صفحه نخست > وقتی سیما گل سرسبدش را انکار می کند!
اخبار
وقتی سیما گل سرسبدش را انکار می کند! وقتی سیما گل سرسبدش را انکار می کند! (تعداد بازدید : 198)
حجم انتقادات وارد شده به صداوسیما در سال های اخیر و از سوی افراد و رسانه های ارزشی آنچنان زیاد بوده و هست که گاه توهم یک توطئه علیه رسانه ملی را در ذهن ایجاد می کند، توطئه ای که از نوجوان دبیرستانی وبلاگ نویس تا بزرگان خطابه و منبر همه در آن همدست اند! البته توهم توطئه پس از سکوت های مدیران این رسانه و لبخندهای همیشه بر لب آن ها ایجاد می گردد، لبخندی که بزرگواری و کرامت این مدیران در برابر موج انتقادات تخریبی و سازماندهی شده علیه دستگاه ایشان را به رخ می کشد و شاید هم دانش و توانایی های بیشتر این تعداد اندک مدیر را در برابر انبوه منتقدان صداوسیما که در این صورت لبخند این مدیران معنای همان نگاه عاقل اندر سفیه را می دهد. از سریال ها، تله فیلم ها، برنامه های کودک و پیام های بازرگانی گرفته تا برنامه های آشپزی و برنامه های مناسبتی و ... تمام محصولات صداوسیما زیر ذره بین نگاه نافذ مدیران آن قرار داشته و همه آن ها در راه اعتلای فرهنگ عمومی جامعه بوده و البته این نیروهای ارزشی هستند که سخت می گیرند.
 
بدون در نظر گرفتن لبخند همیشگی آقای مدیر، هم اکنون انتقاد از صداوسیما جایگاه ثابتی در بین رسانه ها پیدا کرده چرا که صداوسیما بزرگترین دانشگاه کشور است که قرار بوده فرهنگ ساز و فرهنگ پرور باشد اما به لحاظ فرسنگ ها فاصله ای که از جایگاه رسانه رسمی انقلاب اسلامی دارد مورد اعتراض و گلایه دوستداران انقلاب قرار می گیرد.
نبود نگاه کلان و راهبردی و برنامه ای کارا، منسجم و هدفمند برای اداره این رسانه عریض و طویل کاملاً مشهود است و به شاهد مثال نیاز ندارد، شاهد این مدعا حجم انتقادات وارد شده به برنامه های حوزه های مختلف در فضای رسانه ای است، انتقاداتی که تقریبا تمام حوزه های تحت پوشش صداوسیما و به خصوص حوزه هائی که ارتباط مستقیم با مخاطب عام دارند را در بر می گیرد.
به راحتی می توان مشاهده کرد صداوسیمای جمهوری اسلامی سازمانی است که در آن راه برای ابراز هرگونه عقیده ای ولو منحرف و زاویه دار با اسلام و آرمان های انقلاب باز است و نظارتی موشکافانه بر امور جاری آن وجود ندارد، نه حتی موشکافانه که در وجود نظارتی سطحی و ابتدایی نیز باید شک کرد که اگر بود میلیونها ساعت از عمر افراد جامعه به باد فنا داده نمی شد. از این دست انتقادات بارها بر رسانه ملی وارد شده بود و می شود اما امروز گل سرسبد سیما که در سال تولید ملی رونمایی شده نقل محافل رسانه ای است، گل سرسبدی که باغبانش آن را نکار می کند.
این روزها فیلم در ایران تولید شده ضدایرانی «یک خانواده محترم» در ده ها سالن فرانسه در حال اکران است، فیلمی که چنان تأثیر شگفتی بر مخاطبان داخلی و خارجی داشته که حتی رادیوفردا نیز باور نمی کند این فیلم در ایران ساخته شده باشد: «برای بسیاری از کسانی که «یک خانواده محترم» را در بخش پانزده روز کارگردانان در حاشیه جشنواره کن دیده اند هنوز جای سوال است که چنین فیلمی چگونه توانسته است در ایران امکان ساخت پیدا کند. دانستن این که کارگردان و تهیه کننده فیلم٬ هر دو تا چند سال پیش از مسئولان رده بالای دولتی سینما بوده اند و هنوز هم از نظر دولت چهره های موجهی هستند این سوال را برجسته تر می سازد».
یک خانواده محترم، با سرمایه‌گذاری یک شرکت فرانسوی (JBA Production) و به تهیه کنندگی یکی از مدیران دولتی سابق ساخته شده است. فیلمی که برخی از افرادی که آن را در جشنواره کن تماشا کرده اند معتقدند در هیچ «پلانی» و به تاکید در هیچ پلانی از این فیلم مردم ایران انسان نیستند و به سان حیواناتی وحشی به جان هم افتاده‌اند! و آن را بدتر از تمام فیلم‌های ضدایرانی جشنواره‌های خارجی می دانند. نکته مهم درباره این فیلم این نیست که چگونه عوامل آن به راحتی در ایران دست به ساخت این فیلم زده و حتی پس از اکران آن در خارج از کشور، به کشور بازگشته و به مصاحبه پیرامون آن و تطهیرش پرداختند که این نشان دهنده ی همان آزادی هنرمندان است که امثال جعفرپناهی و گلشیفته منکر وجود آن شدند، بلکه نکته قابل تأمل درباره این فیلم استفاده از پول بیت المال برای آن است. پرداخت یک چهارم از هزینه های یک خانواده محترم توسط سیما فیلم بیشتر از توهین ها و سیاه نمایی های آن اهمیت دارد.
مشارکت سیما فیلم در ساخت این فیلم از همان ابتدای رسانه ای شدن محتوای زننده آن انکار شد، پس از هفته ها پوشش خبری این فیلم و ابعاد آن سیما فیلم بیانیه داد که اساساً در تولید این فیلم نقشی نداشته و ریالی بابت آن هزینه نکرده است، رئیس رسانه ملی نیز که همچنان پس از چندماه از اکران یک خانواده محترم فرصت نکرده آن را ببیند (در حالیکه معمولا برای مجموعه های مناسبتی چنین فرصتی را دارد مشخص نیست چطور این اثر فاخر را ندیده است) با حمایت از سیما فیلم بیان کرد: «همان چیزی که سیما فیلم اعلام کرد برای توجیه کارشان کاملا درست است». همچنین وی در جای دیگری عنوان می کند تولیدات سیما فیلم هیچ مشکل نظارتی ندارند: «حدود 900 تله‌فیلم توسط صدا و سیما تولید و پخش شده که هیچ مشکل نظارتی ندارند و اگر این تعداد را با تولیدات سینمایی مقایسه کنید که شاید حدود 10 درصد از آن‌ها را پخش می‌کنیم بیشترین اشکالی که دستگاه‌های نظارتی از ما می‌گیرند متعلق به همان 10 درصد از سینمای ایران است. بنابراین ضوابط پخش در صدا و سیما بسیار دقیق است و اگر هم یک کار تولیدی در روند تولیدش مشکل داشته باشد حتما باید اصلاح شود.» پس از حمایت ضرغامی از عملکرد سیم فیلم، برنامه هفت نیز در شب تسخیر لانه جاسوسی و به تعبیری انقلاب دوم، به تریبون عوامل سازنده یک خانواده محترم تبدیل شد.
اما اندکی بعد دارابی به سیما فیلم تذکر داد و برای تغییر رویکرد جدی و متناسب با گفتمان انقلاب اسلامی تولیدات «سیمافیلم» ضرب الاجل (بدون مشخص کردن مدت زمان) تعیین کرد. در این تذکر به دو فیلم «یک خانواده‌ محترم» و «پاداش» اشاره شده است! مشخص نیست اگر سیما فیلم در تولید یک خانواده محترم نقشی نداشته چرا بابت آن تذکر دریافت کرد؟
علاوه بر ضرغامی که هنوز (هفته چهارم آبان ماه 1391) یک خانواده محترم را ندیده، مدیر گروه انقلاب و دفاع مقدس سیما نیز فیلم به نمایش درآمده در کن را ندیده است. و احتمالا هیچ فرد دیگری (از مسئولان و مدیران ارشد) نیز در سیما فیلم وجود ندارد که فیلم را دیده باشد. این یعنی یا مسئولان فیلم اعتمادی بیش از حد به طرف مقابل خود در قرار دادهایشان دارند، یا بودجه هنگفت و تمام نشدنی ای دارند که آن را چنین خرج می کنند و یا اساساً نظارت را نمی شناسند!
از یک خانواده محترم به عنوان کودتای فرهنگی یاد می شود، کودتایی که ممکن است در ادامه روند تأثیرگذاری سفارتخانه های غربی بر روی هنرمندان ایرانی و جذب و به کارگیری آن ها در راه اهداف خود پس از فتنه سال 88 روی داده باشد. مگر نه ساختن فیلمی چنین موهن در داخل ایران و آن هم با حمایت های مراکز دولتی تا این اندازه ساده نیست. فیلم های معاند با نظام که در داخل ساخته شده اند هیچ گاه جسارت نشان دادن این حجم از توهین را نداشته اند. پس مدیریتی هوشمندانه پشت این حرکت وجود داشته است. یک خانواده محترم با مجوز تله فیلم از سوی صداوسیما و مستقل از شورای پروانه‌ ساخت وزارت ارشاد به مرحله‌ تولید رسیده و همه‌ مجوزهای گوناگونی که برای ساخت یک اثر سینمایی لازم است را دارا می‌باشد، اثری که قرار است از زنان و مادران شهید حمایت کند، آن هم در ورای مرزها. روند تولید یک خانواده محترم از زمانی شروع شد که محمد آفریده در مصاحبه با رسانه ها از مشارکت فرانسه در تولید فیلمی درباه خرمشهر سخن گفت. مصاحبه های آفریده پیرامون فیلمی با مضمون و نام خرمشهر در آرشیو رسانه ها موجود است:
«اكنون كه دنياي تحت سلطه رسانه‌ها مي‌كوشد كشور ما را يك طرفه منزوي جلوه دهد، بايد با شناخت قواعد پيچيده بين‌المللي به توان، تجربه و فرهنگ غني و ديرينه ايراني اسلامي خود تكيه داشته باشيم و همانگونه كه جوان‌هاي پرشورمان در خرمشهر حماسه آفريدند، ما نيز از تجارب جديد نهراسيم (فروردين سال 89)».
«من معتقدم آزادسازي خرمشهر مثل سعدي، خليج‌فارس و رود كارون بخشي از تاريخ آيند‌گان ما به حساب مي‌آيد و به عقيده من بايد همه افراد جامعه از اين چشمه‌ها برداشت كنند و هر كسي به ميزان سليقه خود با آن همراه شود و دريافت خود را از اين حقايق هستي بروز دهد. بايد به تمامي آثار متنوع فرهنگي از جمله آزادسازي خرمشهر از زاويه نزديكي برخورد كنيم و متأسفانه وقتي اين باب نزديكي را مي‌بنديم و از كانال كليشه‌اي و بسته با واقعيت‌ها روبرو شويم اين باعث مي‌شود كه با خلق آثار بي‌بو و بي‌خاصيت و خنثي مواجه شويم (بانی‌فیلم؛ 3 خرداد 1390)».
عمق عوام فریبی های تهیه کننده با صحبت های بازیگر فیلم روشن می شود: «متأسفانه در مورد اسم اول اين فيلم سوءتفاهمي پيش آمد. اسم فيلم «خرمشهر» به معني همان شهر معروف در خوزستان نبود. بلكه اسم فيلم «خرم‌شهر» به معني شهري خرم بود. البته بايد بگويم فلاش بك هاي اين مرد از فرنگ برگشته عموما در دوران جنگ است. يعني ما خاطرات بچگي او را در زمان جنگ مي بينيم در حاليكه هيچ تصويري از خود جنگ در فيلم نداريم. «خرم‌شهر» در واقع كنايه‌اي به تهران است. شهري كه خرم است. اين اسم استعاره‌اي از تهران بود. مثل نام فيلم «سعادت‌آباد» به كارگرداني مازيار ميري كه درباره فضايي بود كه هيچ سعادتي در آن نبود. يك جور كنايه به آن چه كه آرزوست و وجود ندارد. اما اين عنوان دو پهلو را به خاطر همان سوءتفاهمي كه با اسم شهر خرمشهر اشتباه نشود تغيير دادند و نام «يك خانواده محترم» را روي فيلم گذاشتند (بابک حمیدیان، روزنامه تماشا؛ 30 اردیبهشت 91)».
البته روند فرافکنی های تهیه کننده همچنان ادامه دارد: «بنده هم قرار بود همراه دوستان شهید خود در کاروان آسمانی دفاع مقدس باشم، اما دست تقدیر و حکمت خدای حکیم، ما را در این گرد و غبار ماندگار کرد تا الطاف خفیه خود را نمایان سازد (آبان‌ 1391)».
علاوه بر دستمایه قراردادن نام خرمشهر، دو فیلم نامه تهیه شده بود، یکی برای ارائه به سیما فیلم و دیگری برای ساخت فیلم، هم اکنون نیز صحبت از آماده کردن دو نسخه از فیلم است، یکی برای داخل و یکی برای خارج! («در همان جلسه آفریده گفت نگران نباشید ما دو نسخه آماده می کنیم؛ یک نسخه برای پخش در تلویزیون و یک نسخه برای جشنواره ها، که قبول نکردیم (نشست خبری رحیم‌زاده، مدیر گروه دفاع‌مقدس سیمافیلم)»).
اینکه آیا عوامل سازنده فیلم جز محارب نظام، شهدا و  امام هستند و نوع مجازات آنان را، اگر مجازاتی باشد، مراجع قانونی باید تشخیص دهند. اما درباره مدیرانی که در ساخت این فیلم سهیم بوده اند چه باید کرد؟ حتی هنوز دقیقا مشخص نیست چه کسانی در این پروژه دخیل بوده اند، چون سیمافیلم انکار می کند در تولید یک خانواده محترم نقش داشته و رییس سیما نیز از آن دفاع می کند.
گیریم اسنادی که سیدحسین عیسی پور عنوان کرده هنگام حضور در مجلس شورای اسلامی به منظور پاسخگویی بابت این فیلم ارائه می دهند معتبر باشد، و به گفته وی اتفاق رخ داده به دليل سوء استفاده سازندگان فيلم «يك خانواده محترم» از اعتماد ایشان بوده كه به محض آگاهي از اين عملكرد اقدامات حقوقي از 6 ماه قبل صورت گرفته است، چرا باید مدیران آنقدر ساده لوح باشند که کار به جایی برسد که پس از نمایش فیلم در جشنواره کن ارتباط خود را با پروژه قطع کنند؟ به گفته یکی از هنرمندان، بسیاری از مدیران ما حتی نمی دانند یک فیلم برای چه و با چه هدفی تولید می شود و قادر نیستند هیچ نظر کارشناسی درباره یک اثر بدهند.
البته عیسی پور پیشتر نیز گفته بود: «سیما فیلم بابت «یك خانواده محترم» ریالی پرداخت نكرده است. ‌به آقای آفریده بابت قراردادهای دیگری كه با ما داشتند برای نگارش و تولید یك فیلم دفاع مقدسی پیش‌پرداخت دادیم اما برای تولید فیلم «یك خانواده محترم» هیچ پولی ارائه نشده است. این فیلم را نه قبول داریم، نه مشاركت كردیم‌ و نه هزینه‌ای دادیم، ایشان خودشان جابجایی انجام داده است و از ارتباطی كه اینجا داشته استفاده كرده است. ما برای این كار پول ندادیم، ما تنها برای تولید یك كار دفاع مقدسی پول دادیم.» که کذب بودن این مطلب پس از آنکه سیمافیلم پذیرفت بخشی از بودجه یک خانواده محترم را طی چهار قسط پرداخت کرده، مشخص شد.
گیریم محمد آفریده سال مدیری است که حاصل سال های مدیریت وی در نهادهایی مانند مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، تربیت فیلمسازانی مانند «مسعود بخشی»، «محمد شیروانی» (کارگردان فیلم مستهجن «ناف»)، «بهنام بهزادی» (کارگردان فیلم «تنها دوبار زندگی می‌کنیم»)، «محسن امیریوسفی» (کارگردان فیلم «آتشکار») و ... است، و مسعود بخشی کسی است که در اولین مستند خود با نام «تهران انار ندارد» مرده شورها را روحانی نمایش می دهد، و از همکاری این دو درآمدن فیلمی مانند یک خانواده محترم طبیعی است، حال عملکرد گذشته مسئولان سیما فیلم را چگونه توجیه کنیم که انواع و اقسام سهل انگاری ها، اگر نگوییم خیانت ها را در پروژه هایی مانند یک خانواده محترم را در کارنامه دارند؟
«حجه الاسلام حسین رحیم‌زاده اصل» به عنوان مدیر گروه دفاع مقدس و انقلاب اسلامی سیمافیلم  و حسن اسلامی مهر، مدیر سیمافیلم در گذشته نیز پروژه هایی را به افرادی که صلاحیت نداشته اند، واگذار کرده اند، که آخرین نمونه آن سپردن کارگردانی تله‌فیلم پرهزینه‌ی «پرواز در ارتفاعات صفر» در ژانر دفاع مقدس به «بهرام بهرامیان» است، کسی که با ساختن فیلم «پریناز» با وجود اصرار مدیران سینمایی برای حضور تمام فیلم‌ها در جشنواره‌ سی‌ام فجر، به علت شدت اصلاحات وارده و محتوای نامناسب، به عنوان تنها فیلم توقیفی از حضور در جشنواره‌ بازماند. سال گذشته نیز نوشتن فیلمنامه‌ هشت فیلم تلویزیونی با موضوع حساس «تسخیر لانه‌ جاسوسی» در قالب پروژه‌ «طوفان صحرا»، به نویسنده‌ای سپرده ‌شد که خود در زمان تسخیر لانه‌ جاسوسی، به علت عضویت در گروهک‌های ضدانقلاب در زندان به سر می‌برده است! در عوض فیلم هایی مانند «روزهای زندگی» آنچنان از سوی گروه دفاع مقدس سیما فیلم مورد بی مهری قرار می گیرند که کارگران آن به سراغ فارابی می رود. هم اکنون نیز رسانه های از همکاری دو مستندساز ‌بي‌بي‌سي فارسي، «كيوان علي‌محمدي» و «اميد بنكدار»، با این مرکز در قالب نگارش سريالي با موضوع توليد ملي سخن می گویند. پیشتر نیز فیلم هایی مانند «طبل بزرگ زير پاي چپ» و فيلم توقيفي «پاداش» از سیمافیلم خارج شده بودند.
سیمافیلم با مشارکت در ساخت یک خانواده محترم، فارغ از اینکه این کار عامدانه بوده یا از روی ساده لوحی و ساده اندیشی، تصویر نمایش داده شده از زن ایرانی در رسانه ملی را کامل کرد. زنی که یا تحصیلکرده و مانتویی و آراسته است یا خدمتکار و گرفتار و چادری. رسانه های خارجی به این بعد فیلم بیشتر علاقه نشان داده اند:
نویسنده «لوموند» با اشاره به تصویر زنان ایرانی در این فیلم، تاکید می‌کند: این همان روند فیلم «دایره» جعفر پناهی و همچنین فیلم‌های فرهادی است.
نویسنده مجله لوپوئن نیز با اشاره به نقش زنان و همچنین نقش حامد و پدر و پدربزرگش در این فیلم به عنوان نماد فساد [سیاسی و مالی] در ایران، می‌افزاید: ««یک خانواده محترم» یک فیلم سیاسی است همانطور که مسعود بخشی هم در جایی می‌گوید ایران امروز روسیه دوره برژنف نیست».
پایگاه شبکه تلویزیونی «فرانس ۲۴» نیز در مطلبی درباره فیلم «یک خانواده محترم» این فیلم را معرفی جامعه غیرمنعطف و پرتناقض ایران می‌داند و می‌نویسد: «یک خانواده محترم» فیلمی سیاسی است که از یک جامعه درگیر خشونت سخن می‌گوید ... این فیلم تناقض مضحکی را به تصویر می‌کشد که خانواده [شهیدی] محترم است که در عین حال فاسد است ... این فیلم زنانی را به تصویر کشیده است، که هر کدام نمادی از زن ایرانی هستند، یکی نماد وسواس و دیگری نماد ناخالصی است».
احتمالاً مدیران رسانه ملی تصور می کنند چون خبرهایی از این دست که نشان دهنده عدم کفایت ایشان و زیردستانشان است در بخش های خبری آن رسانه منتشر نمی شود به گوش جامعه نرسیده و کسی از آن ها مطلع نمی گردد و می توان مانند موارد قبل و در کنار همه کم کاری ها، سهل انگاری ها و بعضا خیانت های صورت گرفته در صداوسیما بر علیه اسلام و نظام در این مورد نیز با لبخندی دیگران را جیگر فرض کرد. این یعنی همچنان نظارتی موشکافانه و هوشمندانه بر صداوسیما وجود ندارد و شاید قرار نیست داشته باشد.
نمونه ای از توهین های فیلم به حضرت امام (ره) - به آتش دور آرم جمهوری اسلامی دقت شود.
 
 



تاریخ: ۱۳۹۱/۰۹/۱۱
منبع : تولید پژوهشکده عفاف



نظرات: