صفحه نخست > دختر آمریکایی
اخبار
دختر آمریکایی دختر آمریکایی (تعداد بازدید : 218)
دختر آمریکایی: " اكنون شما آزاد و برابر هستيد ولی هيچ وقت بدبخت‌ تر از اين نبوده‌ ايد".
خانم "سوزان فالودی" (نویسنده و فمینیست آمریکایی) در كتاب "بَك لَش (Back Lash)" می گوید: "در پُشت اين شادی و سُرور و بزرگداشتِ پيروزی زنان در آمريكا و در وَرای اخباری كه همواره و بی وقفه تكرار می شود، كه مبارزه برای حقوقِ زن به ثَمر نِشَست، پيامِ ديگری خودنمايی می كند، اين پيام به زنان می ­گويد: اكنون شما آزاد و برابر هستيد ولي هيچ وقت بدبخت‌تر از اين نبوده‌ ايد."
خانم وَندی شِلیت (نویسنده و فمینیست آمریکایی) در مقدمه کتاب خود (بازگشت به عفاف Return to Modesty  A) به گرایش در حال فزونی نسبت به پاک­دامنی در میان زنانِ جوانِ جامعه امروز آمریکا اشاره می ­کند و از این که جَو فرهنگی این جامعه، از درک علت اصلی این بازگشت عاجز است و برای آن توجیهات غیرقابل قبولی ارائه می­ کند، اظهار تاَسف می­ نماید، او می ­گوید: "بسیاری از مردم گمان می­ کنند زنانی که روش زندگی همراه با عِفاف پیشه کرده­ اند، افرادی هستند که مورد بدرفتاری واقع شده ­اند و یا از یک بحران روحی رنج می ­برند در حالی که به هیچ وجه این­گونه نیست و بیشتر این افراد با نشاط، سَرزنده و فَعال هستند، برخی از آنان یهودی برخی غیریهودی و از خانواده ­های کاملاً سکولار، گروهی از آنها دخترانِ طلاق و گروهی دخترانِ خانواده ­های صمیمی و پایدار، بعضی لیبرال و بعضی محافظه ­کار می­ باشند." البته او معتقد است بسیاری از کسانی که با این نوع گرایش مخالفت می کنند و سعی دارند با برچسب ­های مختلف آن را نوعی انحراف جلوه دهند، افرادی هستند که خود مُدافع روابطِ جنسی بی قید و بند می ­باشند. وَندی شِیلت، پاک دامنی را امری فطری می ­داند و معتقد است زنان در حال پِی ­بردن به اهمیت این خواسته درونی هستند.
وی معتقد است که حملات غیرمنطقی به مسأله پدرسالاری و از بین رفتنِ نقش پدر به عنوان یک راهنما و مراقب برای دخترِ خود، سبب گردیده تا این دختران، هرگونه رفتاری را از سوی دوست ­پسرهای خود تحمل کنند و آن را امری عادی به حساب آورند. جامعه بر این باور است که دختران نباید بیش از اندازه به پدرانشان وابستگی داشته باشند، در حالی که به اعتقاد وی، در یک سرزمینِ پُر از روابطِ جنسی بی­ قانون، دخترانی که از حمایت مردانه برخوردار نیستند غالباً بیشتر مورد سوءاستفاده واقع م ی­شوند. وی به نقل از "خانم مِری پایفِر-روانشناس آمریکایی" که صدها داستان از رفتارهای نابهنجار دخترانِ نوجوانی که به او مراجعه م ی­کنند شنیده است، می­نویسد؛ "اکنون دختران نسبت به سی سال پیش که من یک دختر بودم و حتی نسبت به ده سال پیش با مشکلات بیشتری روبه­ رو هستند، امروزه دختران بسیار بیشتر تحت ستم قرار دارند آنان در فرهنگی بسیار خطرناک­ تر که تحت سیطره رسانه­ ها و روابطِ جنسی قرار دارد پا به سن می­ گذارند و در حالی که زندگی پرخطرتری را سِپری می­ نمایند از حفاظت کمتری برخوردار می ­گردند."
خانم وَندی شِلیت در ادامه می­ نویسد، که تنها مُشتریان خانم پایفِر که از رفتارهای نابه­ هَنجار مُدِرن در امان مانده ­اند، دخترانی هستند که از نظر جنسی فعال نمی ­باشند (یعنی روابط جنسی بی قید و بندی ندارند) و معمولاً در خانواده ­هایی که پدرانِ مُقتدر بر آن حکومت می ­کند زندگی می­ کنند، به طوری که خانم پایفِر که خود یک فمینیست ثابت­ قدم است، در مورد یکی از آنان چنین می­ گوید: "چرا باید دختری که در چنین خانواده اقتدارگرا و قائل به تبعیض جنسی رشد کرده است تا این حد دوست داشتنی، خوش برخورد و دارای اعتماد به نفس باشد؟ چرا تا این حد دارای آرامش و احساس راحتی است؟"
خانم مِری پایفِر (نویسنده و روانشناس آمریکایی) آن گاه به معضلاتی که زنان در جامعه آمریکا با آن روبه­ رو هستند اشاره می ­کند و طلاق را یکی از کوچکترین آنها به شمار می­ آورد، وی می­ نویسد : "من در سال 1975 به دنیا آمدم و همه ­گونه مشکلاتی را که زنان با آن روبه ­رو هستند درک کرده ­ام از بی ­اِشتهایی عصبی تا تجاوز توسط دوست­ پسر، از عدم امنیت مَحض در خیابان­ها تا داستان­هایی درباره مزاحمان و مزاحم ت­های خیابانی، از دختران نوجوانی که به­گونه ­ای اَسَف بار خود را باردار می­ یابند تا زنان سی چِهل ساله ­ای که نومیدانه با مشکل عدم باروری مواجه هستند، تنها می ­توانم بگویم که این فرهنگ با زنان مهربان نبوده و حتی در همان لحظه ­ای که انرژی اجتماعی و سیاسی بسیار فراوانی را برای درمانِ مشکلات آنان صرف نموده نیز با آنان نامهربان بوده است."
خانم وَندی شِلیت با اشاره به اختلاف میان محافظه ­کاران و فمینیست­ ها در رابطه با مسائلِ زنان از محافظ ه­کاران می­ خواهد که نگرانی ­های فمینیست­ ها در مورد آمار بالای تجاوزات جنسی، کم اشتهایی عصبی، بارداری ­های غیرمنتظره را جدی بگیرند و بررسی کنند که چرا بسیاری از دختران جوان احساس عدم رضایت می­ کنند، عدم رضایت نسبت به بدن خود، روابطِ جنسی خود و نَحوه برخورد مردان با آنها در خیابان.
وَندی شِلیت از سوی دیگر فمینیست­ ها را دعوت می­ کند تا بیندیشند که آیا امکان ندارد سبب تمامی این نارضایتی ­ها چیزی غیر از مردسالاری باشد، وی می ­پرسد: "اکنون که جامعه خود را از تمامی قواعد و اصول رفتاری مردسالارانه پاک نموده ­ایم چگونه باز هم زن­ سِتیزی به روشنی بیش از گذشته است؟" از مَنظر وی، جامعه یک اعتقاد مهم را فراموش کرده و آن احترام به یک فضیلتِ خاص است. اندوهی که زنان جوان را دربرگرفته نماد جامعه ای است که احترام به پاک دامنی زنانه را از دست داده است.
نویسنده در ادامه از این که در این عصر، پاک­دامنی و شِرافت مردان دارای هیچ ارزشی نیست، اظهار تأسف می­ نماید و می­ گوید: "ایدئولوژی ما توانسته واژه ­هایی را از فرهنگ لغات ما حذف کند، اما احساسات ما هنوز به قوت خود باقی است و فریاد می ­زند تا آن را معنی کنند، من برای بازیابی این واژگان اخلاقی گُم شده در زمینه مسائل جنسی، دست به نوشتن این کتاب (بازگشت به عفاف Return to Modesty  A) زده ­ام."
زن آمریکایی: "زنان افسرده و غمگين هستند چون آزاداند، زنان اسير و برده آزادي خود شده‌اند"
 خانم بِتي فِريدان (فمینیست آمریکایی) می ­گوید: «امروز تنهايي زنانِ مستقل، سلامت رواني آن‌ها را تهديد مي‌كند». او مي‌افزايد: «اكنون زنان به يك بُحران جديدِ هويت مُبتلا شده‌اند كه اِسم خاصي ندارد. چطور ممكن است، زنان كه در چنين مشكلات و بحران‌هاي بُغرَنج و خطرآفريني به ­سر مي‌برند، خوشبخت ناميده شوند. اگر زنان به آنچه مي‌خواستند رسيده‌اند، پس ديگر مشكل چيست؟ جواب اين معما يك چيز بيشتر نيست و آن همان "برابري حقوق مرد و زن" است كه موجب همه اين بلايا شده است. زنان افسرده و غمگين هستند چون آزادند، زنان اسير و برده آزادي خود شده‌اند. حركت و نهضتِ زنان براي كسب آزادي و برابري كه بار‌ها در گوش ما زمزمه مي‌شد، دشمن سرسخت خود زنان شده است».
ويليام جِيمز (نويسنده آمريكايي) مي‌گويد: «هر گاه بشر سالم زندگي كند، حتماً خدا را تجربه كرده است».
اما متأسفانه با از ياد رفتن قوانين و احكام خدايی، تجربه خدا از ياد می رود، در نتيجه سير قهقرايی زندگي بشر كه وی را تا مرحله پست حيوانيت سوق می دهد، آغاز می گردد. در اين ميان باز هم زنان نسبت به مردان تحت ظلم مضاعف قرار می گيرند و اعتراض‌ هايی كه به طور طبيعی از طرف زنان در جوامع مختلف صورت می گيرد، ثمربخش واقع نمی گردد.
چرا كه حركت‌ های مختلف به اصطلاح علمی- فلسفی پيرامون حقوق و مسائل اجتماعی زنان، دوباره به جاده انحراف كشيده شده و با بيان شعار‌های "برابری زنان با مردان" و "آزادی آنان" از اسارتِ كهنه و قديمی در آمده و اسارتِ ديگری براي آنان به اَرمَغان آورده است.

تاریخ: ۱۳۹۰/۱۲/۰۱
منبع : تمام مطالب فوق از كتاب "فمينيسم در آمريكا تا سال 2003 " می باشد (نشر معارف)



نظرات: