logo-samandehi
صفحه نخست > مطالب > سبک زندگی عفیف > ارزیابی و بررسی کیفیت مواجهه با جُرم فرهنگی در جمهوری اسلامی
ارزیابی و بررسی کیفیت مواجهه با جُرم فرهنگی در جمهوری اسلامی ارزیابی و بررسی کیفیت مواجهه با جُرم فرهنگی در جمهوری اسلامی (تعداد بازدید : 63)
مورد مطالعاتی خانواده فراهانی
با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، شور و شعف وصف ناپذیری در آن دسته از هنرمندانی که در زمان انتخابات سنگ تمام ویژه ای برای تبلیغات کاندیدای کلید به دست گذاشته بودند، ایجاد شد؛ هنرمندانی که این سنگ تمام گذاشتن را در انتخابات 7 اسفند 1394 هجری شمسی نیز تکرار کردند و پس از آن هیچ گاه بابت تبلیغ لیستی که حامیان آن را مفسدان اقتصادی تشکیل داده و یا اعضای آن دارای ردیف حق اوقات فراغت در فیش حقوقی پدرشان بودند، عذرخواهی نکردند؛ هنرمندانی که بعضاً در پیش و پس از انتخابات سال 1388 نیز نتوانستند مسیر درست را تشخیص داده و برخلاف منافع ملی و مصالح جامعه گام بردارند. این گروه کوچک اما بسیار پرنفوذ که بر حوزه های مختلف هنر بالاخص تئاتر و سینما سیطره دارند با روی کار آمدن امید بی وقفه از حال خوبشان و بهتر شدن اوضاع فرهنگ گفتند و تکیه کلامشان هشت سال گذشته بود، کافی است جشنواره سی و دوم فجر به عنوان اولین جشنواره کلان دولت یازدهم از حیث کاربرد عبارت های امید، حال خوب، هشت سال گذشته مورد بررسی قرار گیرد تا دامنه تکرار این عبارت ها تصویر روشنی از فضاسازی ایجاد شده توسط هنرمندان در آن زمان را فراهم آورد. 
   
اما حالِ خوب هنرمندانِ روشنفکرِ بی تعهد به منافع ملی در دولت یازدهم چندان دوام نیاورد و این دولت نیز با وجود تمام امتیازات و ملاطفت هایی که نسبت به این قشر صورت داد و خط مشی ارشادِ خاتمی و مهاجرانی را پیش گرفت، نتوانست توقعات روزافزون ایشان را پاسخ گفته و حامی تمام پرده دری ها و قباحت زدایی های ایشان تحت لوای هنر باشد. به این ترتیب با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید بسیاری از هنرمندان روشنفکر که پیشتر حالشان بد بود و تحت فشار بودند و زندگی برایشان تیره و تار شده بود، مجال یافتند نه به صورت حداکثری، بلکه تا حدی که دیدگاه های نسبتاً باز دولتمردان دولت تدبیر و امید و تسامح و تسأهلِ فراوان ایشان اجازه می داد، به فعالیت های خویش رونق داده و ابعاد جدیدی از پرده دری ها را بویژه در عرصه سینما به نمایش بگذارند تا جایی که دیگر بسیاری از ناهنجاری ها به واسطه نمایش بر پرده سینما برای جامعه عادی سازی شده و جامعه آنها را بپذیرد، در این باره می توان به نحوه مواجهه رسانه ها، ارگان ها و مردم با فیلم های گشت ارشاد و 50 کیلو آلبالو اشاره کرد. 
   
یکی از مطالبات جدی هنرمندان روشنفکر در دهه های اخیر از جمهوری اسلامی آزاد گذاشتن هنر و هنرمند و محصور نکردن وی حتی در قیود و الزاماتی است که جامعه به صورت عرف پذیرفته و قرن ها آنها را پاس داشته است. برای ایشان هنر و خلاقیت و آفرینش هنری بالاتر از هر مکتب و گزاره هنجاری و عرفی و شرعی است، برای مثال اگر فردی به شکلی هنرمندانه یک فعل قبیح از نظر عرفِ بیشتر جوامع انسانی را به نمایش بگذارد؛ مثلاً در برابر چشم تماشاگران برهنه شود، نه تنها نباید او را سرزنش کرد بلکه باید او را ستود و از وی تجلیل نمود چرا که او هنرمندانه برهنه شده است و برهنگی او متمایز از سایر برهنه شدن هایی است که انسان ها به طور معمول هنگام استحمام و ... تجربه می کنند. 
براین اساس باید هنرمند را ستود و نباید هنر را به ارزشی و غیرارزشی تقسیم نموده و یا مانع فعالیت هنرمندان پیش از انقلاب و یا هنرمندانِ روشنفکر بی قید شد چرا که بسیاری از ایشان اساتید و بزرگان عرصه های هنری در ادبیات، شعر، موسیقی، تئاتر و سینما هستند. به همین علت است که هر از چندگاهی تلاش هایی برای تطهیر چهره های هنری خارج نشین صورت می گیرد و اگرچه یاد این افراد همیشه در کلاس ها، دوره ها، جشن ها، رسانه ها و محافل هنری و سینمایی گرامی داشته شده و داشته می شود؛ اما در بازه های زمانی مختلف یک جنجال سازی رسانه ای برای اثرگذاری بر افکار عمومی و عیارسنجی واکنش مردم، رسانه ها و مسئولان نسبت به این افراد صورت می پذیرد که آخرین نمونه این رفتارها در روزهای گذشته با انتشار گسترده دیدگاه هایی راجع به بهروز وثوقی و گلشیفته فراهانی در فضای مجازی رقم خود؛ ابتدا نظرات یک مداح درباره لزوم پاسداشت وثوقی به عنوان یک استاد بازیگری در اوج عزاداری های دهه اول محرم و دومی نظر یک بازیگر-کارگردان ارزشی درباره احترام به دیگران و پذیرفتن آنها با مثالی از گلشیفته فراهانی بود. به فاصله کوتاهی صبحت های پدر گلشیفته فراهانی در تجلیل و ستایش از دخترش و در نهایت تمجید گلشیفته از پدرش انتشار پیدا کرد تا پس از مدت ها دوباره گلشیفته فراهانی تیتر رسانه ها قرار گرفته و بسیاری برای ستودن هنرنمایی وی و مانع تراشی جمهوری اسلامی بر سر راه پیشرفت وی قلم فرسایی کرده و یا در ذیل پست ها اظهار فضل نمایند. 
اما آنچه در این بین اهمیت دارد مغفول ماندن مفهوم جُرم فرهنگی در جمهوری اسلامی است، مفهومی که فقدان تعریف جامع آن باعث شده گناهان کبیره و شکستن حدود الهی به سادگی در جمهوری اسلامی که داعیه دار برپا کردن حدود الهی است، مورد تمجید و ستایش قرار گیرد و گناهکاران و دوستداران گناه کوچکترین شرمساری و خجلتی بابت ارتکاب یا تبلیغ آن احساس نکرده و هتاکانه و طلبکارانه معترضان به پرده دری و آمران به معروف را مورد پرخاش قرار دهند. 
   
برهنگی در جامعه غربی امری عادی است، همان طور که در جنگل نمی توان حیوانات را به جرم برهنگی مؤاخذه نمود؛ جامعه غربی هنوز شعورش با باورمندی به پروردگار حیِ قادرِ متعال منتهی نشده چه رسد به اینکه احکام و حدود الهی را فهم کرده و قصد برپا نمودن آنها را داشته باشد. بنابراین نباید انتظار داشت جامعه غربی برهنگی را قبیح بپندارد یا برهنگان را مورد شماتت قرار دهد، اما به همین نسبت نمی توان انتظار داشت در جامعه ای که مدعی زمینه سازی ظهور و شکل دهی به تمدن نوین اسلامی است، آشکارا گناه و گناهکار در رسانه ها و محافل و جشن های عمومی مورد ستایش قرار بگیرند و این همه ریشه ای جز عدم تعریف و تبیین دقیق جُرم فرهنگی دارد. 
   
عَنْ الباقِرِ عليه السلام: اِنَّ الأمرَ بِالمَعْرُوفِ وَ النَّهْىَ عَنِ الْمُنكَرِ فَريَضَةٌ عـَظيمَةٌ بِهـا تـُقامُ الفـَرائِضُ وَ تَأْمَنُ المَذاهِبُ وَ تَحِلُّ المَكاسِبُ وَ تَرُدُّ الْمَظـالِمُ وَ تَعْمـُر الأرْضُ.
امام باقر عليه السلام فرمودند: امر به معروف و نهى از منكر دو واجب بزرگ الهى مى باشند كه ساير واجبات با آنها برپا مى مانند و بوسيله اين دو راهها امن و كسب و كار مردم حـلال مى شود. با اين دو واجب است كه داد ستمديدگان ستانده مى شود و زمين آباد مى گردد.

مشخص نبودن تعریف جُرم فرهنگی سبب شده تا در مواقعی سطح مقابله با جرایم فرهنگی به برخورد با بدحجابی و فروشندگان البسه شیشه ای تقلیل پیدا کرده و در عوض، بسیاری از مجرمان اثرگذار در ایجاد ناامنی فرهنگی در کشور در آسایش به فعالیت مشغول باشند، بنابراین امروز چاره ای جز بازتعریف نسبت گناه و جرم در عرصه فرهنگ جهت تدقیق جُرم فرهنگی و تمام ابعاد و جوانب آن وجود ندارد. برای این کار بهترین گزینه تمسک به قول و فعل علمای اسلام به عنوان تبیین کنندگان فقه پویای شیعه است که از قضا مثال روشن و واضحی نیز برای آن وجود دارد. 
   
بطور کل نادیده گرفتن حدود الهی و عدم تبیین کامل دایره جرایم مبتنی بر این حدود باعث شده تا قوانین کشور در برخی موارد دچار نارسایی شدیدی باشد که برای دریافت بهتر این موضوع می توان به مطلب بازتعریف نسبت گناه و جُرم در عرصه فرهنگ/ امنیت فرهنگی جامعه چه ارتباطی با حد و مرز جُرم فرهنگی دارد؟ و همچنین مطلب دیگری با عنوان جُرم فرهنگی؛ قوادی با موش‌ها/ بازتعریف مابه ‌ازاء گناهان کبیره در حوزه فرهنگ و هنر/ متولی اصلی حفظ امنیت فرهنگی جامعه کیست؟ مراجعه نمود که پیش از این طی دو گزارش به محضر مخاطبان سینماپرس ارائه گردیده است.
   
کافی است یادآوری شود که در جمهوری اسلامی مدیران ارشد فرهنگی جمهوری اسلامی به علت اعتراض های آمران به معروف زمانی که از اعطایِ آزادی بی حدِ مطلوبِ هنرمندان بازمی مانند استعفاء می دهند، درواقع ایشان صرفاً به دلیل اینکه نمی توانند زمینه ای برای فعالیت هنرمندانِ غرب گرا آنطور که خواست نفسِ سیری ناپذیر ایشان است تدارک ببیند، پست خود را واگذار کرده و پس از آن نیز از روند فعالیت خود دفاع می کنند گویی که کوچکترین ارزشی برای دغدغه های آمران به معروف قائل نبوده و یا احکام شرع و حدود الهی را برای حوزه هایی به جز فرهنگ و هنر می دانند.
   
به عبارت بهتر در نگاه این مسئولان واژه هایی مانند گناه، جرم، حدود الهی، حرام و ... در ساحت هنر جای نداشته و ندارد چرا که هنرمند تراوشات پاک و معصومانه ذهنِ زیبای خویش را به صورت اثر هنری به تماشاگران عرضه می کند و نباید با معیارهای دینی و ایدئولوژیک چنین قیاسی را درباره تولیدات هنری به کار برده و خاطر هنرمندان را آزرده کرد. این نمونه کوچک شده همان نگاه تسامح و تسأهلی است که هنر غربی را به جایی کشانده که اگر هزاران زن و مرد با برهنگی کامل هر عمل شنیعی را در وسعت یک خیابان به نمایش بگذارند، آن را می پذیرد چرا که هنر است و هنر به ما هو هنر والا و قابل احترام است!
   
   
   
به سبب نامشخص بودن ابعاد جُرم فرهنگی، حتی مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی نیز حاضر به پذیرش خطاهای راهبردی و صدمات وارد آمده بر پیکره فرهنگ جامعه و تباهی روح و روان نسل های مختلف به تبع فعالیت ساختار تحت مدیریتشان نبوده و آمران به معروف را مانع انجام خدمتشان معرفی می کنند.
اما همان طور که اشاره شد هنگامی که جُرم فرهنگی و شناخت و مجازات مجرمان فرهنگی در جامعه جدی گرفته نشود، کار به جایی می رسد که قباحت و زشتی ستوده شده و نسل های جوان جامعه نسبت به آن تشویق شده و در کمال گستاخی معترضان و آمران به معروف مورد شماتت و سرزنش قرار می گیرند که یکی از مصادیق آن رفتار فراهانی های پدر و دختر در دهن کجی به عرف و هنجارهای پذیرفته شده جامعه است، عرفی که قرن ها انسان ایرانی آن را پاس داشته تا حدی که گفته می شود هیچ نگاره برهنه ای از انسان ایرانی در آثار باستانی ایرانیان وجود ندارد اما گویا