صفحه نخست > چ روايت چيست يا روايت کيست؟
اخبار
چ روايت چيست يا روايت کيست؟ چ روايت چيست يا روايت کيست؟ (تعداد بازدید : 446)
درباره کارگردان فیلم "چ" 
«ابراهیم حاتمی کیا» مشهورتر از آن است که نیاز به معرفی داشته باشد. وی در سال 1340 در یک خانواده مذهبی با اصالت آذربایجانی، در تهران متولد شد. او دانش آموخته رشته فیلمنامه نویسی از دانشکده صدا و سیما و تئاتر دانشگاه هنر است و فعالیت‌ های سینمایی‌ اش را از سال 1359 با نوشتن فیلمنامه و کارگردانی فیلم‌های کوتاه در فضای جبهه و جنگ آغاز کرد. 
حاتمی کیا در سال ۱۳۶۴ نخستین فیلم بلند خود را به نام هویت برای شبکه دوم سیما ساخت که می کوشید تصویری واقع گرایانه از گرایش های سیاسی آن دوران پر آشوب ارائه دهد. 
در بین آثار پر تعداد وی، دیده‌بان (۱۳۶۷)، مهاجر (۱۳۶۸)، از کرخه تا راین (۱۳۷۱)، بوی پیراهن یوسف (۱۳۷۴)، آژانس شیشه‌ای (۱۳۷۶)، ارتفاع پست (۱۳۸۰) و به رنگ ارغوان (۱۳۸۳) آثار سینمایی تحسین شده او و خاک سرخ (۱۳۸۱) سریال موفق او محسوب می شود.
بازیگران این فیلم را، فریبرز عرب نیا، سعید راد، مریلا زارعی، بابک حمیدیان، مهدی سلطانی، اسماعیل سلطانیان، امیررضا دلاوری و ... تشکیل داده اند.
   
خلاصه داستان فیلم "چ"
«دکتر مصطفی چمران» نماینده دولت موقت در مرداد سال 1358 جهت رسیدگی به اغتشاشات پاوه که در محاصره نیروهای ضدانقلاب است به همراه «تیمسار فلاحی» فرمانده وقت نیروی زمینی وارد این شهر می‌شوند. دکتر وقتی می رسد که شهر در آستانه سقوط است. اصغر وصالی فرمانده نیروهای پاسدار با تعدادی رزمنده، تنها حافظان مردم دربرابر هجوم سرتا پا مسلح ضد انقلاب به سرکردگی دکتر عنایتی است. چ روایتگر 48 ساعت پایانی این بحران است. روزهایی که امام خمینی (ره) در فرمانی، مهلت 24 ساعته ای به دولت و ارتش دادند تا حصر پاوه را بشکنند. 
نکات مثبت فیلم
1. احیای ارزش اسلامی
- "تا وقتی صدای اذان بلنده، امید هست." پژواک صدای اذان در نقاط حساس داستان.
2. پرداختن به ماجرای مهمی از جنگ که کمتر به آن ها پرداخته شده.
3. پرداختن به هویت ملی
- "پنچ تا داوطلب می خوام که ندونن عقب نشینی یعنی چه؟
- روحیه ایستادگی و غیرتمندی رزمندگان ایرانی
4. به تصویر کشیدن جنگ روانی دشمن.
5. تأکید بر ارتباط ویژه جبهه ایران، لبنان و فلسطین
- "جایی که من بودم(لبنان) اهمیتش هیچ کمتر از ایران نبود." و اشاره به امام موسی صدر داشت.
6. اشاره به دست داشتن نیروهای خارجی در ماجرای پاوه 
- در جریان حمله افراد کرد "ما با یه ارتش طرفیم." "از کجا پشتیبانی میشن؟" 
7. نمایش روحیه ی اسلامی در رفتار با اسرا
- درگیری مردم با زندانیها: " اینها اسیر ما هستند، مگه مسلمان نیستید؟"
8. به تصویر کشیدن تأثیر شگرف پیام امام به بهترین وجه.
9. جلوه های ویژه چ در سطحی فراتر از انتظار قرار دارد. نقطه اوج این جلوه ها مربوط به سکانس سقوط هلی کوپتر است که برای لحظاتی بیننده را بر صندلی میخکوب می کند.
10. در سکانسی که دعوا و کدروتی شخصی به درگیری یاران چمران و چنددستگی آنان می انجامد، حاتمی کیا توانسته با استفاده از همین تکنیک های سینمایی، تفاوت خودش به عنوان هنرمندی متعهد و مسلمان را با سینماگر هالیوودی در نتیجه گیری مفهومی سکانس که با صدای اذان و توجه دادن به آن، بار دیگر اتحاد را به سنگر یاران بازمی گرداند، مشخص کند و این درشرایطی است که بر روی دیوار پشت سر این یاران نوشته شده: "واعتصموا بحبل الله واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لافرقوا"!
نکات منفی یا سوال برانگیز فیلم:
1. خطاب سوال برانگیز شهید چمران فیلم به مقام شهید
- زمانیکه شهید وصالی خطاب به شهید چمران که گفت: کشته شدگان بیمارستان، گفت: "منظورتون شهیده؟" پاسخ گفت: "آن مقام دست خداست، نه من و تو!!"
 
2. زن ها وقتی که برای دفاع بهشان اسلحه داده می شود: "ما نمی خوایم جون کسی رو بگیریم!!"
3. خوانندگی زن.
4. سؤالاتی را در ذهن بیننده ایجاد می ‏کند که کارگردان موظف به پاسخگویی به آنهاست. مثلاً با آنکه در سکانسی از فیلم شاهد آن بودیم که فرزندان چمران خطاب به پدر، جمله ای بر ماسه ها نوشتند بدین مضمون که "ما آمریکا را بدون تو نمی خواهیم"، پاسخ نمی‏ دهد که چرا او خانواده اش را همراه خود به ایران نیاورد؟ 
5. یا اینکه چرا به هنگام ملاقات مخفیانه با دکتر عنایت که می توانست او را از سر راه بردارد، از صحنه گریخت؟ عدم پاسخ کارگردان به این سؤالات، نقطه ضعف چ محسوب می شود.
6. چمرانِ حاتمی کیا که بهتر است او را همان «چ» بنامیم تا شهید چمران، شخصی که در اکثر صحنه ها در مرکز کادر تصویر شده، نقش فرعی را در تصمیم گیری ها و پیشبرد داستان به عهده دارد و در طول این 2 شبانه روز جز یک بار، کاری که از قهرمانی همچون چمران در آن شرایط انتظار می رود، انجام نمی دهد. «چ» که در بخش های پایانی فیلم، از سوی اصغر وصالی، فرمانده جوان و بیش از حد پرشور و نشاطی که بابک حمیدیان بازی اش کرده، برخلاف انتظار، چمرانِ است تا چمرانِ خمینی، در اکثر دقایق فیلم منفعلانه این سو و آن سو می رود و جز در انتهای فیلم که اقدام برای سرک کشیدن به سنگر دشمن، با لباس مبدل و از راهی مخفی به میان دشمن می رود و یک جا با کمک یکی از یارانش با گچ بر روی زمین محل فرود بالگرد را نقاشی می کند (!)، تقریباً کار مهم دیگری انجام نمی دهد. 
7. رفتارهای جمران حاتمی کیا، منفعل است، وقتی نمی تواند از خود در برابر کنایه های دکتر عنایتی دفاع کند، وقتی سکوت را ترجیح می دهد.
8. چمران در این فیلم در مذاکره با سرکرده ضدانقلاب پاسخی برای این ندارد که چرا با یک زن آمریکایی ازدواج کرده که نیاز به پرداختن به این موضوع در این فیلم وجود نداشته است.
9. مشکل اساسی فیلم؛ فیلمنامه است، شخصیتی که در ذهن نویسنده فیلمنامه از شهید چمران وجود دارد با ذهنیت همگان متفاوت است و جالب اینکه کاملا عیان است که این ذهنیت از شخصیت مورد نظر نویسنده و کارگردان، برای بازیگر نقش چمران نیز مجهول است که به درگیری میان او و کارگردان می انجامد.
تحلیل
برخی از منتقدین، چمران را در فیلم چ، «صلح طلب است اما نه تسلیم طلب. آسیب شناسانه است و تا حدی تحلیل گر» می دانند.
 
آقای فراستی مشکل اول فیلم را، در خود شخصیت چمران می دانند و می گویند:
«اگر او را از فیلم برداریم یا تبدیل به رزمنده ای بی نام و نشان اش کنیم با بیش و کم همین خصوصیات و کنش ها، چه می شود؟ شخصیت چریک عارف و متفکر چمران تا حد بسیاری در نیامده. کمی منفعل است. استاد جنگ های چریکی و استراتژی و تاکتیک چریکی نیست. در مقابل حرکات دشمن شارپ نیست. تأخیر دارد. عرفانش هم غایب است».
کمال تبریزی نیز در ارتباط با این فیلم گفت:
«یک نکته وجود دارد و آن هم اینکه حاتمی کیا فیلمی درباره چمران نساخته، حاتمی کیا فیلمی درباره استنباط و دیدگاه خودش از شخصیتی به اسم چمران ساخته، درواقع «چ» چمرانِ حاتمی کیاست. اینکه چقدر با واقعیت چمران فاصله دارد و یا چقدر به او نزدیک است این یک چیزی است که در بررسی های تاریخی می توان درباره بحث کرد. اما چیزی که من دیدم خیلی من را به چمرانی که من می شناسم نزدیک نکرد. من را بیشتر به شخصیتی نزدیک کرد که مدنظر حاتمی کیا بوده. فکر می کنم «چ» فیلم موفقی است که حاتمی کیا را تداعی و به یاد می آورد».
محمد کرمی‌راد از فرماندهان نظامی دوران دفاع مقدس اظهار داشت :«در ماجرای درگیری پاوه از لحظه اول ورود شهید چمران به پاوه تا لحظه آخر در کنارش حضور داشتم.
کرمی‌راد با اشاره به مقاومت مردم بومی منطقه و دفاع جوانان کرمانشاهی از پاوه در مقابل ضدانقلاب، گفت: شهید چمران در شب مقاومت در پاوه تا صبح بیدار بود و با دشمن می‌جنگید.
این فرمانده نظامی دوران دفاع مقدس با تاکید بر اینکه مقاومت پاسگاه ژاندارمری و فرمانداری پاوه شکسته نشد، بیان داشت: حلقه محاصره بسیار تنگ شده بود، اما افراد ضدانقلاب به این دو محل نتوانستند وارد شوند.
شهید چمران پس از صدور فرمان تاریخی امام (ره) در ماجرای پاوه و شکسته شدن محاصره ضدانقلاب، به‌ مدت سه روز این افراد را تعقیب کرد و این به ‌دلیل شجاعت و تجربه بالای وی در جنگ‌های چریکی بود.
بی‌شک نکاتی همچون شجاعت و تبحر بالای شهید چمران در جنگ‌های نامنظم، نقش دفاع مردم بومی منطقه، نقش علمای استان کرمانشاه همچون آیت‌الله حاج‌آخوند و ماموستا ملاقادر قادری در حفظ انسجام مردم به‌خوبی در فیلم نمایش داده نشده است».
همه پرسش ها در یک سوال یکی می شد که "چ" چیست؟ چمران، چریک، چکمه یا حتی چماق؟!
چ، به غلط نام چمران را به عاریت گرفته بود در معرکه جنگ برای بودن و نبودن، بر همه معلوم کرد که "چ" هر آنچه باشد حرف نخست چمران نیست و از ابتدا نیز تکلیفی در برابر روایت ناگفته ها و قصه های پرغصه عارفی بزرگ که تا آخر ایستاد تا غیر (بیگانه) حرف آخر این قصه ناتمام نشود نداشته است زیرا چمران در "چ" نه چریک بود نه مبارز، نه انقلابی بود و نه حتی ... بلکه آدمی بود اشتباهی که در میان معرکه ی مرگ و زندگی تا دوقدمی حذف سبعیت جدایی طلبان متوحش می رود و بی هیچ اقدام موثری بازمی گردد گویی در این آمد و شدهای بی هدف بدنبال پاسخی در برابر تردیدهای خود است تردید برای جهاد! چمران در "چ"  در برابر فلسفه جهاد و قتال فی سبیل الله آنچنان مستاصل است که قتل عام مردم بی گناه و با خاک و خون یکسان شدن کوچه ها و خانه ها و حتی بیمارستان او را به یقین نمی رساند مردی درمانده و اسیر یک تضاد اجتماعی که نه از نبوغ اش خبری است و نه از عرفانش و نه از ذکاوت و تلاش خستگی ناپذیرش در بلندی های جولان نشانی می توان یافت.
و اما باز تکرار این سوال که "چ"  چه بود؟ "چ"  را شاید بتوان فارسی شده wh دانست، واژگانی که در ادبیات لاتین موید شش سوال اساسی و زیربنای طرح ریزی استراتژیک است، شش سوال در جهت تبیین چیستی و چرایی، فلسفه و مدیریت یک پدیده و البته "چ"  نیز همین بود، استیصال سازنده از فهم چیستی و چرایی هشت سال دفاع مقدس و ایستادن مسلمانان در برابر هم.
ردپای این استیصال را که سازنده به جامعه تعمیم می دهد می توان از روبان قرمز و دیده بان پی گرفت تا در کرخه، راین و یا شاید در آژانس شیشه ای تثبیت کرد و در "گزارش یک جشن" به یقین رسید که وی تا چه حد در فهم یک سوال ساده درمانده شده است.
"چ"  تلاش ابتر سازنده بود برای فهم چیستی و چرایی جنگ، ایستادگی، مقاومت و پایداری در برابر اصول و ارزش ها وحدت و یکپارچگی ملت از طاغوت پهلوی تا صدام و اسرائیل و امریکا؛ و تاسف آن زمان مضاعف می شود که سازنده در جدال دو قهرمان جوان و میانسال خود "وصالی و چمران" درمانده می شود میان ماندن و رفتن اگرچه تا به آخر چمران که گویی تبلور خود ِسازنده است به قدرت تصمیم گیری نمی رسد او حتی به قدر جوانکی چون وصالی توکل بر امدادهای الهی نیز ندارد.
براستی در هر اثر باید بدنبال خود سازنده و خالق اثر بود و ردپای بایدها و نبایدهای وی در زندگی را یافت، و "چ" را هرگز نه می توان و نباید روایت سالهای جنگ دانست بلکه"چ" روایت امروز ماست قصه امروز سازنده و هنری منزوی از جامعه است؛ اینکه در برابر ماشین جنگیِ تا بن دندان مسلح غرب که به هیچ تعهدی پای بند نیست چه باید کرد دلخوش به مذاکره و البته مسامحه بود یا ایستاد و منتظر امداد الهی شد که وعده کرده است مجاهدان راهش را؟ از یک سوی جنگیدن را نافرجام می داند و از سوی دیگر دلخوش به اتحاد مردم برای ایستادگی می شود و مثل همیشه پایان این همه درماندگی را در فرمان ولایت می یابد.
و البته بیانیه "چ" در نزدیکی پمپ بنزین از زبان رهبر جدایی طلبان اینچنین قرائت می شود که: "این قطار جنگی به راه افتاده و فرمان آن به دست هیچ کس نیست(نه نماینده دولت مرکزی و نه جدایی طلبان)" حال باید پرسید اقدام ملت در برابر این نزاع اجتناب ناپذیر چیست اگر نه دولت ایران و نه دولت امریکا توان تعیین تکلیف این مذاکرات را ندارند چرا همه منتظر بلند شدن عصای ولایت می شوند؟ ایستادن و یا درماندن.
به نظر می رسد آدمیان این فیلم همه استعاره ای از خود حقیقی شان بودند و رسالتی جز انتقال همان سوال نخست نداشتند پرسش در مورد چرایی جنگ و ایستادگی . و البته نه هشت سال دفاع مقدس بلکه آنچه پیش روی داریم، زیرا در "چ"  هیچ سخنی از جنایات بنی صدر نیست، اگر چنین نگاه نکنیم حاتمی کیا را متهم کرده ایم به هجو شهید چمران و البته همه شهدا در یک اثر جنگی؛ زیرا چگونه است که مردی در لبنان چریک است در کردستان این چنین درمانده می شود؟! از همین روی می توان باور داشت که همه چیز در این اثر که به لحاظ تکنیکی نیز بسیار قوی بود استعاره ای از ایران اسلامی و ملت بزرگ آن است که حاتمی کیا همه را به هم اندیشی در برابر یک سوال دعوت کرده است، سوال سازش و یا ایستادگی در برابر غرب؟ پاره پاره شدن وطن یا شهادت و تکه تکه شدن(که البته حاتمی کیا آن را شهادت نمی داند بلکه کشته شدن می خواند) فرزندان این مرز و بوم؟ آیا جوانان امروز چون بسیجیان دیروز بهای بهشت ایران اسلامی را خواهند داد یا خیر؟
با توجه يه گفته حاتمي کيا مبني بر اينکه؛ خدارو شکر مي کنم که آرايش سياسي حاکميت با اين مفهوم به شدت سازگار است، اين تحليل را تاييد مي کند.
برای مستند شدن این تحلیل به بخشی از متن مصاحبه دکتر چمران در مورد قضیه پاوه، می پردازیم:
«... و در دامان این مصیبت ها بود که اون هجوم معروف در شب آخر بر ما شروع شد. دستوراتی دادم که در مقابله با دشمن چه جور عمل بکنند و به اون دوستان خودم گفتم که امروز یا امشب، شب آخرین ماست و ما باید با شهادت خودمون یک صفحه خونینی در تاریخ باز کنیم و از آن ها خواستم که تا لحظه آخر بجنگند. و ما تا به صبح سر کردیم، در حالیکه رگبار گلوله از طرف پاسداران ما و از طرف نیروهای مخالف حتی یک لحظه هم تا صبح قطع نشد و مهمات ما هم رو به اتمام بود و حلقه محاصره آنها تنگ تر و تنگ تر می شد. تا وقتی که من بالای دیوار ایستاده بودم که یکباره پاسداران با فریاد الله اکبر و الله اکبر شروع به شعار دادن کردند. از اونها پرسیدم که چه خبر شده؟ گفتند بله، آقای خمینی اعلامیه ای داده و بیانی داده ...»
فیلم چمران که شروع شد، سراپا شور و اشتیاق بودم. قهرمان من قرار بود بار دیگر روایت شود، اما این بار از منظر حاتمی کیا. می خواستم قهرمانم را ببینم، قصه رشادت ها، سلحشوری ها، و البته ذکاوت هایش را. مردی چند بعدی که در هر بعدش قهرمان بود و می توانست الگوی جوانان باشد؛ در علم، در جنگ، در سیاست، در عرفان، در عشق و خانواده ...
اما فیلم هر چه پیش رفت جز یکی از ابعاد شخصیتش چیز دیگری ندیدم. تا آخر فیلم هر لحظه منتظر دیدن حماسه ای بودم که چمران در پاوه خلق می کند. اما تنها تصویری که فیلم از چمران نشان داد شخصیتی حاشیه ای بود. در آخر ما نفهمیدیم چمران در پاوه چه کرد و چه نقشی در پیروزی داشت؟ و یا اصلاً نقشی داشت؟ از آنجا که پیش تر خاطرات چمران را خوانده بودم و ویدئوی مصاحبه هایش را دیده بودم، می دانستم که در مقاومت شب آخر چمران چه نقش بزرگی داشت و پس از فرمان تاریخی امام قبل از اینکه نیروهای کمکی برسند چگونه با همان نیروهای اندک، یک به یک مواضع دشمن را تصرف می کند و شهر را آزاد می سازد. در ذهن همه ما فتح پاوه با نام چمران گره خورده، اما در این فیلم چمران فروکاسته شد، خصوصاً برای آنهایی که خاطرات او را نخوانده اند و درباره حماسه های او چندان نمی دانند!!
دلم سوخت برای شخصیتی به این بزرگی که به نوعی با این فیلم در حقش اجحاف شد ...



تاریخ: ۱۳۹۲/۱۱/۲۷
منبع : تولید پژوهشکده عفاف



نظرات: