صفحه نخست > زندگی نامه حضرت معصومه (س) از آغاز تا شهادت
اخبار
زندگی نامه حضرت معصومه (س) از آغاز تا شهادت زندگی نامه حضرت معصومه (س) از آغاز تا شهادت (تعداد بازدید : 545)
بیوگرافی
پدر بزرگوار حضرت معصومه (ع) امام هفتم شیعیان حضرت موسی بن جعفر (ع) است که او را ابوالحسن اول نیز می گویند، و از القاب مشهور آن حضرت کاظم، باب الحوائج و صالح می باشد.
آن بزرگوار روز یک شنبه هفتم ماه صفر سال ۱۲۸ هجری در روستای ابواء که بین مکه و مدینه واقع شده، دیده به جهان گشود.
آن حضرت بیش از سایر امامان (ع) فرزند داشت که بعضی سی، و برخی شصت فرزند برای او نام برده اند.
عالم بزرگ شیخ مفید”ره”(وفات یافته سال ۴۱۳ هـ .ق) می نویسد: آن بزرگوار سی و هفت فرزند از همسران متعدد داشت که نام های آنها به این ترتیب بود:
۱ـ پسران
۱ـ حضرت علی بن موسی الرضا ۲ـ ابراهیم ۳ـ عباس ۴ـ قاسم ۵ـ اسماعیل ۶ـ جعفر ۷ـ هارون ۸ـ حسن ۹ـ احمد ۱۰ـ ‌محمد ۱۱ـ حمزه ۱۲ـ عبدالله ۱۳ـ اسحق ۱۴ـ عبیدالله ۱۵ـ زید ۱۶ـ حسن ۱۷ـ فضل ۱۸ـ حسین ۱۹ـ سلیمان.
۲ـ دختران
۱ـ فاطمه کبری ۲ـ فاطمه صغری۳ـ رقیه ۴ـ حکیمه ۵ـ ام ابیها ۶ـ رقیه صغری ۷ـ ام جعفر ۸ـ لبابه ۹ـ زینب ۱۰ـ خدیجه ۱۱ـ علیه ۱۲ـ آمنه ۱۳ـ حسنه ۱۴ـ برْیهه ۱۵ـ عایشه ۱۶ـ ام سلطمه ۱۷ـ میمونه ۱۸ـ‌ام کلثوم
آن بزرگوار در سال ۱۴۸ هجری قمری زمان خلافت منصور به امامت رسید و در زمان خلافت مهدی عباسی و هادی عباسی نیز امام بود، وقتی که هارون الرشدی به خلافت رسید پس از پانزده سال، در زندان بغداد شهید شد. مشهور بین تاریخ نویسان آن است که آن بزرگوار در روز ۲۵ رجب سال ۱۸۳ هجری از دنیا رفت.
هارون الرشید آن بزرگوار را در سال ۱۷۹ هجری قمری در مدینه دستگیر کرده و به طرف عراق آورد و از آن وقت تا آخر عمر در زندان به سر می برد.
مادر حضرت معصومه (س)
آن طور که از شواهد و قرائن و بعضی از روایات استفاده می شود، مادر حضرت معصومه (س) همان مادر امام رضا (ع) است برای مادر حضرت رضا (ع) نام های متعددی ذکر کرده اند، مانند: خیزران، ام البنین، نجمه و … روایت شده پس از آنکه حضرت رضا (ع) از او متولد شد، به او”طاهره” گفتند.
روز ولادت حضرت فاطمه معصومه (س)
مطابق پاره ای از مدارک، حضرت معصومه (س) در روز اول ماه ذیقعده سال ۱۷۳ هجری قمری، در مدینه چشم به جهان گشود. محدث گرانقدر مرحوم آیت الله شیخ علی نمازی در کتاب پربار مستدرک سفینه البحار (که ده جلد است) در جلد هشتم چنین می نویسد:
فاطمه معصومه (س) در آغاز ماه ذیقعده سال ۱۷۳، دیده به جهان گشود.”
مرحوم فیض در کتاب انجم فروزان و گنجینه آثار قم از کتاب لواقح الانوار فی طبقات الاخیار (تألیف عبدالوهاب شعرانی شافعی وفات یافته در سال ۹۳۷ هـ .ق) و کتاب نزهه الابرار فی نسب اولاد الائمه الاطهار (تألیف سید موسی برزنجی شافعی مدنی) چنین نقل می کند:
حضرت فاطمه (معصومه) دختر امام کاظم (ع) در مدینه منوره، در آغاز ماه ذیقعده سال ۱۸۳ هـ . ق دیده به جهان گشود، و در دهم ماه ربیع الثانی سال ۲۰۱ در قم وفات یافت.”
 
اوضاع سیاسی و اجتماعی دوران حضرت معصومه (س)
پدر بزرگوار ایشان (امام موسی بن جعفر (ع)) در سال ۱۴۸ هجری قمری در ۲۰ سالگی به مقام امامت رسید و دوره ۳۵ ساله امامت ایشان با سال های آخر خلافت منصور دوانیقی، ۱۰ سال خلافت مهدی عباسی، یک سال خلافت هادی عباسی و ۱۳ سال از دوران خلافت هارون الرشید مقارن بود.
با توجه به سن حضرت معصومه (س) در زمان فوت پدرش به نظر می­رسد دوران زندگی ایشان مقارن حکومت هارون الرشید ، امین و مأمون بوده ­است. حکومت هارون در بهترین موقعیت اقتصادی به سر می برد اما این ثروت انبوه اغلب در راه ارضای تمایلات شخصی خلیفه مصرف می شد تا آن جا که نوازندگان، شاعران و چاپلوسان،خیلی بیشتر از نیازمندان بهره می بردند. هارون سوگند خورده بود خاندان علی (ع) و پیروان آنان را از ریشه برکند. کارگزاران او در راستای مبارزه با تشیع، مرقد امام حسین (ع) را تخریب و زمین کربلا را شخم زدند (تاریخ تحلیلی اسلام، ص ۱۶۹ – ۱۷۰).    
جعفر ابن یحیی برمکی هفده سال در منصب وزارت در خدمت حکومت هارون بود اما هارون الرشید به خاطر ارتباط او با علویان دستور قتل او را صادر کرد، به دستور او سر از بدنش جدا کردند و بدنش را دو تکه کرده و بر جسر بغداد نصب کردند.
امام موسی کاظم (ع) به یکی از شاگردان معروفش به نام هشام فرمودند به خاطر خطرهای موجود از سخن گفتن خودداری کند، حضرت خود در غارها می ­گشتند.
بنی عباس چنان با شیعیان و علویان بدرفتاری کردند که به تعبیر ابو فراس شاعر، بنی امیه، یک دهم آن را هم انجام نداده ­بودند.
امام کاظم (ع) ضمن لزوم رعایت تقیه مسئولیت حفظ برتری علمی شیعیان و تقویت تشکل آنان را بر عهده داشت. شهرت سیاسی شماری از یاران امام کاظم (ع) و زندانی شدن برخی از آنان مبین زوایایی از حرکت سیاسی امام کاظم (ع) علیه خلفای ستمگر و نشان دهنده بی رحمی دستگاه خلافت عباسی است.هارون در زمان خلافت خود، پسر کوچک خود، محمد امین را (که مادرش زبیده بود) ولیعهد خود قرار داده و از مردم برای وی بیعت گرفت و عبدالله المامون را نیز (که از مادری ایرانی به نام مراجل تولد یافته­ بود) و یک ماه از امین بزرگتر بود، ولیعهد دوم قرار داد، مراجل زشت­ترین و کثیف ­ترین کنیز خراسانی در آشپز خانه­ هارون بود.
دستگاه خلافت بنی عباس در سال­های خلافت امین گرفتار اختلافات داخلی و مناقشات امین و مامون و خلع ید مامون از ولایتعهدی و واگذاری آن به موسی فرزند امین بود. اما آرزوی امین برآورده نشد؛ مامون دستور قتل برادرش را صادر کرد و به کسی که سر امین را به حضورش آورد –پس از سجده­ شکر – یک میلیون درهم بخشید، سپس دستور داد سر برادرش را روی تخته چوبی در صحن بارگاهش نصب کنند تا هر کس که برای گرفتن مواجب می­آید، نخست بر آن سر نفرین بفرستد و سپس پولش را بگیرد.
تاریخ شهادت حضرت معصومه (س)
مدارک متعددی وجود دارد که حضرت معصومه (س) در سال ۲۰۱ هـ .ق در قم، به شهادت رسیده است، چنان که از کاشی کاری های اطراف حرم که از قرن ها پیش به جای مانده مرقوم شده است، ولی در مورد روز و ماه وفات آن حضرت، اختلاف است، که تا سه قول گفته شده است:
۱ـ طبق پاره ای از مدارک، دهم ربیع الثانی بوده است.
۲ـ مطابق بعضی از مدارک، دوازدهم ربیع الثانی بوده است.
۳ـ و بر اساس مدرک دیگر، هشتم شعبان بوده است.
هیچ یک از این سه قول، آن گونه که باید، مورد اطمینان نیست..
هجرت عظیم حضرت معصومه (س) از حجاز به ایران
مأمون عباسی در سال ۲۰۰ هجری قمری، با نامه ها و پیام های بسیار، حضرت رضا (ع) را به خراسان دعوت کرد، آن بزرگوار، ناگریز از روی اکراه، این دعوت را پذیرفت و با کاروانی که مأمون فرستاده بود، به سوی خراسان آمد.یک سال بعد (سال ۲۰۱) حضرت معصومه (ع) به شوق دیدار برادرش حضرت رضا (ع) عازم خراسان گردید و با همراهان حرکت کردند، ولی حقیقت این است که این حرکت، هجرت معنی دار و عظیم حضرت معصومه (س) برای حمایت از ولایت امام علی موسی الرضا (ع) و تقویت مسأله رهبری بود، که در ظاهر به صورت سفر برای دیدار برادر عنوان می شد آن حضرت در این هجرت به ساوه رسیدند. دراین مورد ، مطالب مختلفی گفته شده است.
ولی در این باره بهترین و اصیل ترین مدارک، تاریخ قدیم قم است که در قرن چهارم نگاشته شده و مرحوم علامه مجلسی و محدث قمی و بزرگان از علما به آن اعتماد می کنند، آنچه که"حسن بن محمد نویسنده تاریخ قدیم قم" به گفته علامه مجلسی در بحارالانوار، و محدث قمی در سفینه البحار در این باره نظر می دهد، چنین است: حضرت رضا (ع) به دعوت مأمون در سال ۲۰۰ هجری از مدینه به خراسان آمد، حضرت معصومه (س) در سال ۲۰۱ برای دیدار برادر، از مدینه رهسپار خراسان شد (ناگفته پیداست که در این سفر دور، گروهی از برادران و خدمتکاران به همراه حضرت معصومه (س) بوده اند) وقتی که به ساوه رسیدند، حضرت معصومه (س) بیمار شد، پرسید از این مکان تا قم چقدر راه است؟ عرض کردند: ده فرسخ، به خدمتکار دستور داده که به جانب قم رهسپار گردند،‌ به این ترتیب به قم آمد و به منزل موسی بن خزرج بن سعد اشعری که از اصحاب امام رضا( ع) بود، وارد شد.
اما روایت صحیح تر این است که: چون خبر ورود آن بانوی با عظمت حضرت فاطمه معصومه (س) به آل سعد رسید، همگی به اتفاق به استقبال او رفتند تا او را به قم دعوت کنند، در میان آنها موسی بن خزرج به کاروان حضرت معصومه (س) رسید، زمام شتر آن حضرت را گرفته و به طرف قم آمد و در منزل خود با کمال افتخار از آن بانو پذیریی کرد، ولی پس از ۱۶ یا ۱۷ روز آن بانوی ارجمند، رخت از جهان بربست و پسران سعد را در سوگ خود نشانید.
آری خاطر حضرت معصومه (س) خیلی آزرده بود، با دنیایی از ‎غم و اندوه با این جهان وداع گفت.
در این چند روزی که حضرت معصومه (س) در قم بود از فراق برادر می گریست و محزون و غمگین بود، در سرای موسی بن خزرج عبادتگاهی داشت که هنوز باقی است و هم اکنون آن مکان شریف با بنایی مجلل و جالب مشخص است، دارای حجره هایی است که در آن طلاب علوم دینی هستند، و در جنب آن، مسجد با شکوهی ساخته اند.
اینک آنجا به نام مدرسه ستیه در محله میدان میر قم، معروف می باشد.
ماجرای شهادت حضرت معصومه (س)
امام کاظم (ع) وقتی که زندانی شد، به فرزندش امام رضا (ع) وصیت کرد تا سرپرستی دخترانش (که خواهران حضرت رضا (ع) باشند) را عهده دار گردد، و به آنها سفارش کرد، که در همه امور از برادرشان حضرت رضا (ع) اطاعت کنند. حضرت معصومه (ع) هنگام شهادت پدر (که در سال ۱۸۳ هـ . ق رخ داد) ده سال داشت و بخش مهمی از دوران کودکیش را با روزگار تلخ فراق پدر (که در زندان به سر می برد) گذراند.
«یهود با دانستن طرح جامع موسی ابن جعفر در شیعه نمودن ایرانیان حضرت معصومه را در ساوه توسط عمال دون­مایه­ی خویش مسموم ساخته و زمینه را برای شهادت ایشان آماده ساخت».
مردم ساوه در آن عصر از دشمنان سرسخت خاندان نبوت بودند، از این رو وقتی که موکب حضرت معصومه و همراهانش به ساوه رسید، به آن حمله کردند و جنگ سختی درگرفت، برادران و برادرزادگان حضرت معصومه دراین جنگ به شهادت رسیدند. و در روایت دیگر آمده: هارون بن موسی بن جعفر (ع) همراه ۲۳ نفر از بستگانش که یکی از آنها خواهرش حضرت معصومه (ع) بود، در یک کاروانی وارد ساوه شدند، دشمنان اهلبیت (ع) به هارون که در حال غذا خوردن بود، حمله کردند و او را به شهادت رساندند و افراد دیگر کاروان را مجروح و پراکنده ساختند. نقل شده: در غذای حضرت معصومه (س) زهر ریختند و آن بانوی گرامی، مسموم گشته و بستری شد، و طولی نکشید که در قم به شهادت رسید.
مطابق نقل بعضی، مسموم نمودن آن حضرت توسط زنی یهودی در ساوه انجام شد.
این ماجرا در سال ۲۰۱ هجری قمری، حدود دو سال قبل از شهادت حضرت رضا (ع) رخ داده است (زیرا امام رضا (ع) در سال ۲۰۳ شهید شد).
ماجرای دفن جنازه حضرت معصومه (س)
زمینی که آستانه حضرت معصومه (ع) در آن واقع است، با بلان نام داشته، و این زمین پیش از آنکه مرقد مطهر آن حضرت شود، بنایی نداشته است، فقط ملکی از ملک های موسی بن خزرج بوده است، این زمین را موسی بن خزرج که هم مهمان دار حضرت معصومه (س) بود و هم در عصر خویش رئیس و محترم بود، برای دفن آن حضرت معین کرد.
آل سعد در این سرزمین سردابی حفر کردند تا آن را مقبره حضرت معصومه (س) قرار دهند، پس از آنکه جنازه مطهر آن بی بی بزرگوار را غسل داده و کفن نمودند، ‌آن را به آن سرزمین آوردند، در این وقت میان آل سعد گفتگو شد که چه کسی داخل قبر شده، و جنازه را در سرداب به خاک بسپارد، سرانجام اتفاق کردند که شخصی به نام قادر که پیرمرد پرهیزکار و صالح و سید بود داخل قبر شود آن گوهر پاک را دفن کند.
چون به سراغ آن مرد رفتند، ناگاه از جانب صحرا دو سوار نقاب دار پیدا شدند، همین که به نزدیک رسیدند، از مرکب خود پیاده شدند و بر جنازه حضرت معصومه (س) نماز گزاردند، سپس داخل سرداب شده و جنازه را دفن کردند، آن گاه بیرون آمده و رفتند، و کسی نفهمید که آنها چه کسی بودند.
آنگاه موسی بن خزرج سقف و سایبانی از بوریا بر سر قبر برافراخت تاهنگامی که حضرت زینب دختر امام نهم (ع) وارد قم گردید و قبه ای بر آن مرقد مطهر بنا کرد.
بعد از مدتی ام محمد دختر موسی پسر امام جواد (ع) وفات کرد، جنازه او را در کنار مرقد حضرت معصومه (س) به خاک سپردند.
مدتی بعد، میمونه خواهر ام محمد وفات کرد، او را نیز در کنار مرقد حضرت معصومه (ع) به خاک سپردند و قبه ای جداگانه بر روی قبر آن دو بانو، بنا نمودند سپس بْریهیه دختر موسی بن امام جواد (ع) وفات نمود، او را نیز در آنجا به خاک سپردند.
مرحوم محدث قمی، غیر از بانوان فوق، از بانوان دیگر نیز نام برده که در کنار مرقد مطهر حضرت معصومه (س) مدفون هستند، مانند: زینب دختر امام جواد (ع)، ام اسحاق کنیز محمد بن موسی مبرقع (ع)، و ام حبیب کنیز محمد بن احمد بن موسی مبرقع)
بنابراین در مجموع شش تن از امامزادگان، و منسوبین به امامان (ع) در کنار مرقد مطهر حضرت معصومه دفن شده اند.
نگاهی به فضایل حضرت معصومه (س)
حضرت رضا(ع) در مورد پاداش زیارت مرقد مطهر حضرت معصومه (س) فرمود:
کسی که او را در حالی که حقش را شناخته، زیارت کند، برای او بهشت است.”
و در فرازی از زیارتنامه حضرت معصومه (س) که از حضرت رضا (ع) نقل شده می خوانیم:
از خدا می خواهیم که معرفت به شأن شما را از ما سلب نکند، او سرپرست توانا است.”
نتیجه می گیریم که قبل از هر چیز باید امامان (ع) و شخصیت های بزرگی چون حضرت معصومه (س) را شناخت، و درک پاداش و درجات ارزش، بستگی به شناخت آنها دارد، از این رو در اینجا نظر شما را به ده نمونه از فضایل حضرت فاطمه معصومه (س) که موجب شناخت بیشتر است، جلب می کنیم:
۱ـ دختر روح و جسم پیامبر (ص)
در زیارتنامه ای که در شأن حضرت معصومه (س) از حضرت رضا (ع) نقل شده، حضرت معصومه (ع) به عنوان:
دختر رسول خدا (ص)، دختر فاطمه و خدیجه (س)، دختر امیرمؤمنان علی (ع)، دختر حسن و حسین (ع)، دختر ولی خدا (امام کاظم (ع))، خواهر ولی خدا (امام رضا (ع))، و عمه ولی خدا (امام جواد (ع)) خوانده شده است.
این تعبیرات، تنها بیانگر شرافت خانوادگی نیست، بلکه علاوه بر آن، بیانگر آن است که حضرت معصومه (س) از نظر معنوی و مقامات عالی ملکوتی، به راستی فرزند روح و جسم پیامبر (ص) حضرت زهرا و خدیجه کبری (س) و امام معصوم (ع) است.
۲ـ مقام عصمت و طهارت حضرت معصومه (ع)
روایت شده: حضرت رضا (ع) فرمود:
“مَنْ زارَ الْمَعْصُومَهَ بِقُمْ کَمَنْ زارَنی؛
کسی که معصومه (ع) را در قم زیارت کند، مانند آن است که مرا زیارت کرده است.”
گرچه شواهد و قراین در مورد مقام عصمت حضرت معصومه (س) بسیار است، ولی سخن فوق از امام معصوم حضرت رضا (ع) صراحت دارد که حضرت معصومه (س) دارای مقام عصمت بوده است، ضمناً این سخن بیانگر آن است که: این لقب را حضرت رضا (ع) به حضرت معصومه (س) داده است، وگرنه نام حضرت معصومه (س) فاطمه کبری است از سوی دیگر، به فرموده حضرت رضا (ع) پاداش زیارت حضرت معصومه (س) همانند پاداش زیارت حضرت رضا (ع) است.
یکی از قراینی که بیانگر مقام عصمت حضرت معصومه (س) است، این که (چنان که خاطر نشان شد) دو نفر نقاب دار از عالم غیب آمدند و جنازه آن حضرت را به خاک سپردند.
با توجه به این که: ما معتقدیم، معصوم را باید معصوم دفن کند، به احتمال قوی، آن دو نفر، امام رضا (ع) و امام جواد (ع) بوده اند.
مقام عصمت که عالی ترین مقام معنوی و پاکی است، درجاتی دارد، در وهله اول به دو گونه است: ۱ـ معصوم از خطا ۲ـ معصوم از گناه، حضرت معصومه(س) همانند حضرت زینب (س) در یکی از درجات عصمتند، گرچه در درجات چهارده معصوم (ع) نباشند، زیرا چهارده معصوم (ع) علاوه بر عصمت از گناه عصمت از خطا نیز دارند.
به هر حال وجود ذی جود حضرت معصومه (ع) که بانویی بسیار ارجمند، و گلی باشکوه از گلستان نبوت و امامت است، همچون روحی در پیکر سرزمین قم است، او با نورانیت معنوی خود، سرزمین قم را رونقی دیگر بخشیده است، و قدم مبارکش در قم، هزاران چندان بر عظمت قم افزوده است. او سلاله پاک از خزائن امامت و ولایت، وگوهری گرانقدر و تابناک از صدف ملک امکان است که روز به روز و ساعت به ساعت بر شکوه و شرافت قم، می افزاید.
حضرت رضا (ع) به ما یاد داده که در زیارت او چنین بخوانیم:
“یا فاطِمَهُ اِشْفَعی لِی فِی الْجَنَهِ، فَاِنَ لَکِ عِنْدَاللهِ شأناً مِنَ الشَأنِ؛
ای فاطمه معصومه! در مورد رفتن به بهشت، مرا شفاعت کن، چرا که در پیشگاه خداوند، دارای مقام و منزلتی بس ارجمند هستی.”
۳ـ پیشگویی امام صادق (ع) از حضرت معصومه (س) قبل از ولادتش
از اموری که به روشنی بیانگر عظمت مخصوص مقام حضرت معصومه (س) است، این که امام صادق (ع) قبل از ولادت او، حتی قبل از ولادت پدر او، از او یاد کرده است، این موضوع بیانگر آن است که این بانوی خاندان نبوت، از امتیازات و ویژگی های عمیق و ارجمندی برخوردار بوده است، و در سطح بالایی از شخصیت و ارزش های انسانی و ملکوتی قرار داشته است، به عنوان مثال:
۱ـ یکی از شیعیان به محضر امام صادق (ع) آمد، دید آن حضرت در کنار گهواره کودکی، با آ‌ن کودک گفتگو می کند، تعجب کرد و گفت: آیا با کودک نوزاد سخن می گویی؟
امام صادق (ع) فرمود: اگر تو هم مایل هستی نزد این کودک بیا و با او گفتگو کن.
او می گوید: کنار گهواره آن کودک نوزاد رفتم، سلام کردم، جواب سلام مرا داد، به من فرمود: نامی که برای دختر تازه متولد شده ات برگزیده ای عوض کن، زیرا خداوند آن نام را دشمن دارد (با توجه به این که او چند روز قبل از او دارای دختر شده بود نامش را حْمیرا گذاشته بود).
آن شخص می گوید: سخن گفتن نوزاد، و اطلاع او از اخبار پنهان، و نهی ا زمنکر او، مرا بیشتر به تعجب واداشت، بهت زده شدم، امام صادق (ع) به من فرمود: تعجب نکن، این کودک فرزندم موسی است خداوند از او دختری به من عنایت کند که نامش فاطمه است، او در سرزمین قم به خاک سپرده می شود، و هر کس (مرقد) او را در قم زیارت کند، بهشت بر او واجب است.
۲ـ نیز امام صادق (ع) قبل از ولادت حضرت معصومه (س) در ضمن گفتاری در شأن او فرمود:
و به زودی در قم بانویی از فرزندان من به نام فاطمه دفن شود، پس هر کس او را زیارت کند، بهشت برای او واجب می گردد.”
در ذیل این روایت آمده؛ امام صادق (ع) این سخن را قبل از ولادت امام کاظم (ع) فرمود.
با توجه به اینکه امام کاظم (ع) در سال ۱۲۸ هـ . ق چشم به جهان گشوده است، و تولد حضرت معصومه (س) در سال ۱۷۳ رخ داده، نتیجه می گیریم که امام صادق (ع) این سخن را ۴۵ سال قبل از تولد حضرت معصومه (س) فرموده است.
این پیش گویی امام صادق (ع)، در سخن دیگری نیز آمده که فرمود:
در قم بانویی از فرزندانم رحلت می کند که به شفاعت او همه شیعیانم وارد بهشت می گردند.
۴ـ پدرش به فدایش
یکی از فضایل حضرت زهرا (ع) این است که پیامبر (ص) در موارد متعدد، در شأن او فرمود:
"فَداها اَبْوها؛ پدرش به فدایش باد"
این تعبیر بیانگر اوج مقام ارجمند حضرت زهرا (س) است که پیامبر اکرم (ص) در شأن او گفته است.
در مورد حضرت معصومه (ع) نیز نظیر این مطلب از پدرش امام کاظم (ع) روایت شده، در این راستا به ماجرای جالب زیر توجه کنید:
مرحوم آیت الله مستنبط (داماد اول آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی) از کتاب کشف اللثالی که نسخه خطی آن در کتابخانه شوشتری های نجف اشرف موجود است، و تألیف دانشمند محقق صالح بن عرندس دانشمند قرن نهم هجری می باشد، چنین نقل می کند:
عصر امام کاظم (ع) بود، روزی جمعی از شیعیان برای دریافت پاسخ از سؤال های خود، به مدینه وارد شدند تا به محضر امام کاظم (ع) برسند، آن حضرت در مسافرت بود، نظر به اینکه آنها ناگزیر به مراجعت بودند، پرسش های خود را نوشتند و به افراد خانواده امام کاظم (ع) تحویل دادند تا در سفر بعد، به آن نائل شوند، مدتی بعد هنگام خداحافظی، دیدند حضرت معصومه (ع) پاسخ پرسش های آنها را نوشته و آماده کرده است، آنها شادمان شدند و آن پاسخ ها را دریافت کردند و به سوی وطن رهسپار شدند، در مسیر راه به امام کاظم (ع) برخورد نمودند، و ماجرا را به عرض آن حضرت رساندند، امام کاظم (ع) آن نوشته را از آنها طلبید و مطالعه کرد، پاسخ های حضرت معصومه (ع) را درست یافت، سه بار فرمود:
“ فَداها اَبْوها؛ پدرش به فدایش باد.”
با اینکه حضرت معصومه(س) در آن هنگام خردسال بود، این ماجرای جالب نیز، ما را به عظمت ویژه حضرت معصومه(س) از نظر علم و معرفت آشنا می کند، ‌و در جای خود بی نظیر و استثنایی است.
۵ـ عالمه و محدثه و حجت امین امامان (ع)
از ویژگی های حضرت معصومه(س) این بود که به علوم اسلام و آل محمد (ص) آگاهی داشت، و آن را برای دیگران و آیندگان، نقل می کرد، و از راویان و محدثان به شمار می آمد، چنان که روایت نقل بیانگر این مطلب است از این رو امام کاظم (ع) فرمود:”پدرش به فدایش باد”، در حدی که وجود شریفش حجت و امین پدرش امام کاظم (ع) بود، چنان که در فرازی از زیارتنامه غیر معروفه او آمده:
“اَلسَلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَهُ بِنْتَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ و حُجَتِهِ وَاَمِینِهِ؛
سلام بر تو ای فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع)، و حجت و امین موسی بن جعفر.”
بنابراین حضرت معصومه (ع) حجت و امانت دار پدرش امام کاظم (ع) بود،‌که در این صورت، حجت و امین خدا و حجت و نشانه اسلام و حافظ امانت الهی بود.
گرچه همه­ روایات آن حضرت به دست ما نرسیده، ولی اندکی از آن روایات را که به دست ما رسیده در اینجا می آوریم:
۱ـ در کتاب ارزشمند الغدیر، به نقل از کتب متعدد اهل تسنن، حدیث غدیر و حدیث”مُنْزِلت” از آن بانوی بزرگوار نقل شده است:
دختران امام کاظم (ع) فاطمه (معصومه) و زینب و ام کلثوم گفتند: روایت کرد ما را فاطمه دختر امام صادق (ع)، او گفت: روایت کرد مرا فاطمه دختر امام باقر (ع)، و او گفت: روایت کرد مرا فاطمه دختر امام سجاد، و او گفت: روایت کردند مرا فاطمه و سکینه دختران امام حسین (ع) و آنها گفتند، روایت کرد ما را اُم کلثوم دختر فاطمه زهرا (ع) دختر پیامبر (ص)، و او از مادرش فاطمه زهرا دختر گرامی پیامبر (ص) روایت کرده که آن بانوی در برابر غاصبین خلافت علی (ع) فرمود:
آیا فراموش کردید سخن رسول خدا (ص) در روز عید غدیر خُم را که فرمود: هر کس که من مولا و رهبر او هستم، پس علی (ع) مولا و رهبر اوست؟ و نیز به علی (ع) فرمود: نسبت تو به من همانند نسبت هارون به موسی (ع) است.”
۲ـ حضرت معصومه (ع) به همان سند روایت بالا، از حضرت زهرا (ع) نقل می کند که فرمود: از رسول خدا (ص) شنیدم فرمود: هنگامی که به معراج رفتم، وارد بهشت شدم، در آنجا قصری از در سفید میان خالی دیدم، که درِ آن قصر، به د‎‎ُر و یاقوت آراسته شده بود، و بر آن در، پرده ای آویخته بود، سرم را به سوی آن بلند کردم، دیدم بر روی آن در چنین نوشته شده است:
“لا اِلهَ اِلاَ اللهُ، مُحَمَداً رسُولُ اللهِ، عَلِیٌ وَلِیُ القَوْمِ؛
خدایی جز خدای یکتا نیست، محمد رسول خداست، علی رهبر قوم است.
و به آن پرده نگاه کردم دیدم در آن چنین نوشته شده است:
“بَخٍ بَخٍ مَنْ مِثْلُ شِیعَهِ عَلِیٍ؟
به به! چه کسی همانند شیعه علی (ع )(دارای مقامات عالی) است؟”
وارد آن قصر شدم، در میان آن، قصری از عقیق سرخ میان خالی دیدم، دارای دری از نقره، آراسته به زبرجد سبز بود، و بر آن در، پرده ای آویخته بود، سرم را بلند کردم، دیدم بر روی آن در چنین نوشته شده:
“مُحَمَدٌ رَسُولُ اللهِ، عَلِیٌ وَصِیُ الْمُصْطَفی؛
محمد رسول خدا است، علی وصی مصطفی است.”
سپس در آن پرده دیدم چنین نوشته بود:
“بِشِرْ شِیعهَ عَلِیٍ بِطیبِ الْمَوْلَد؛
شیعه علی (ع) را مژده بده که پاکزاد است.”
در میان آن قصر رفتم، دیدم قصری دیگری از زمرد سبز میان خالی است که زیباتر از آن ندیده بودم، دارای دری از یاقوت سرخ، آراسته به دْر بود، پرده ای بر آن آویخته بود، سرم را بلند کردم و دیدم روی آن پرده چنین نوشته شده است:
“شِیعَهُ عَلِیٍ هُمُ الْفائِزُونَ؛
شیعیان علی (ع) کسانی هستند که رستگار می باشند.”
به جبرئیل گفتم: حبیبم جبرئیل، این قصر از آن کیست؟ گفت: این قصر از آن پسر عمو و وصی تو علی بن ابیطالب (ع) است، همه مردم در روز قیامت پابرهنه و عریان محشور می شوند جز شیعیان علی (ع)، در آن روز مردم به نام های مادرانشان خوانده شوند،‌جز شیعه علی (ع) که به نام های پدرانشان خوانده می شوند، گفتم: ای حبیبم جبرئیل! منظور از این سخن چیست؟ گفت:
“لِاَنَهُمْ اَحَبُوا عَلِیاً فَطابَ مَولِدَهُمْ؛
زیرا شیعیان، علی (ع) را دوست داشتند از این رو پاکزاد شدند.”
۳ـ حضرت معصومه (س) با چند واسطه از صفیه عمه رسول خدا نقل می کند: وقتی که امام حسین (ع) چشم به جهان گشود، رسول خدا (ص) به من فرمود: ای عمه! فرزندم را نزد من بیاور، عرض کردم: هنوز او را پاکیزه نکرده ام، فرمود: ای عمه! آیا تو می خواهی او را پاکیزه کنی؟ همانا خداوند متعال او را پاک و پاکیزه نموده است.
۴ـ حضرت معصومه وقتی که در ساوه بیمار شد، فرمود: مرا به قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم که فرمود:”قم مرکز شیعیان ما می باشد.”
۵ـ در کتاب اللؤلؤالثَمینه فی الآثار المنعنه المرویه(که در سال ۱۳۰۶ هـ . ق در مصر چاپ شده) چنین روایت شده:
فاطمه (معصومه) دختر امام کاظم، و او از فاطمه دختر امام صادق، و او از فاطمه دختر امام باقر، و او از فاطمه دختر امام سجاد، و او از فاطمه دختر امام حسین، و او از زینب دختر علی، و او از فاطمه زهرا دختر رسول خدا (ص) روایت کرد که رسول خدا (ص) فرمود: آگاه باشید کسی که با حجت آل محمد (ص) از دنیا رفت، شهید از رفته است.”
۶ـ حرم حضرت معصومه (س) تجلیگاه مرقد حضرت زهرا (س)
مرجع عظیم الشأن مرحوم آیت الله العظمی نجفی مرعشی (ره) فرمود: پدرم مرحوم آیت الله علامه سید محمود مرعشی (ره) که در نجف اشرف می زیست، بسیار علاقمند بود که به طریقی، محل قبر شریف جده اش حضرت زهرا (ع) را بیابد، برای این مقصود، ختم مجربی (یعنی یکی از دعاهایی که استجابت آن به تجربه رسیده که با تکرار آن با حضور قلب و خلوص و شرایط دیگر، موجب رسیدن به مقصود است) انتخاب نمود، چهل شب به آن مداومت کرد، تا شاید از طریقی به محل مرقد شریف حضرت زهرا (س) آگاه گردد.
شب چهلم بعد از انجام ختم و توسل فراوان، به بستر خواب رفت، در عالم خواب به محضر امام باقر (ع) (یا امام صادق) رسید، امام به او فرمود: “عَلَیْکَ بِکَریمَهِ اَهْلِ الْبَیْتِ؛ به دامن کریمه اهل بیت (ع) چنگ بزن.”
ایشان تصور کرد منظور امام (ع) از این جمله، حضرت زهرا  (س) است، عرض کرد:”آری قربانت گردم، من نیز ختم را برای همین گرفتم که محل شریف قبر آن حضرت را دقیق تر بدانم و زیارتش کنم.”
امام(ع) فرمود:”منظور من قبر شریف حضرت معصومه (س) در قم است.” سپس افزود: به خاطر مصالحی، خداوند اراده نموده که قبر حضرت زهرا (س) برای همیشه برای همگان مخفی باشد، از این رو قبر حضرت معصومه (س) را تجلیگاه قبر شریف حضرت زهرا (س) قرار داده است، اگر قرار بود قبر حضرت آشکار باشد همان شکوه و عظمت مرقد حضرت زهرا (س) را خداوند برای قبر حضرت معصومه(س) قرار داده است.
۷ـ زیارتنامه مخصوص
یکی از شواهد عظمت استثنایی حضرت معصومه (ع)، زیارتنامه ای است که به خصوص، حضرت رضا (ع) در شأن او صادر فرموده است، زیرا بعد از فاطمه زهرا (س) تنها زیارتی که از امام معصوم (ع) برای او نقل شده زیارت حضرت معصومه (س)است، حضرت زینب (س) با آن همه مقام و منزلت زیارت مخصوص ـ نقل شده ـ از معصوم ندارد و همچنین بانوان ارجمند دیگر از خاندان عصمت طهارت.
علامه مجلسی (ره) از بعضی از کتب زیارات، از علی بن ابراهیم، و او از پدرش، و او از سعد اشعری قمی نقل می کند که گفت در محضر امام رضا (ع) بودم، به من فرمود:”ای سعد از برای ما در نزد شما(در قم) قبری وجود دارد: سعد عرض کرد: قربانت گردم آیا مقصود شما قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع) است؟ امام رضا (ع) فرمود:
 “نَعَمْ مَنْ زارَها عارِفاً بِحَقِها فَلَهُ الْجَنَهٌ؛آری کسی که با معرفت به شأن او، او را زیارت کند، بهشت برای او است.”
از ویژگی های این زیارت این است که مطابق دستور حضرت رضا (ع) در آغاز آن ۳۴ بار تکبیر و ۳۳ بار تسبیح و ۳۳ بار حمد گفته می شود، چنین دستوری در مورد زیارت های دیگر دیده نشده است.
آری این سرآغاز توحیدی، برای آن است که زائر هنگام زیارت آن خاتون ارجمند دو سرا، با توجه و حضور قلب، و توحید و تنزیه و شکر خدا وارد گردد، و بااین حالت ملکوتی با حضرت معصومه (ع) ارتباط برقرار نماید، که چنین حالتی، عالی ترین حال بنده خدا در برابر عظمت مقام اولیای خدا است تا با روحی پاک و قلبی صاف و دور از شوائب و آلودگی ها به زیارت بپردازد و نتیجه خوب بگیرد.
۸ـ القاب پیام آور
در مورد حضرت معصومه(ع) دو زیارتنامه نقل شده، یکی همان زیارتنامه معروف است، که علامه مجلسی آن را از حضرت رضا (ع) نقل نموده است.
دیگری زیارتنامه ای است که صاحب کتاب انوار المشعشعین (شیخ محمد علی بن حسین کاتوزیان، در همین کتاب، جلد ۱، چاپ سنگی) نقل کرده است، در فرازی از این زیارتنامه، خطاب به حضرت معصومه (ع) چنین می خوانیم:
اَلسَلامُ عَلَیْکِ اَیَتُهَا الطاهِرَهُ الْحَمِیدَهُ الْبَرَهُ الرِشِیدَهُ، التَقِیَهُ النَقِیَهُ الرَضِیَهُ الْمَرْضِیَهُ؛
سلام بر تو ای پاک سرشت و پاک روش، ای ستوده، ای نیکوکار، ای بانوی رشد یافته و پاک و پاکیزه، ای بانوی شایسته و پسندیده.”
در این فراز به هشت لقب از القاب حضرت معصومه (ع) تصریح شده که هر کدام پیام آور یکی از ابعاد ارزش های والای زندگی درخشان او است.
هر یک از این القاب و صفات کافی است که ما را به مقام های عالی و درجات ممتاز معنوی او رهمنون گردد، شخصیتی که همه ابعاد روش و منش و فکر و ذکر و عمل او بر اساس پاکی، صداقت، شایستگی، تفکر و رشد دینی و عرفانی، و مورد پسند خدا و رسول و امامان (ع) پی ریزی شده، و در این راستا قرار گرفته است، و به طور خلاصه، این صفات بیانگر مقام عصمت و طهارت ذاتی و اکتسابی او است، که هر کدام، چون آینه نشان دهنده جمال و کمال او می باشند.
۹ـ شفاعت وسیع حضرت معصومه (س)
در ذیل روایتی که قبلاً در مورد پیش گویی امام صادق (ع) از تولد حضرت معصومه (ع) و وفات او در قم ذکر شده است:
نام او فاطمه دختر موسی (ع) است که با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت می گردند.”
یکی از علمای دولت آباد اصفهان، حضرت آیت الله حاج شیخ محمد ناصری دولت آبادی، از پدرش مرحوم آیت الله شیخ محمد باقر ناصری (وفات یافته) سال ۱۴۰۷ هـ .ق) نقل می کند: در سال ۱۲۹۵ هجری قمری، در اطراف قم، قحطی و خشکسالی شد، مردم به ستوه آمدند،‌در میان آن ها چهل نفر از افراد متدین، انتخاب شده و به قم آمدند و در حرم حضرت معصومه (ع) به بست نشستند، تا شاید با عنایات و دعای آن بزرگوار، خداوند باران بفرستد.
پس از سه شبانه روز، در شب سوم یکی از آنان، مرحوم‌ آیه الله العظمی میرزای قمی (وفات یافته سال ۱۲۳۱ هـ .ق) را در خواب می بیند، میرزا می پرسد: شما چرا در اینجا به بست نشسته اید؟
او عرض می کند: مدتی است در منطقه ما بر اثر نیامدن باران، خشکسالی و قحطی به وجود آمده است، برای رفع خطر، به اینجا پناه آوردیم. میرزای قمی می فرماید: برای همین، در اینجا جمع شده اید؟ این که چیزی نیست این مقدار از دست ما نیز ساخته است، در چنین نیازها به ما مراجعه کنید، ولی اگر شفاعت همه جهان را خواستید، دست توسل به طرف این شفیعه روز جزا (حضرت معصومه) دراز کنید.
۱۰ـ عظمت پاداش زیارت مرقد حضرت معصومه (س)
۱ـ امام صادق (ع) در ضمن گفتاری فرمود:
“…مَنْ زارَها وَ جبت لَهُ الْجَنَه؛ کسی که او را زیارت کند، بهشت بر او واجب می گردد.”
۲ـ نیز فرمود:
“اِنَ زیارتَها تَعْدِلُ الْجَنَهَ؛ همانا زیارت او برابر کسب بهشت است.”
۳ـ سعد بن سعد اشعری می گوید: در مورد پاداش زیارت قبر حضرت معصومه (ع) از امام رضا (ع) پرسیدم، فرمود:
“مَنْ زارَها فَلَهُ الْجَنَهُ؛ کسی که او را زیارت کند، پاداش او بهشت است.”
۴ـ در مورد دیگر فرمود:
“مَنْ زارَها عارِفاً بِحَقِها فَلَهُ الْجَنَهُ؛ کسی که او را از روی معرفت به شأن و مقامش، زیارت کند، پاداش او بهشت است.”
۵ـ نیز فرمود:
“مَنْ زارَ الْمَعْصُومَهَ بِقُمْ کَمَنْ زارَنی؛ کسی که معصومه(س) را در قم زیارت کند، مانند آن است که مرا زیارت کرده است.”
۶ـ یکی از شیعیان به زیارت مرقد منور حضرت رضا (ع) رفت و پس از زیارت، عازم کربلا شد، و از مسیر همدان به سوی کربلا رفت، در بین راه در عالم خواب، حضرت رضا (ع) را دید، آن حضرت به او فرمود:”چه می شد که اگر از قم عبور می کردی و قبر خواهرم را زیارت می کردی؟”
۷ـ مولی حیدر خوانساری می نویسد: روایت شده، امام رضا (ع) فرمود: هر کس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در ری(یعنی امام زاده حمزه را که در کنار مرقد حضرت عبدالعظیم (ع) قرار گرفته است) یا خواهرم (حضرت معصومه (س)) را در قم زیارت کند، به همان ثواب زیارت من می رسد.
در مورد برتری حضرت معصومه (س) بر خواهرانش مثل حضرت زهرا (س)، باید گفت:این دو بانو علاوه بر شرافت خانوادگی و ذاتی، در عرصه ها و میدان های ایمان و عمل، ممتاز بودند و در این راستا با گزینش خود، درجات عالی ارزش های والای انسانی را پیمودند، و با عرفان و عمل خود آن گونه درخشیدند.
حضرت معصومه (س) در صحنه های علم، عرفان، ایمان، سیاست، و حمایت از مقام رهبری، بسیار ممتاز بود و سرانجام در این راستا به شهادت رسید.
او در اقامت هفده روزه خود در قم، به عبادت و راز و نیاز با خدا اشتغال داشت، چنان که عبادتگاه او که آن را”بیت النور” گویند و اکنون در مدرسه ستیه قم در محله میدان میر قرار گرفته، گواه نورانیت و صفای ممتاز او در ارتباط با خداست.
“از پرباری عمر مبارک ۲۸ ساله حضرت معصومه (س) همان بس که در اقامت هفده روزه اش در قم، حوزه علمیه قم را بقای جادوانه بخشید، و ده ها هزار فرهیخته و دانش پژوه را به جهان تشیع ارزانی داشت، بزرگانی بسان زکریا بن آدم از اصحاب امام رضا (ع) و احمد بن اسحاق وکیل امام حسن عسکری (ع) در قم تا وجود مراجع تقلید و اندیشمندان متفکری چون:
میرزای قمی، آیت الله شیخ ابوالقاسم قمی، آیه الله حائری، آیه الله صدر، آیه الله سید محمد تقی خوانساری، آیه الله حجت، آیه الله بروجردی، آیه الله سید احمد خوانساری، آیه الله گلپایگانی، آیه الله مرعشی نجفی، آیه الله اراکی، علامه طباطبائی، استاد شهید مرتضی مطهری و حضرت امام خمینی (اعلی الله مقامهم الشریف) همه از برکت وجود عالمه آل عبا حضرت معصومه (س) است که به حوزه علمیه مرکزیت داه، و با پرتو افشانی خویش، آن را به مدینه فاضله اسلامی تبدیل نموده است… انقلاب اسلامی ایران در حقیقت فرزند پاک این سرزمین مطهر و فیضیه (فیض گرفته از درگاه بی بی فاطمه معصومه (س) است، که اینک با رهبری های حکیمانه ولی امر مسلمین، حضرت آیه الله خامنه ای مد ظله العالی، به مسیر خود ادامه می دهد.
رحمت خدای بزرگ و درود خالصانه همه پیامبران، امامان، اولیای خدا و مجاهدان راستین بر این بانوی بزرگ باد، که هماره می درخشد و نور افشانی می کند. و کوثر همیشه جوشان ولایت است.
کرامات حضرت معصومه (س)
۱ـ نجات گروه سرگردان با راهنمایی حضرت معصومه (س)
سال ها قبل از انقلاب، گروهی از مردم یکی از شهرهای دور، در فصل زمستان برای زیارت حضرت معصومه (س) عازم قم شده بودند. شب فرا رسید، برف سنگینی در زمین نشسته بود، این گروه در چند فرسخی قم راه را گم کردند، و در بیابان بدون وسیله، سرگردان شده و در مخاطره شدید قرار گرفتند، همانجا دست به توسل به دامن حضرت معصومه (س) زدند تا با نشان دادن راه، آن ها را از خطر برهاند.
طبق سند موثق، یکی از خدام آستانه مقدسه حضرت معصومه (س)، مرحوم سید محمد رضوی می گوید: در آن شب (بدون اطلاع از زائران در به در و سرگردان) در حرم بودم، اندکی خوابیدم، در عالم خواب دیدم حضرت معصومه (س) نزد من آمد و فرمود:”برخیز، چراغ گلدسته ها را روشن کن.”
به ساعت نگاه کردم، دیدم اندکی از نیمه شب گذشته و هنوز چهار ساعت به اذان صبح باقی است(و ماطبق معمول اندکی قبل از اذان، چراغ های گلدسته ها را روشن می کردیم.
خوابیدم، دوباره حضرت معصومه (س) را در خواب دیدم، این بار با تندی به من فرمود:”برخیز، مگر نگفتم چراغ های گلدسته ها را روشن کن.”
برخاستم و چراغ های گلدسته ها را روشن کردم، دیدم برف سنگینی آمده و همه جا را سفید پوش نموده است، ولی شگفت زده شده بودم که چرا امشب به دستور حضرت معصومه (س) چراغ ها را زودتر روشن نموده ام؟ آن شب به سرآمد، صبح روز بعد که هوا آفتابی بود، از حرم عبور می کردم، شنیدم چند نفر از زائران به همدیگر می گویند:” حضرت معصومه (س) به داد ما رسید، چقدر باید از محضر مقدسش تشکر و سپاس گزاری نماییم! اگر چراغ های گلدسته ها روشن نمی شد، ما در دل شب تاریک در بیابان پر از برف و هوای سرد، که راه را گم کرده بودیم، جان سالمی به در نمی بردیم، اگر چراغ گلدسته ها روشن نمی شد ما جهت شهر قم را در آن تاریکی ظلمانی هرگز پیدا نمی کردیم.”
راز خواب را دریافتم که چرا حضرت معصومه (ع) به من می فرمود: برخیز و چراغ گلدسته ها را روشن کن!
۲ـ امام زمان (عج) در کنار حرم
 نقل می کنند، شخصی به نام سید عبدالرحیم که مورد وثوق بود، گفت: در عالم خواب دیدم، در قبرستان بزرگ قم، جمعیت بسیاری هستند، در این هنگام شخص بزرگواری را که سوار بر اسبی بود و از بازارچه می آمد، مشاهده نمودم، دیدم در پشت سر آن سوار، شخصی گفت:”این سوار حضرت حجت (عج) می باشد” تا این خبر را شنیدم، سراسیمه به دنبال آن حضرت شتافتم، دیدم آن حضرت به صحن مطهر آمد و در آنجا پیاده شد.
صحن خلوت بود، کسی را جز آن حضرت و شخصی که همراهش بود در آنجا ندیدم، مشاهده کردم که آنها عبور کرده تا به در صحن عتیق رسیدند، افسار اسب را به دست من دادند تا آن را نگهدارم، با خود گفتم نگهداشتن اسب خوب است یا همراه حضرت بودن؟ سرانجام همراهی حضرت را برگزیدم و افسار اسب را به دست همان شخصی که همراه امام بود دادم و خودم به دنال حضرت روانه شودم، دیدم حضرت وارد حرم شد و در بالاسر مرقد حضرت معصومه (س) توقف کرد، هیچ کس از خُدام نبودند، پیش خود فکر می کردم آیا به حضور حضرت بروم یا نروم؟ در کنار رواق ایستادم، صدای آن حضرت را می شنیدم، اما چیزی نمی فهمیدم، پس از مدتی آن حضرت از حرم بیرون آمد و من نیز از حرم بیرون آمدم و پشت سر او به راه افتادم، ولی ناگهان ناپدید شد و هرچه جستجو کردم دستم به دامنش نرسید و از فیض حضور آن بزرگوار محروم گشتم.
۳ـ شفای بیماری بی درمان
از داستان های واقعی که نقل آن به تواتر رسیده این که: پای مردی به نام میرزا اسدالله که از خدام آستانه مقدسه حضرت معصومه (س) بود بیماری شقاقلوس (یعنی یک نوع بی حسی و فلجی) گرفت، به حدی که انگشت های پایش سیاه شده و پزشک های آن زمان از درمان او عاجز شده بودند و به اتفاق رأی گفته بودند که باید پای او قطع شود.
یک روز قبل از آنکه موعد قطع پا فرا رسد، بیمار نامبرده با خود گفت حال که بنا است فردا پای مرا قطع کنند، خوب است امشب در حرم مطهر حضرت معصومه (س) بمانم و متوسل شوم.
شخصی به نام”مبارک” او را حمل کرد و به حرم برد، اواخر شب که خدام، درهای حرم را بستند، او خود را به پای ضریح انداخت و در مورد درد و بیماری خودناله کرد و ملتمسانه از حضرت معصومه (س) خواست که از خدا بخواهد، پای او خوب شود، او تا صبح به توسل و سوز و گداز پرداخت، هنوز هوا تاریک بود، خدام شنیدند که میرزا اسدالله، پشت در آمده فریاد می زند در را باز کنید، حضرت به من لطف کرد و توسط حضرت معصومه (س) شفا یافتم، در را باز کردند دیدند میرزا اسدالله خوشحال است و بیماریش رفع شده، و او جریان شفایش را چنین شرح داد؛ بانوی بزرگواری نزدم آمد و فرمود تو را چه شده است؟ عرض کردم: بیماری پا مرا از کار انداخته، از خدا، یا شفا می خواهم یا مرگ! آن بانو گوشه مقنعه خود را چند بار بر روی پای من مالید و فرمود: خداوند تو را شفا داد احساس کردم که خوب شدم و اصلاً درد پا ندارم.
از آن بانو پرسیدم، شما کیستید:
فرمود:”آیا مرا نمی شناسی و حال آنکه تو خادم حرم من می باشی، من فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع) می باشم.”
۴ـ رفع خطر شدید سیل
کسانی که به وضع جغرافیایی شهر قم آگاهی دارند می دانند که در وسط شهر قم رودخانه بزرگی قرار گرفته و مسیر آب باران ده ها فرسخ از زمین های قبل از رودخانه از پایین گلپایگان و دلیجان گرفته تا قم در همین رودخانه به دریاچه قم می ریزد.
در این صورت ناگفته پیداست که هنگام بارش های شدید پی در پی، سیل های خطرناکی در این رودخانه به جریان می افتد، و چنان که تاریخ قم نشان می دهد قرن ها پیش تا کنون چندین بار سیل رودخانه، طغیان کرده و موجب خسارت های بسیار شده است.
در یکی از این موارد نوشته اند: زمانی سیل بسیار عظیمی آمد که اهل قم را فوق العاده ترسانده، هر لحظه انتظار می رفت که خطر سیل ساختمان ها را ویران کند … .
در این بحران شدید مشاهده شد که دستی نمایان گردید و به سیل اشاره کرد، و آن سیل به سوی دیگر رفته و رفع خطر نمود.
۵ـ نقاره خانه به صدا درآمد
نقل می کنند در زمان مرجعیت مرحوم آیه الله حاج شیخ عبدالکریم حائری”در حدود هفتاد سال قبل” شخصی بود که بسیاری از مردم قم او را دیده بودند، قسمت پایین بدنش کم حس و فلج بود به طوری که توانایی حرکت نداشت، و هنگام راه رفتن پای خود را روی زمین می کشید، و از اهالی قفقاز شوروی بود برای شفای پای خود به مشهد رفته بود ولی نتیجه ای نگرفته بود، به قم به درگاه حضرت معصومه (ع) رو آورده بود تا شفا بگیرد.
در یکی از شب های ماه رمضان بودکه صدای نقاره خانه بلند شد،علت پرسیدند،گفتند حضرت معصومه (س) شخصی راکه در پا عاجز شفا داد،بعد معلوم شد، که او همان شخص قفقازی است، وقتی اورا دیدندمثل اینکه اصلا درد پا در ا و نبوده است وخودش می گفت:” دیگر دردی در بدن وپای خود احساس نمی کنم.”
۶ـ توسل ملاصدرا به حضرت معصومه (ع)
صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی، معروف به ملاصدرا، و صدرالمتألهین از علما و حکما و فلاسفه بزرگ دوره صفویان است، او پس از مرگ پدر، از شیراز به اصفهان آمد و در آنجا ازمحضر درس شیخ بهایی و میرداماد، به ادامه تحصیل پرداخت، و خود اعجوبه زمان و افتخار حکمای دوران گردید، او مدتی از عمر خود را در روستای کَهُک(که در چند فرسخی قم واقع شده) به سر برد و به تفکرات عمیق پرداخت.
مرحوم آیه الله العظمی شهاب الدین مرعشی نجفی (ره) مکرر می فرمود: هر وقت برای ملاصدرا مشکل علمی یا مطلب مبهمی پیش می آمد، در حرم مطهر حضرت معصومه (س) به بی بی مکرر متوسل شده، و با استمداد از آن بانوی دو عالم، مشکلش، حل و آسان می شد.
۷ـ هلاکت مزدور گستاخ

در عصر رضاخان وکشف حجاب، روزی رییس شهربانی قم که مردی گستاخ و بدزبان بود، به حرم حضرت معصومه (ع) وارد شد و در همانجا به زنان با حجاب حمله کرد، تا چادر از سرشان بگیرد، آه و ناله زنان بلند شد، در همین وقت غیرت آیه الله مرعشی نجفی (ره) که در آنجا حضور داشت، به جوش آمد، و به آن قسمت رفته و برای جلوگیری از آن رییس، پس از بگو مگو، سیلی محکمی به صورت رییس شهربانی زد، او که از این سیلی، سخت یکه خورده بود، آیه الله مرعشی را تهدید به قتل نموده ولی روز بعد همین رییس گستاخ وارد بازار قم گردید، از قضا قسمتی از سقف ساختمان بازار بر سر او خراب شده، و او در همان دم به هلاکت رسید و از دنیا رفت.
۸ـ حل مشکل آیه الله نجفی به دست حضرت معصومه (ع)
آیه الله العظمی سید شهاب الدین نجفی مرعشی(وفات یافته شهریور ۱۳۶۹ شمسی) می فرمود: روزگاری که جوان تر بودم، روزی بر اثر مشکلات فراوانی که داشتم، از جمله می خواستم دخترم را شوهر دهم، ولی مال و ثروتی نداشتم تا برای دخترم جهیزیه تهیه کنم، با ناراحتی به حرم حضرت معصومه (س) رفتم، و با عتاب و خطاب در حالی که اشک هایم سرازیر بود گفتم:”ای سیده و مولای من، چرا نسبت به امر زندگی من اهمیت نمی دهی؟ من چگونه با این دست خالی دخترم را شوهر دهم؟” سپس با دلی شکسته به خانه برگشتم، حالت غشو ه(کشف) مرا فرا گرفت در همان حال شنیدم در می زنند، رفتم و در را باز کردم، شخصی را دیدم که در پشت در ایستاده، وقتی مرا دید گفت:”سیده تو را می طلبد” با شتاب به حرم رفتم، وقتی که وارد صحن شریف آن حضرت شدم، چند کنیز را دیدم که به تمیز کردن ایوان طلا اشتغال داشتند، از سبب آن پرسیدم، گفتند: اکنون سیده می آید، پس از اندکی حرم حضرت فاطمه معصومه (س) آمد، در حالی که در شکل و شمایل، مانند مادرم فاطمه زهرا (ع) بود (چون جده ام زهرا (ع) را سه بار قبل از آن، در خواب دیده بودم) نزد عمه ام حضرت معصومه (ع) رفتم و دستش را بوسیدم، به من فرمود:”ای شهاب! کی ما در فکر تو نبوده ایم، که ما را مورد عتاب قرار داده و از دست ما شاکی هستی، تو از زمانی که به قم آمدی زیر نظر ما و مورد عنایت ما بوده ای.”
وقتی که از خواب بیدار شدم، فهمیدم که نسبت به حرم حضرت معصومه (ع) اسائه ادب کرده ام، همان دم برای عذرخواهی به حرم شریفش رفتم، از آن پس حاجتم برآورده شد و در کارم گشایشی صورت گرفت، و مشکل زندگیم حل وآسان گردید.
سابقاً کرامت هایی که در حرم مطهر حضرت معصومه (ع) بروز می کرد، با کمال تأسف ثبت و ضبط نمی شد، ولی اخیراً با تولیت محترم جدید، به این امور توجه می شود.
آیه الله العظمی ناصر مکارم شیرازی (دام ظله) نقل فرمود: پس از فروپاشی شوروی سابق، و آزاد شدن جمهوری های اسلامی از جمله جمهوری نخجوان، شیعیان نخجوان تقاضا کردند که عده ای از جوانان خود را برای تحصیل علوم حوزوی، به حوزه علمه قم بفرستند، تا در آینده برای تبلیغ در آن منطقه، آماده گردند، استقبال عجیبی از این امر شد، از بین سیصد نفر داوطلب، پنجاه نفر که معدل بالایی داشتند انتخال شدند، ولی در این میان جوانی با داشتن معدل بالا به خاطر اشکالی که در چشمانش بود، انتخاب نشد، با اصرار پدر ایشان، مسؤول مربوط به ناچار او را نیز پذیرفت، هنگام فیلم برداری از مراسم بدرقه این کاروان علمی، مسؤول فیلم برداری، دوربین را روی چشم معیوب این جوان، متمرکز کرد، و تصویر برجسته آن را به نمایش گذاشت، جوان با دیدن این منظره، بسیار ناراحت و دل شکسته شد، کاروان به قم رسید، و در مدرسه مربوط ساکن شد، این جوان در حرم حضرت معصومه (ع) مشرف گردید، با اخلاص تمام به حضرت معصومه (ع) متوسل شد، و در همان حال خوابش برد، در عالم خواب، عوالمی را مشاهده کرد، پس از بیداری، چشمانش را سالم یافت، به حجره اش بازگشت، دوستان و آشنایان، چشم او را سالم یافتند، و با مشاهده چنین کرامتی از حضرت معصومه (ع) تحت تأثیر شدید قرار گرفتند و دسته جمعی به حرم برای دعا و مناجات آمدند، و ساعت ها در حرم حضرت معصومه (ع) به دعا و توسل پرداختند.
هنگامی که این خبر به نخجوان رسید، شیعیان آنجا با اصرار تقاضا کردند که این جوان شفا یافته به آنجا باز گردد، تا دیدار او موجب بیداری و هدایت دیگران، و استحکام عقیده مسلمانان شود.


تاریخ: ۱۳۹۳/۰۶/۰۶
منبع : هاله اسماعیل نژاد- پژوهشکده عفاف



نظرات: