت كه فرد عفيف، نزديك است كه فرشته اى از فرشتگان باشد (نهج البلاغه، حكمت ٤٧٤).2
نتیجه
از مطالب فوق این نتیجه حاصل می گردد که مسأله حجاب، مسأله ای است که اگرچه مقدمه ای است برای چیزهای بالاتر اما خود یک مسأله ارزشی است،10 یعنی افزون بر اینکه داشتن حجاب زن دستاوردهای فراوانی از جمله امنیت و آرامش دارد که خود در بهبود سلامت روانی جامعه مؤثر است، برای خود شخص نیز امتیازی است برای کسب کمالات انسانی و از همه مهمتر طبق آیه شریف 59 سوره مبارکه احزاب: حجاب امری اختیاری نیست، بلکه تکلیفی است نسبت به تمامی زنان مؤمن،14 یعنی حجاب دستوری الهی و امری واجب است. حال اگر كسانى با نگرش دينى، اسلامى يا با رويكرد جامعه شناختى و روان شناسى به چنين كاركردها و تأثيرات مطلوب، به ويژه تأمين امنيت اجتماعى پى ببرند، نه تنها هدفمندانه، زندگى مى كنند، بلكه براى رفتارها و انديشه هايشان دست به گزينش مى زنند تا به اهداف متعالى الهى و انسانى دست يابند. از اين رو به مسأله حجاب نيز به عنوان راهبردى كارساز جهت تأييد و ترويج ارزش هاى اجتماعى، تأمين كننده سعادت آدمى و منشأ قرب الهى مى نگرند.11 زنان به عنوان نیمی از جمعیت جامعه و نیز رابطه زن و مرد، پوشش زنان به همه آحاد جامعه مربوط می شود؛ با مد نظر داشتن آثار زیان بار و مخرب بی حجابی و بدحجابی زنان نمی توانند و نباید با نداشتن حجاب مناسب خود آرامش همگانی را سلب کنند که اثرات سوء آن علاوه بر زمان حال آینده را هم شامل شود.
منابع
1. اختری، عباس علی، دائرۀ المعارف جامع اسلامی، مؤسسه فرهنگی آرایه و مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، ص 1411 و 3962.
2. اسحاقی، سیدحسین، مروارید عفاف (کاوشی در حیا، غیرت و حجاب)، ص 1 و 2 و 3 و 10 و 27 و 33 و 37.
3. امامی، محمدجعفر، لغات در تفسیر نمونه، انتشارات امام علی بن ابی طالب (ع)، اول 1387 ص 178.
4. بابائیان، عباس، 400 نکته از تفسیر نور، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ص 266.
5. بهرامپور، ابوالفضل، تفسیر نسیم حیات جزء 12، آوای قرآن، پنجم 1388 ص177 و 178.
6. بهرامپور، ابوالفضل، تفسیر نسیم حیات جزء 18، آوای قرآن، ششم 1389 ص 185.
7. تربتی کربلایی، حیدر، حریم و حیا، ص 4.
8. حداد عادل، غلامعلی، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص 22.
9. حسن زاده، علی، چهل حدیث حیا و عفاف، معروف، ص 5 و 16 و 20 و 24.
10. خامنه ای، سیدعلی، زن و بازیابی هویت حقیقی، مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی، ص 56 و 57 و 63 و 154 و 199 و 200 و 300.
11. درافشان، محمدحسین، آثار و پیامدهای حجاب، پیام زن و مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، ص 15 و 16 و 23 و 59 و 72 و 76 و 85.
12. دهقانی، محسن، منطق کرامت زن؛ نگرشی جدید به مفهوم حجاب، ص 6 و 14 و17 و 18.
13. رجبی، عباس، حجاب و نقش آن در سلامت روان، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ص 40 و 41 و 51 و 63 و 65 و 66.
14. فاضل لنکرانی، محمدجواد، حجاب و نظام اسلامی، ص 3 و 14 و 15.
15. فردوسی، سیما، بهداشت روانی، تهران، شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی ایران، 1392، ص117
16. قرائتی، محسن، تفسیر سوره احزاب، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، 1389، ص 44 و 88 و 90.
17. قرائتی، محسن، تفسیر سوره نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن 1375، ص 11 و 40 و 41 و 47.
18. محمدی نیا، اسدالله، فلسفه حجاب؛ آثار حجاب از نظر علوم اجتماعی، روانشناسی و دانشمندان جهان، سبط اکبر و مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اضفهان، ص 9 و 24.
19. مدنی، سمانه، دختران به عفاف روی می آورند، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها و مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، ص 55.
20. مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، ص 108.
21. مطهری، مرتضی، مسأله حجاب، ص 78 و 80 و 162.
22. مهدیزاده، حسین، حجاب شناسی (چالش ها و کاوش های جدید)، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، 1381، ص 5 و 11 و 16 و 18 و 23.


تاریخ: ۱۳۹۳/۱۰/۲۲
منبع: میثاق رحمانی- مارال رحمانی
نظرات: