logo-samandehi
صفحه نخست > مطالب > فرامین ولایت > بیانات در دیدار بسیجیان
بیانات در دیدار بسیجیان بیانات در دیدار بسیجیان (تعداد بازدید : 20)
به مناسبت هفته‌ بسیج1
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّةالله فی الارضین و لعنةالله علی اعدائهم اجمعین.
جلسه‌ ما جلسه‌ بسیار شیرین و مطلوبی است. عطر روحیه‌ بسیجی فضا را انباشته است. از بیانات این عزیزان که هرکدام بنحوی یک حقیقت شیرین و حائز اهمیت را بیان کردند، استفاده کردیم، لذّت بردیم. حرف هم با شما عزیزان بسیجی -جوانها، پسرها، دخترها- زیاد است.
بنده امروز چند نکته را در مورد  بسیج عرض خواهم کرد لکن قبلاً به مناسبت ایام و به مناسبت این راهپیمایی عظیم و باشکوه که حقیقتاً یک پدیده‌ عظیم تاریخی است، یک جمله‌ ای عرض بکنیم. معمولاً در این‌ جور پدیده‌ هایی که انسان مشاهده می کند که تبلیغاتی برای آن انجام نگرفته لکن ناگهان یک پدیده‌ ای در محیط دید انسان بُروز می کند، دست خدایی مشهودتر از همه‌ جای دیگر است؛ یک نمونه‌ اش خود انقلاب اسلامی [است]. حالا مبارزات قبلی به جای خود محفوظ اما حضور مردمی و گسترش مردمی در طول یک سال، یک سال و نیم در یک کشور وسیعی مثل کشور ما انجام گرفت. همان شعاری که مردم در تهران می دادند، در فلان روستا در دوردست هم که مردم راهپیمایی می کردند، همان شعار را می دادند. لذا امام آن‌ وقت -آن‌ طور که به ما اطلاع دادند- فرموده بودند این انقلاب پیروز خواهد شد، چون نشانه‌ حضور دست قدرتمند الهی است. یک وقت دیگری هم به خود من ایشان فرمودند، گفتند من در طول این انقلاب یک دست قدرتی را همیشه پشت این حرکت عظیم مردمی دیدم؛ حرکتهای‌ مردمی این‌ جوری است. قضیه‌ تسخیر لانه‌ جاسوسی هم این‌جوری است، قضیه‌ حوادث بعدی هم که در این کشور اتفاق افتاد این‌جوری است، قضیه‌ نهم دی در این اواخر این‌ جوری است، قضیه‌ اعتکافها از همین قبیل است؛ اینها پدیده‌ هایی است که هیچ تبلیغاتی هم برایش نمی شود، تلاشی هم انجام نمی گیرد. شما ببینید برای اینکه ده هزار نفر، پنجاه هزار نفر را یک جا جمع کنند، چقدر تلاش تبلیغاتی در دنیا انجام می گیرد، آخرش هم نمی شود. اینجا با وجود موانع فراوان، از ایران فقط دو میلیون نفر برای پیاده‌ روی هشتاد کیلومتری -برای پیاده‌ روی، نه برای لذت بردن و در هتل لمیدن- بلند می شوند می روند کربلا؛ چند برابر آن [هم] از خود عراق و از مناطق دیگر؛ این یک حادثه‌ الهی است، این یک پدیده‌ الهی است؛ این نشان‌ دهنده‌ این است که این راه، راه عشق است؛ منتها نه عشق مجنونانه، عشق همراه بصیرت؛ مثل عشق اولیا به خدا؛ اَللٰهُمَّ ارزُقنی حُبَّکَ وَ حُبَّ مَن یُحِبُّکَ وَ حُبَّ کُلِّ عَمَلٍ  یوصِلُنی اِلیٰ قُربِک؛۲ این حب و این عشق، عشق همراه با بصیرت است؛ می داند، می فهمد و این جاذبه او را می کِشد، این مغناطیس او را می کِشد. خب، بنابراین کار، کار بزرگی است؛ پدیده، پدیده‌ عظیمی است. من اولاً به کسانی که موفق شدند و رفتند، خوشامد عرض می کنم و قبول الهی را برای کارشان درخواست می کنم و غبطه‌ خودم را  نسبت به کار آنها -که ما محروم بودیم، آنها موفق شدند- عرض می کنم. از مردم عراق که پذیرایی کردند، محبت کردند، این جمعیت عظیم را توانستند ظرف چند روز اداره کنند، تشکر می کنم. حادثه، حادثه‌ فوق‌ العاده مهمی است.
خب، حالا نتیجه چیست؟ می خواهم این را عرض بکنم که در این‌ جور حوادث که شما دست قدرت الهی را پشت سرش بوضوح می‌ بینید و برکاتش را مشاهده می کنید، باید شکر کرد. اگر شکر کردیم می ماند، اگر شکر نکردیم گرفته می شود. اگر ملت ایران شکر انقلاب را نکرده بود، انقلاب می رفت؛ کمااینکه در بعضی جاهای دیگر دنیا انقلاب شد، بلد نبودند شکر کنند، انقلاب از دستشان رفت؛ نه‌ فقط انقلاب را از دست دادند، [بلکه] بیست سال، سی سال هم عقب افتادند. ملت ایران شکرگزاری کردند. شکرگزاری فقط به این نیست که آدم بگوید «الهی شکر» یا سجده‌ شکر بکند، شکرگزاری به این است که انسان به لوازم این نعمت عمل کند؛ ملت ایران عمل کرد. در هر میدانی که لازم بود حاضر شدند، آنجایی که فداکاری لازم بود فداکاری کردند، جان و مال و عزیزان و فرزند و آبرو و حیثیت، همه را به میدان آوردند. نمی خواهم بگویم تک‌ تک مردم ایران این کار را کردند لکن یک جمع عظیمی، یک اکثریت قابل توجهی این‌ جوری عمل کردند، خدای متعال [هم] پاسخ داد؛ انقلاب را برایشان حفظ کرده. امروز انقلاب از روز اوّلی که پیروز شد، قوی‌ تر، پُرقدرت‌ تر و برای آینده قادر بر برنامه‌ ریزی بیشتر است.
این حادثه‌ راهپیمایی را شکر کنید. شکرش از جمله به این است که  آن روحیات را، آن حالات را -که در این دو سه روزی که مشغول راهپیمایی بودید، آنجا مشاهده کردید یا احساس کردید- در خودتان نگه دارید؛ آن برادری را، آن مهربانی را، آن توجه به ولایت را، آن آماده شدن بدن برای تَعَب کشیدن را، آن ترجیح دادن زحمت کشیدن و عرق ریختن و راه رفتن بر راحتی و تنبلی را. در همه‌ امور زندگی باید این را دنبال کرد؛ این می شود شکر.
از جمله‌ شاخه‌ های شکر، یکی این است که این کار را برای کسانی که عاشق این کارند، آسان کنیم که مسئولیت این به عهده‌ مسئولان بخشهای مختلف کشور است. گاهی حوادثی پیش می‌ آید؛ نگذارند این حوادث [تکرار شود]، پیشگیری کنند؛ این هم جزو شکر است. به‌ هرحال این نعمت را قدر بدانیم، نعمت بزرگی است. و این ان‌ شاءﷲ یک نعمت پایدار خواهد بود و برای ملت ایران و ملت عراق، مایه‌ عزت و سربلندی و افتخار خواهد بود. حالا در دنیا سعی می کنند که نگذارند این نورافکن قوی دیده بشود، لکن نمی توانند، دیده خواهد شد؛ سعی می کنند دیده نشود یا تحریفش کنند، [اما] هیچ‌ کدام به جایی نمی رسد؛ وقتی ادامه دادید حرکت را، ناچار، حقیقت خود را آشکار خواهد کرد.
یک مطلب اصلیِ امروز من درباره‌ بسیج است. بسیج یکی از آن پدیده‌ های شگفت‌ آور دوران انقلاب بود؛ امام بزرگوار از طرف پروردگار ملهَم۳ شد به اینکه این اقدام را بکند؛ بسیج بیست میلیونی که ایشان اعلان کردند و سازمان بسیج که تشکیل شد، خیلی کار بزرگی بود. اصلاً معنای این کار چه بود؟ معنای این کار این بود که خدای متعال به امام بزرگوار این تعلیم را داد، این الهام را کرد که سرنوشت انقلاب را بسپرد دست جوانها؛ نه‌ فقط جوانهای آن روز. وقتی جوانها وارد میدان شدند، این امانتی را که دست آنها سپرده شده است، این اعتمادی را که به آنها شده است، دست‌ به‌ دست در طول زمان به یکدیگر منتقل می کنند؛ و همین اتفاق افتاده است. شاید نود درصد شماها که اینجا هستید، نه دوران امام را دیده‌ اید، نه امام را مشاهده کرده‌ اید، اکثرتان جنگ را ندیده‌ اید اما روحیه، همان روحیه است. نه اینکه من از اظهاراتی که این جوانهای عزیزمان اینجا کردند این را الهام بگیرم؛ نه، من اطلاع دارم، من مرتبطم با جوانها. روحیه‌ امروز جوانهای ما همان روحیه‌ جوانهای آن‌ وقت است؛ با این تفاوت که آنها آن‌ وقت در وسط کوره‌ انقلاب بودند، امروز آن [شرایط] نیست، درعی ن‌حال آن روحیه هست. تفاوت دیگر اینکه بصیرت و آگاهی و تجربه‌ ای که جوانهای ما امروز دارند، آن روز وجود نداشت؛ یعنی ما پیش رفته‌ ایم. امام سرنوشت انقلاب را سپرد به شما جوانها؛ و هر مجموعه‌ جوانی، هر نسلی، وقتی از جوانی پا می گذارد به میانسالی، در واقع این امانت را تحویل می دهد به نسل جوان بعد از خودش و این سلسله تمام‌ نشدنی است.
البته معنای اینکه ما می گوییم حفظ انقلاب و پاسداشت انقلاب را امام به جوانها داد، این نیست که غیر جوانها مأموریت ندارند؛ چرا، این مأموریت همه است؛ از پیرمرد هشتاد ساله و بالاتر از هشتاد‌ ساله تا نوجوان، از مرد تا زن، از نخبه تا غیر نخبه و مجموع آحاد ملت و کشور مأموریت دارند انقلابشان را حفظ کنند؛ این وظیفه‌ همه‌ ما است؛ اما جوان پیشران است، موتور حرکت است. اگر نسل جوان نمی بود و نمی خواست و اقدام نمی کرد، حرکت متوقف می شد؛ اندیشه‌ پیران و فکر و تجربه‌ آنها آن‌ وقتی به کار می‌ آید که حرکت جوانانه‌ جوانان وجود داشته باشد؛ پیش‌ ران این حرکت، جوانها هستند. بنابراین امروز، شما جوانهایی که امام را ندیده‌ اید مخاطب امامید، امام با شما حرف زده است، امام با شما صحبت کرده است. مراجعه کنید به مطالب امام. این یک نکته.
یک نکته‌ دیگر این است که قطعاً حرکت بسیجی در کشور ما پیروز است. شرط اصلی‌ ای که این پیروزی دارد این است که همه‌ ما -جوانها و غیر جوانها- تقوا را و حُسن عمل را برای خودمان یک وظیفه بدانیم. تقوای شخصی و تقوای اجتماعی و گروهی، هرکدام معنایی دارد؛ حالا من درباره‌ تقوای گروهی هم صحبت کرده‌ ام، عرایضی کرده‌ ام و دیگر نمی خواهم تکرار کنم. تقوا لازم است؛ خودتان را مراقبت کنید؛ هم مراقبت شخصی کنید، هم مراقبت گروهی کنید. اگر این‌ [طور] شد، خدا فرمود: اِنَّ اللهَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوا وَ الَّذینَ هُم مُحسِنُون‌؛۴ کسانی که تقوا پیشه کنند و نیکو عمل بکنند، مَعَ الَّذینَ، خدا با اینها است. اینکه خدا با یک جمعی باشد، خیلی مسأله‌ مهمی است.
ببینید! من یک مثال برای شما از قرآن و از تاریخ قرآنی بزنم: خدای متعال موسی و هارون را مأمور کرد که بروند به سراغ فرعون، خب خیلی کار عظیمی بود که دو نفر آدمِ تنها، بروند به مقابله و معارضه‌ با یک قدرت عظیمِ آن روز؛ قدرت فرعونی یک قدرت بسیار عظیمی بود -از لحاظ سیاسی، از لحاظ اجتماعی، حتی از لحاظ نفوذ در مردم، از لحاظ تأسیسات اداری‌، که تفاصیلی دارد قدرت فرعونی- یک چیز عجیبی بود فرعون؛ یک قدرت مستبدِ فعال‌ ما یشاء؛ با آن همه امکانات؛ خدای متعال دو نفر را مأمور می کند که بروید شما با این آدم معارضه کنید و مبارزه کنید. حضرت موسی عرض کرد پروردگارا! ممکن است برویم، ما را مثلاً بکشند، به قتل برسانند، کارمان نصفه‌ کاره بماند -از کشتن نمی ترسیدند، گفتند کار نصفه‌ کاره می مانَد- قالَ لا تَخافا إِنَّنی مَعَکُما اَسمَعُ وَ اَرىٰ‌،۵ [خدا گفت] من با شما هستم. ببینید معیت الهی این است: اِنَّنی‌ مَعَکُما اَسْمَعُ وَ اَرىٰ. اینکه خدا میگوید «إِنَّ اللهَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوا» -که من عرض می کنم اگر من و شما تقوا داشته باشیم خدا با ما است- این معیت الهی و با ما بودنِ خدا، معنایش این است که میتوان دو نفر آدم تنهایِ دست خالی را فرستاد به جنگ یک فرعون.
همین حضرت موسی یک‌ جای دیگر -مکرر البته در قرآن هست، حالا یک‌ جای دیگرش را من عرض می کنم- وقتی که کارشان به معارضه و رودررویی علنی افتاد و بنی‌اسرائیل را جمع کرد که سحَر، [یعنی] صبحگاه خیلی زود یا نیمه شب، حرکت کردند به بیرون شهر که فرار کنند و بروند و از دست فرعون خلاص بشوند، صبح که شد و یک‌ مقداری روز بالا آمد، جاسوسهای فرعون خبر دادند که بنی‌ اسرائیل شهر را خالی کرده‌اند و همه رفته‌ اند؛ فرعون دستپاچه شد که اینها حالا می روند یک‌جای دیگر و یک هسته‌ ای درست می کنند؛ گفت جمع بشوید. لشکر را جمع کردند و پشت‌ سر اینها راه افتادند؛ حالا چقدر فاصله شده من نمی دانم، شاید یک‌ روز یا دو روز یا کمتر یا بیشتر فاصله شده که این لشکر راه افتاده است. خب، آنها پیاده داشتند بدون تجهیزات می رفتند -یک مشت مردم بودند؛ زن، مرد، بچه- [اما] اینها با تجهیزات و سپاه و لشگر و اسب و همه‌ چیز؛ طبعاً زود به آنها می رسیدند؛ به آنها [هم] رسیدند. اصحاب موسی از دور دیدند که وای! لشکر فرعون دارد می‌ آید؛ دستپاچه شدند. در قرآن -سوره‌ شعرا- می فرماید که «فَلَمّا تَرٰٓءَا الجَمعان»، وقتی‌که دو گروه یعنی گروه حضرت موسی که جلو می رفتند و گروه فرعون که پشت سر می‌ آمدند، همدیگر را از دور دیدند و این‌ قدر به هم نزدیک شدند که می توانستند یکدیگر را ببینند، قالَ اَصحـٰبُ موسیٰٓ اِنّا لَمُدرَکون؛۶ بنی‌ اسرائیل که با موسی بودند، خوفشان برداشت، گفتند که یا موسی! الان به ما می رسند؛ «مُدرَکون» یعنی الان آنها می رسند، ما را می گیرند و قتل‌ عام می کنند. موسی چه جواب داد؟ حضرت موسی در جواب گفت: قالَ کَلّآ، هرگز چنین چیزی پیش نخواهد آمد؛ چرا؟ اِنَّ مَعِیَ رَبّی؛ معیّت این است. [گفت] خدا با من است، پروردگار من با من است؛ کَلّآ اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین.۷ ببینید! معیت الهی این‌قدر اهمیت دارد. اینکه می گویند: اِنَّ ﷲَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوا وَ الَّذینَ هُم مُحسِنون،۸ این معیت را باید قدر دانست. اگر من و شما بتوانیم این معیت الهی را حفظ کنیم، بدانید آمریکا که هیچ، اگر ده برابر قدرت آمریکا هم کس