صفحه نخست > سیری در نقد و آسیب شناسی مجالس اقامه عزاداری حضرت سید الشهدا (ع)
اخبار
سیری در نقد و آسیب شناسی مجالس اقامه عزاداری حضرت سید الشهدا (ع) سیری در نقد و آسیب شناسی مجالس اقامه عزاداری حضرت سید الشهدا (ع) (تعداد بازدید : 814)
پرداختن به بحث و بررسی و نقد آداب برگزاری مناسبتها و روش اجرای محافل مذهبی در طول تاریخ، مسأله ساز  و گاه فرهنگ ساز بوده و سرنوشت قومی را تعیین کرده است. چه اینکه همیشه احساسات رنگ و اثر ماندگاری خاصی بر فرهنگ و تفکرات غالب در جامعه می زند. مقاله حاضر در ابتدا به نقش و ضرورت مجالس حسینی در حفظ و انتقال حماسه حسینی و هویت اصلی تشیع، در تاریخ شیعه پرداخته و پس از اثبات وجوب مسأله به ریشه انحرافات اشاره کرده و آنچه مهم به نظر خواهد رساند حفظ تعادل و پرهیز از افراط و تفریط است که مایه زوال و سرنگونی هر فرهنگی خواهد بود. اگر ریشه فعالیت دشمنان داخلی و خارجی اسلام و مسلمین و تشیع در سدکردن اشاعه ارزشمند شیعه در جهان را دریابیم، خواهیم دید که یا در قلب کردن موضوع عاشورا دست به تحریف، ریاکاری، غلو و انجام وهنیات زده و همه را به افراط گری انداخته اند، و بواسطه ده ها عنصر فردی و گروهی تلاش می کنند جلوی احیای ارزشها و کسب سعادت انسانها را بگیرند، چرا که قسم خورده اغوای اجمعین هستند (شیطان و جنود جنی و انس شیطان).
   
همچنین با هجمه و القای دروغین پرهیز از افراط گری، شروع به وسوسه های شیطانی با ابزارهایی چون حسادت، سستی و رخوت، خل و تنگ نظری و ... نموده و جلوی ترویج و اشاعه شور و شعور حسینی را می گیرند و همه را به تفریط گری وا می دارند. و نکته مهم آنکه هرچه محور موضوع هر فعلی به جانب حق و حقانیت نزدیکتر باشد دشمنان دین بیشتر به این افراط و تفریط ها دامن زده و بیشتر کار می کنند. یعنی همانطور که اگر بالاترین شعار ما در تشیع، امام حسین (ع) و حفظ اهداف و آرمان حضرت است، بالاترین و بیشترین تلاش دشمنان نیز حذف فرهنگ حسینی و جلوگیری از اشاعه آن در جهان می باشد.
نقش و ضرورت مجالس حسینی
فرهنگ عاشورا  قدرت و جاذبه فوق العاده و زیبایی و درخشش منحصر به فردی دارد و در صورتی که درست و بدون کم و زیاد کردن اجزاء و تحریف معنوی و ظاهری، به زیبایی ارائه شود، تحول آفرین و حتی موجب حیات طیبه انسان می گردد. نگاهی از سر تأمل به اتفاقات تاریخی جامعه شیعه به روشنی نشان خواهد داد که حادثه بزرگ انقلاب اسلامی ایران نیز در خاک محبت و ارادت توده های مردم به سید و سالار شهیدان ریشه داشت و پیوندی که در مجالس عزاداری اهل بیت (ع) میان مردم و حرکت بیدارگرانه اباعبدالله الحسین (ع) ایجاد شده بود، عامل اصلی مبارزه با ظلم و ستم طاغوت و در نهایت پیروزی انقلاب تاریخی سال ۵۷ بود. در ادامه نیز همین روحیه باعث حفظ و تداوم انقلاب شد و همان دستانی که در مجالس عزای امام حسین (ع) بر سینه می نشست، با برگرفتن سلاح، هشت سال از حیثیت و شرف این مرز و بوم جانانه دفاع کرد و تا اکنون نیز همین شور، اصلی ترین عامل شعور و بصیرت در میان مردمی انقلابی و عاشورایی بوده است.
فرهنگ عاشورا، و فرهنگ زنده نگهداشتن آن، فرهنگی برخاسته از متن قرآن کریم و سیره اهل بیت عصمت و طهارت (ع) است. با توجه به مفهوم "مودت (اظهار ارادت و محبت طبق طاعت)" که خدواند متعال به پیامبر اسلام (ص) می فرماید: "قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی {سوره شوری آیه 23}،" من هیچ اجر و مزدی از شما درخواست نکردم مگر اینکه به قربی (اهل بیت من) موده داشته باشید."در می یابیم که موده به اهل بیت (ع) در یک کف ترازو  و رسالت پیامبر اسلام (ص) که اجرش بی حد و نهایت است در یک کف دیگر ترازو قرار می گیرد و طبق این آیه شریف عظمت مسأله بسیار محرز می گردد.
حقیقت آن است که عشق در همراهی با عقل و آگاهی می تواند توانی مضاعف بیابد و شور و حال عزاداری در کنار معرفت بخشی و آگاه سازی منبر، راه تکامل را خواهد پیمود. اما نیک روشن است که این دو، مکمل یکدیگرند و وجه اول نیز بی عنایت به وجه دوم، نتیجه درخوری را دربر نخواهد داشت. مقصود از فرهنگ عاشورا، مجموعه مفاهیم، سخنان، اهداف و انگیزه ها، شیوه های عمل، روحیات و اخلاقیات والایی است که در نهضت کربلا گفته شده یا به آنها عمل شده یا در حوادث آن نهضت، تجسم یافته است. این ارزش ها و باورها هم در کلمات سیدالشهداء (ع) و اصحاب و فرزندان حضرت متجلی است. فرهنگ عاشورا همان زیربنای عقیدتی و فکری است که در امام حسین (ع) و شهدای کربلا و اسرای اهل بیت (ع) بود و سبب پیدایش آن حماسه و ماندگاری آن قیام شد. مجموعه آن باورها و ارزش ها و مفاهیم را می توان در عنوان های زیر خلاصه کرد:
مقابله با تحریف دینی، مبارزه با ستم طاغوت ها  و جور حکومت ها، عزت و شرافت انسان، ترویج مرگ سرخ بر زندگی ذلت بار، پیروزی خون بر شمشیر و شهادت بر فاجعه، شهادت طلبی و آمادگی برای مرگ، احیاء فریضه امر به معروف و نهی از منکر و سنت های اسلامی، فتوت و جوانمردی حتی در برخورد با دشمن، نفی سازش با جور یا رضایت به ستم، اصلاح گری در جامعه، عمل به تکلیف به خاطر رضای خدا، تکلیف گرایی چه به صورت فتح یا کشته شدن، جهاد و فداکاری همه جانبه، قربانی کردن خود در راه احیاء دین، آمیختن عرفان با حماسه و جهاد با گریه، قیام خالصانه برای خدا، نماز اول وقت، شجاعت و شهامت در برابر دشمن، صبر و مقاومت در راه هدف تا مرز جان، ایثار، وفا، پیروزی گروه اندک ولی برحق بر انبوه گروه باطل، هواداری از امام حق و برائت و بیزاری ازحکام جور، حفظ کرامت امت اسلامی، لبیک گویی به فریاد استغاثه مظلومان، فدا شدن لبیک گویی به فریاد استغاثه مظلومان، فدا شدن انسان ها در راه ارزش ها و ... .
با توجه به تاریخ ادبیات ایران در می یابیم که مقوله عاشورا فقط منحصر به شیعیان نیست و درواقع در این بررسی، به اشعاری از علمای اهل تسنن برمی خوریم که با بیانی استوار و تعابیری نغز واقعه کربلا و مظلومیت امام حسین (ع) را تصویر کرده اند همچنان که شاه عبدالعزیز دهلوی، یکی از بزرگان اهل سنت هرگاه به داستان کربلا می رسد، زیباترین تعابیر عرفانی را در باب این واقعه به کار می گیرد. علامه امینی در کتاب الغدیر در خصوص تأثیر واقعه عاشورا در شعر و ادبیات می گوید: «وقتی یک واقعه تاریخی مهم تلقی می شود و حتی ارزش اعتقادی و قرآنی پیدا می کند، بی گمان شاعران و ادیبان تحت تأثیر این واقعه قرار می گیرند و سعی می کنند آن را به صورتهای مختلف به جهانیان عرضه کنند». شعر عاشورایی و واقعه عاشورا هم حقیقتی جز این ندارد. این روزها به تمام زبانهای زنده دنیا در باب واقعه عاشورا شعر سروده می شود. عربی، ترکی، فارسی، انگلیسی و اردو، اما در واقع این اشعار به هر زبانی که سروده می شوند، ناظر بر مضامین و مفاهیم عظیمی هستند که در واقعه کربلا به آنها اشاره شده است. در تعریف شعر عاشورا باید به این نکته مهم توجه داشت که هر چند این نوع شعر موضوعاً به ابعاد وجودی قیام حسینی (ع) و وقایع عاشورا مربوط می شود اما باید میان آثاری که به نثر یا به نظم صرفاً از نگاه احساسی و عاطفی کربلا پرداخته اند و آثاری که از نگاه ارزشی و حماسی عاشورایی با توجه به فلسفه وجودی قیام امام حسین (ع) و نهضت عظیم کربلا پرداخته اند تفاوت قائل شد. براین اساس می توان گفت شعر عاشورایی (آیینی) شعری است که در مقام بیان ارزشها و حماسه نهضت عظیم حسینی است. شعر عاشورا شعر سوز و شعور، احساس و حماسه، دفاع از مبانی فرهنگ عاشورا به بیان عاطفی و نیز حماسی واقعه کربلا می پردازد. بنابراین می بایست در خصوص منابع ادبیات آئینی نیز همچون منابع تاریخی و مقتل دقت لازم و توجه نسبت به بهره برداری از آن به عمل آید. هر چند که شعر عاشورایی در دو دهه اخیر توفیق داشته است که حامل مفاهیم ارزشی اعم از عاطفی و حماسی باشد خصوصأ در سال های دفاع مقدس که شاعران هویت و مقاومت پذیری رزمندگان را با اهداف قیام حسینی (ع) و روحیه شهادت طلبی گره زدند.
امامان به توجه مردم به سیدالشهدا (ع) در تمام مصایب حتی در مصیبت های شخصی سعی بلیغی داشتند و مصیبتهای خود را به آن حضرت پیوند می دانند. ابوعماره می‏ گوید: هر گاه در حضور امام صادق (ع) نام حسین (ع) برده می‏ شد، آن روز تا شام خنده بر لبان آن حضرت دیده نمی ‏شد (مجلسی 1403 ق، ج 44، ص 280).
حضرت علی بن موسی الرضا (ع) می‏ فرماید: وقتی ماه محرم می‏ رسید کسی پدرم را خندان نمی ‏دید و غم و اندوه بر او چیره می‏ گشت تا روز عاشورا فرا می ‏رسید و روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و روز گریه او بود و می‏ فرمود: این همان روزی است که حسین (ع) کشته شد (مجلسی 1403 ق، ج 44، ص 280).
و همچنین می فرماید: ای پسر شبیب برای هر چیزی که می خواهی گریه کنی بر حسین بن علی (ع) گریه کن، آسمان و زمین برای کشته شدن او گریستند. این فرمایش به صراحت دلالت بر مدعا دارد، خلاصه تمام مصائبی که بر اولیای الهی وارد شده در مصیبت حسین (ع) جمع است. این فرمایش بلند به معنای ارجاع تمام مصائب به مصیبت سیدالشهداست. به خوبی روشن است که ائمه هدی (علیهم السلام) همه عواطف و احساسات را به سیدالشهدا پیوند می دادند (حرعاملی 1372ش، ج‏ 14، ص 502).
راهکار دیگری که امامان در راستای اجرایی کردن این سیاست کلان اتخاذ کردند، توجه ویژه به اقامه مجلس عزا برای امام حسین (ع) بود. علقمه بن محمد حضرمی نقل می ‏کند که حضرت باقر (علیه‌السلام) بر امام حسین (ع) گریه می ‏کرد، سپس به گریه و زاری بر حسین (ع) می‏ پرداخت و دستور می ‏داد به افرادی که در خانه بودند و از آنان تقیه نمی‏ کرد، بر حسین(ع) گریه کنند، آن حضرت در خانه خود مجلس عزا برپا می‏ داشت و به یکدیگر مصیبت‏ حسین (ع) را تسلیت می ‏گفتند. و بر همین اساس اقامه مجلس عزا بر سیدالشهدا مورد سفارش و تأکید قرار گرفته است (حرعاملی 1372 ش، ج 10، ص 398).
امامان شیعه از نقش مؤثر و کلیدی تبلیغات غفلت نداشتند و با تشویق شعرا به سرودن اشعار در رثای ابی‌عبدالله (علیه‌السلام) در تاریخ تلاش کرده اند که نکته ای بسیار حساس و قابل توجه است. حضرت صادق (ع) فرمود: هر کس در رثای حسین (ع) قصیده ‏ای بخواند و پنجاه نفر را بگریاند پاداش او بهشت است و هر کس در رثای حسین (ع)، قصیده ‏ای بخواند و سی نفر را بگریاند پاداش او بهشت است ‏(مجلسی 1403 ق، ج 44، ص 282)؛ و نیز فرمود: ای ابوهارون! هر کس در رثای حسین (ع) قصیده ‏ای بخواند و بگرید و ده نفر را بگریاند، پاداش آنان بهشت است (مجلسی 1403 ق، ج 44، ص 288). و به صالح‌بن عقبه فرمود: هر کس در رثای حسین (ع) یک بیت از قصیده ‏ای بخواند و بگرید و ده نفر را بگریاند پاداش آنان بهشت است (مجلسی 1403 ق، ج 44، ص 289).
آن چه از مجموعه این روایات می‌توان استفاده کرد؛ این است که یاد و نام حسین (علیه‌السلام) پرچم مبارزه برای همه حق‌طلبان بوده و امامان شیعه با دسیسه جبهه طاغوت مقابله کردند؛ آنها که به‌شدّت از ذکر حسین (علیه‌السلام) وحشت داشتند و با انواع لطایف‌الحیل تلاش در محو نام او و یا حتی محو قبر او داشته اند. مرحوم مجلسی بابی تحت عنوان جور الخلفاء علی قبره الشریف (مجلسی 1403ق، ج45ص 390)، تجاوز خلفا بر قبر شریف آن حضرت، آورده است که حاکی از عمق وحشت طاغوت و در عین حال حساسیت شان نسبت به این مرکز بیداری و هوشیاری مسلمین است. شخصی به‌نام دیزج می ‏گوید: متوکّل مرا به کربلا فرستاد تا آثار قبر حسین را از میان بردارم. متوکّل در مدت بیست ‏سال دستور می‏ داد قبر حسین (ع) را شخم بزنند (مجلسی 1403 ق، ج 45، ص 390).
جریان معروف دعبل خزاعی شاعر معروف عرب در محضر امام علی‏ بن موسی‏ الرضا (علیه‌السلام) و دعوت امام از وی برای سرودن مرثیه جدش حضرت حسین‌بن علی (علیهماالسلام) از روشن‌ترین این وقایع است که به خوبی به حساسیت ائمه به ماندگار کردن پیام و نام سیدالشهدا (علیه‌السلام) و استفاده آن بزرگواران از هنر و تبلیغات، دلالت دارد (مجلسی 1403 ق، ج 45).
امام خمینی (قدس سره) و فقه عاشورا
از بایسته های مهم و اساسی ، فهم درست و تحلیل صحیح حادثه عاشورا است و به جاست یادی از بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران و "فقه عاشورایی امام خمینی (قدس سره) " شود و طرح مبنای آن بزرگوار نیز به‌گونه ای مختصر پرداخته شود که این نگاه فقهی به عاشورا توانست جامعه را در برابر ظلم بسیج و یکپارچه کند و تداوم انقلاب و نهضت در گرو حفظ و زنده ماندن این نگاه حسینی به فقه در عرصه خطابه و مداحی است.
براین اساس مسئله دیگری که در این حوزه از اهمیت بسزایی برخوردار است نحوه نگاه به جریان عاشورا و قیام سیدالشهدا (ع) است. یک نگاه می تواند قیام حسین (ع) را به عنوان یک الگو برای افراد و جوامع مطرح نماید که روح سلحشوری و شهادت‌طلبی و مبارزه با ظلم و دفاع از حق ولو بلغ مابلغ را در انسان، جامعه و تاریخ  می دمد که این قرائت امام خمینی (قدس سره) از حادثه عاشورا بود و آن را به‌عنوان الگو به مخاطبین خود معرفی کرد. درواقع امام استناد به سیره امام حسین (ع) را به‌عنوان یک منبع فقهی که می‌تواند خاستگاه احکام متعددی در ابواب مختلف فقهی از قبیل جهاد و امر به‌ معروف و نهی‌ از منکر باشد، احیا کرد. این سئوال جدی، فراروی فقه امامیه قرار دارد که چرا در هیچ‌یک از متون فقهی قدما و در هیچ بابی از ابواب فقه، مسئله سیره امام حسین (علیه‌السلام) و استناد به آن و یا حداقل طرح آن وجود ندارد با این‌که استناد به سیره امام علی (ع) در ابواب فوق‌الذکر در فقه، مسبوق به سابقه است و از باب نمونه شیخ‌الطایفه در المبسوط به تفصیل و مکرّر به سیره حضرت علی (ع) در کتاب قتال اهل البغی (طوسی 1387 ش، ج‏ 7، ص 266) در فروعات مختلف استناد کرده است. ظاهراً اولین فقیهی که به سیره سیدالشهدا (ع) در مباحث فقهی متعرض شده و آن را طرح کرده است مرحوم امین‌الاسلام طبرسی و آن هم در کتاب تفسیر خود است (طبرسی 1415 ق، ج 2، ص 35). نگاه دیگری هم به جریان عاشورا مطرح است که آن را به‌ عنوان یک قضیه شخصی و خصوصی معرفی می کند که سیدالشهدا (ع) آن را انجام داد و ما حتی از تحلیل شرعی و فقهی آن هم عاجزیم!
این نگاه هم در حوزه مباحث فقهی و هم در حوزه مباحث تحلیلی تاریخ وارد شده است. امام از حادثه عاشورا درس بودن آن را آموخت و آن را به دیگران نیز تعلیم داد. امام باور داشت که سیدالشهدا (ع) با اطلاع از شهادت خود و برای احیای اسلام و اما نه باطل حرکت کرد و اهمیت حفظ اسلام خیلی بیشتر از این مصلحت‌سنجی‌هاست. ایشان این تلقی را در فقه خود مطرح کرد، در باب امر به‌ معروف و نهی‌ از منکر می نویسد: {مسئله 6}: اگر مسئله حفظ اسلام و هدایت بشر مطرح باشد، نه تنها جایز بلکه واجب خواهد بود و نیز اگر سکوت علماء باعث تغییر و تبدیل معروف و منکر شود اصلاً سکوت جایز نخواهد بود و در این‌گونه موارد به هیچ وجه ملاحظه ضرر نمی شود (موسوی‌خمینی 1390 ش، ج ‏1، ص 473). و نیز در مسئله 8 به عدم ملاحظه ضرر شخصی و حتی تأثیر در نهی‌ از منکر در برخی از شرایط متعرض می شوند (موسوی خمینی 1390 ق، ج‏ 1، ص 473).د ر مسئله مصلحت‌سنجی آن‌چه مهم است حفظ اسلام و حفظ کیان عقیدتی مسلمین است و این همان نقش سیره امام حسین (ع) در فقه است و در بیانات امام نیز به خوبی مشهود است، که می فرمایند: تمام انبیا برای اصلاح جامعه آمده ‏اند، و همه آنها این مسئله را داشتند که فرد باید فدای جامعه بشود. فرد هر چه بزرگ باشد، بالاترین فرد که ارزشش بیشتر از هر چیز است در دنیا، وقتی که با مصالح جامعه، معارضه کرد این فرد باید فدا شود. سیدالشهدا (ع) روی همین میزان آمد رفت و خودش و اصحاب و انصار خود را فدا کرد، که فرد باید فدای جامعه شود، جامعه باید اصلاح بشود. لیقوم الناس بالقسط. باید عدالت در بین مردم و در بین جامعه تحقق پیدا بکند (موسوی خمینی 1390 ق، ج‏ 15، ص ‏148). و قیام عاشورا نیز کاملاً قابل تاسّی بوده و اصلاً حضرت برای ارائه یک الگوی کاربردی و عملی دست به چنین قیامی زدند. امام خمینی (ره) می گوید: «آنچه که سیدالشهدا عمل کرد و آن ایده ‏ای که او داشت و آن راهی که او رفت و آن پیروزی که بعد از شهادت برای او حاصل شد و برای اسلام حاصل شد، (روحانیون) برای مردم روشن کنند و بفهمانند به همه، که مسئله مجاهده در راه اسلام آن است که او کرد. می ‏دانست که با یک عده قلیل، کمتر از صد نفر، نمی‏ شود مقابله با یک همچو ظالمی دارای همه چیز کرد» (موسوی خمینی 1390 ق، ج‏ 17، ص ‏61).
ایشان بر شعار"کل یومٍٍ عاشورا و کل ارض کربلا" تکیه و تأکید داشت که انقلاب اسلامی را براساس همین دیدگاه ایجاد کرد. ایشان در مواقع مختلف و متعدد به این شعار بلند اشاره و استناد کردند و می فرمود: «مگر نه آن است که دستور آموزنده «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» باید سرمشق امت اسلامی باشد. قیام همگانی در هر روز و در هر سرزمین. عاشورا قیام عدالت‏ خواهان با عددی قلیل و ایمانی و عشقی بزرگ در مقابل ستمگران کاخ‏نشین و مستکبران غارتگر بود، و دستور آن است که این برنامه، سرلوحه زندگی در هر روز و در هر سرزمین باشد» (موسوی خمینی 1390 ق، ج‏ 9، ص‏57).
به چند جمله زیر از حضرت امام (ره) توجه کنید:
"اگر عاشورا و فداكاري خاندان پيامبر نبود، بعثت و زحمات جان فرساي نبيّ اكرم صلي الله عليه و آله وسلم را طاغوتيان آن زمان به نابودی كشانده بودند."
"اراده خداوند متعال بر آن بوده و هست كه اسلام رهايي بخش و قرآن هدايت افروز را جاويد نگه دارد و با خون شهيداني چون فرزندان وحي، احياء و پشتيباني فرمايد و از آسيب دهر نگه دارد و حسين بن علي، آن عصاره نبوّت و يادگار ولايت را برانگيزد تا جان خود و عزيزانش را فداي عقيدت خويش و امت معظم پيامبراكرم (ص) نمايد تا در امتداد تاريخ، خون پاك او بجوشد و دين خدا را آبياري فرمايد و از وحي و از ره آوردهاي آن پاسداري نمايد."
"گمان نكنيد كه اگر اين مجالس عزا نبود و اگر اين دسته جات سينه زني، و نوحه سرايي نبود، 15 خرداد پيش مي آمد. هيچ قدرتي نمي توانست 15 خرداد را آن طور كند، مگر قدرت خون سيدالشهداء و هيچ قدرتي نمي تواند اين ملتي را كه از همه جوانب به او هجوم شده است و از همه قدرت هاي بزرگ براي او توطئه چيده اند، اين توطئه ها را خنثي كند، الاّ همين مجالس عزا."
بنابراین  ملاحظه  می شود که امام راحل و عظیم الشان ما نگاه فقهی و فلسفی و عرفانی در تشکیل حکومت اسلامی و مقدمه سازی ظهور منجی عالم بشریت حضرت حجه ابن الحسن (ارواحنا فداه) را داشته، و حفظ و یاری اسلام، مقابله و خنثی سازی توطئه های دشمنان اسلام و مبارزه با مستکبران عالم در امتداد تاريخ را مدیون جوشیدن خون سالار شهیدان دانسته و همه را در حکومت داری اسلامی، سبک مدیریت جامعه و روش تبلیغ روحانیون و مبلغین را متوجه به این اصل قیام حسینی و فقه عاشورا کرده است و کانون آن را مجالس عزاء معرفی مینماید.
با مطالب فوق بخوبی نقش و ضرورت مجالس حسینی درک می گردد و هر مشتاق به سعادت دنیا و آخرت  (برای طی مسیر در زندگی پر و پیچ و خم دنیا) را متوجه کانون معرفی چراغ هدایت و کشتی نجات می گرداند که همان مسجد و هیئت و هر محفل و مجلسی است که ذکر اباعبدالله الحسین (ع) در آن صورت می گیرد.
اصل افراط و تفریط 
اصل افراط و تفریط ناشی از جهالت است «لَا یُرَى الْجَاهِلُ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً» که دشمنان درونی و خارجی انسان به آن پرداخته و از آن سود می برند. از جمله اصلی ترین زمینه های انتقاد و آسیب شناسی، کم رنگ شدن جایگاه وعظ و خطابه در قیاس با مدح و مرثیه بوده است. صرف نظر از آنکه این ایراد برحق و بجا، خود جای ریشه یابی و آسیب شناسی در میان اهل منبر دارد، روشن است که راه اصلاح آن تقویت جایگاه وعظ و آگاهی بخشی است. اما برخی از منتقدان، راه چاره را در تخریب جایگاه مداحی و تضعیف بخش دوم ماجرا دیدند. گویی حال که در این بخش از مجالس عزاداری رخنه ای ایجاد شده، ضروری است در عوض آن، بخش د یگر را نیز از اساس ویران کرد و از آن انتقام گرفت! در همین اثنا شاهد آن بودیم که جهت گیری بخش دیگری از انتقاد ها به سوی حفظ شان و حرمت مجلس اباعبدالله الحسین (ع)است. برخی ها برحق و بایسته، از بروز قسمی از رفتارهای نا مناسب در مراسم عزاداری گلایه مند بودند و بروز این اعمال را با حرمت مجلس عزای امام حسین (ع) سازگار نمی دیدند. اما در ادامه متأسفانه زبان انتقاد از این رفتارها به مسیری رفت که تبدیل به نقض غرض شد و خود شکننده احترام مجالس عزاداری شد (بی حرمتی به بهانه حفظ احترام).
دو تن از عالمان بزرگ شیعه درصد سال پیش ضرورت اصلاح روضه خوانی و عزاداری از خرافات و تحریفات و بدعتها را مطرح نمودند، که عبارتند از: میرزا حسین نوری طبرسی، صاحب کتاب مستدرک الوسایل، با تألیف کتاب لولو و مرجان در شرط پله اول و دوم منبر روضه خوانان، عهده دار پاکسازی روضه خوانی شد و «اخلاص» و «صدق» را پله اول و دوم روضه خوانی خواند و پرده از چهره ریا و دروغ برداشت. همچنین علامه سید محسن امین عاملی، صاحب کتاب اعیان الشیعه، با تالیف کتاب التنزیه فی اعمال الشبیه، عهده دار پاکسازی عزاداری شد و قمه زنی و شبیه خوانی را تحریم کرد. التنزیه، به لحاظ خرافه زدایی، مانند کتاب لولو و مرجان است. همان گونه که میرزا حسین نوری در لولو و مرجان عهده دار خرافه زدایی از روضه خوانی و پاکسازی آن شده است با این تفاوت که اولا فضل تقدم در خرافه زدایی از آن نویسنده لولو و مرجان است. ثانیاً لولو و مرجان تقریباً مقبول واقع شد، اما التنزیه مورد مناقشه قرار گرفت و بر آن ردیه های متعددی نوشته شد.
البته ناگفته نماند که مظلومیت شیعه بسیار است و خود روضه ای سنگین می طلبد که آن را شرح دهد. و مظلومیت مسأله ممنوعیت هر گونه نقل وقایع عاشورا تا سیصد سال در جامعه اسلامی آن زمان است! یعنی همانطور که سالهای سال نقل حدیث از زبان پیغمبر اسلام (ص) حرام و ممنوع اعلام شده و از طرفی شروع به جعل احادیث شد، مشتبه شدن حق و باطل از زبان نبوی صدمات زیادی وارد آورد، ممنوعیت نقل داستان کربلا و حسین بن علی(ع) و همچنین مبارزه با ذکر و یاد و حتی زیارت حضرت، شرح وقایع در قالب روضه و مقتل را دچار اختلاف کرده و برخی حقایق را مخفی و برخی خرافات یا تحریفات را وارد ساخت و باز کار علما را زیاد کرد. هر چند که نور خدا خاموش شدنی نبود و نیست و دستگاه عزاداری حضرت سید الشهدا (ع) با قدرت تمام رسالت خویش را به ما منتقل نموده و در آینده نیز راه خویش را به خوبی خواهد پیمود.
در عصر معاصر نیز متفکر شهید استاد مرتضی مطهری در کتاب حماسه حسینی و تحریفات عاشورا بسیار نقادانه و عمیق پیرامون موضوع پرداخته اند. مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای (حفظه الله) طی سالهای اخیر بطور جامع و مبسوط در بیانات خود به تحلیل موضوع تحریفات و بدعتهای عاشورا و ضرورت پرهیز از شبهات و بدعتها و تحریفات پرداخته اند، که اخیراً دفتر نشر فرهنگ اسلامی تحت عنوان «نسیم مبارک عاشورا مروری بر نهضت خونین محرم» مجموعه بیانات و رهنمودهای مقام معظم رهبری (حفظه الله) را در این خصوص به چاپ رسانده است.
در هر صورت یکی از وظایف بزرگ مصلحان دینی مبارزه با آفت ها و انحرافات معنوی و تاریخی حادثه عاشورا است، چرا که بدون تردید با انحراف در این جریان دینی، وافراط و تفریط گری، حادثه عاشورا تحول سازی و عبرت انگیز بودن خود را از دست داده و تنها به عنوان جزیی از تاریخی که گذشت، محسوب می شود؛ در حالیکه مهمترین هدف عاشورا اصلاح دینی در طول تاریخ اسلام است.
دشمنان سعی در نشر فرهنگ تحریفات و بدعتها و شبهات، تحریف فرهنگ حماسه عاشورا، جابه جایی فرهنگ الگوها، وهن شعائر دینی، تبلیغات منفی و القاء شبهات دشمنان در ناکارآمد جلوه دادن فرهنگ عاشورا دارند که اینها همه سبب ساز افراط گری شده است. یعنی بعلت بی سوادی و جهالت، هیجانات کاذب و گاه مسائل نفسانی در سه عنصر اصلی مجالس عزاء یعنی مقتل خوانی و بیان وقایع، اشعار و بالاخره سبک و آهنگ مداحی و روش سینه زنی عملکردهایی خلاف موازین و چارچوب اسلامی دیده می شود.
در مقابل متأسفانه برخی دوستان داخلی نیز ناخواسته با تأسی از القائات منفی و مسموم، اعتقاد به ناکارآمدی سینه زنی و شور عزاداری در مصیبت سیدالشهدا (ع) داشته، و متأسفانه همگام با دشمنان قدم برمی دارند که اینها همه ریشه در رذائل اخلاقی چون تنگ نظری و حسادت، بخل و تحجر دارد که موجب تفریط فعالیتهای تبلیغی شیعه در اجتماع گردیده است.
یعنی کسی نباید بعلت برخی عملکرد های خارج از چارچوب، اصل عزاداری و شور حسینی را کم رنگ نماید و برای اصلاح روش و سبک مجلس داری امام حسین (ع)، اصل مجلس داری و فرهنگ عزاداری را تضعیف نموده و خوراک لذیذ برای دشمنان فراهم نماید.
گاهی عرصه آسیب شناسی هیأت، عرصه تصفیه حساب های شخصی و صنفی بین متولیان امر و دست اندرکاران هیأت می شود. بعنوان مثال روحانی و سخنران، مداح را مقصر اصلی می داند مداح و یا ذاکر، آسیب ها را متوجه ضعف مدیریت بر می شمرد و مسئول هیأت نیز از شورای هیأت های مذهبی و سیاستگذاران کلی گلایه دارد. وقتی همه دنبال شانه بگردیم تا تقصیرها را روی آن بگذاریم و تنها کوتاهی و قصور سایرین را در این رابطه ببنیم و کوتاهی و قصور خود را فراموش کنیم هیچ وقت اراده جدی برای مقابله با آسیب ها در هیچکدام از ما بوجود نخواهد آمد و هرکس دیگری را در این باره مقصر می داند. بنابراین در هنگام آسیب شناسی، حتماً باید اول سهم تقصیر هر کس به دقت مشخص شود و پس ازآن بدون آنکه کسی انگشت اتهام به سمت دیگری دراز کند اراده جمع به حل  آسیب پیش آمده، آنهم از طریق برنامه ریزی صحیح و منطقی و مشاوره و گفتگو با صاحبنظران امر و کارشناسان خبره تعلق گیرد. به هر حال اگر قرار باشد برای آسیب شناسی هیأت، سهم تقصیر افراد و مجموعه ها به دقت مشخص شود باید توجه داشت که در این خصوص حتی شورای عالی انقلاب فرهنگی، حوزه های علمیه، ادارات تبلیغات اسلامی و صدا و سیما نیز به نوبه خود مقصرند و کوتاهی کرده اند. فراموش نکنیدکه مداح همه چیزهیأت نیست و چه بسیارند هیأت هایی که اصلا مداح ثابت ندارند و تنها در مناسبت های خاص به صورت موردی از مداحان معروف شهرشان دعوت می نمایند تا مجلس شان را اداره کنند بر این اساس هر هیأت، مجموعه ای از افراد اثر گذار و ذی نفوذ دارد که میان دار و آب دار چی ودآشپز و پرچمدار نیز جزء آنها هستند.
آسیب شناسی و نقد هیأت اگر در یک جمع واحد صورت می پذیرد حتماً باید با یک ادبیات مشترک و از یک منظر واحد انجام شود یا آنکه برای آسیب شناسی هیأت، حتماً باید ملاک و معیار ثابتی وجود داشته باشد تا زاویه دید افراد به موضوع متفاوت نشود بنابراین نباید در این باره نقد یک منتقد دلسوز و موافق را در کنار سخنان یک مخالف عنود و مغرض قرار داد و به هر دو از یک منظر واحد نگریست. دیگر سخن آنکه نمی توان و نباید بین دو طرفی که یکی هیأت را باور دارد و به آن عشق می ورزد و تنها از ضعف کارکردهای هیات رنج می برد و به قصد اصلاح و تعالی سخن می گوید با کسی که هیأت و عزاداری را نوعی مرده پرستی می پندارد و به زعم نادرست خود گریه و اقامه عزا بر کسانی را که 1400 سال پیش از دنیا رفته اند را بی دلیل می داند یکجور قضاوت کرد! بنابراین آنکه از سرعناد و مخالفت هیأت را نقد می کند در واقع آسیب شناسی نکرده است بلکه این فعل او خود حرکتی آسیب زاست که نشان می دهد وی راز و رمز جلسات مذهبی و روح حاکم بر عزاداری سیدالشهدا را درک نکرده است و چه بسا لیاقت درک این معنا را هم ندارد.
به نظر می رسد بسیار به جا است که در این باب به نظر مراجع تقلید مراجعه شود و از نظر متخصصان علم فقه کمک گرفته شود. در این خصوص چنین به نظر می رسد که وظیفه کارشناسان امر با توجه به نظر مراجع عظام بیش از همه تدوین استراتژی کلان و راهبردهای اداره هیأت هاست ولی مدیران و برنامه ریزان محلی باید برنامه ریزی کوتاه مدت و تاکتیکی برای هیأت را مدنظر خویش قرار دهند. نقد و آسیب شناسی هیأت، همچنین باید واقعی، منصفانه و منطقی باشد بنابراین بدون شناخت هیأت و کارکردهای متعدد آن، نمی توان به نقد مفید، مؤثر و کارشناسانه پرداخت. بنابراین نقد در فضای احساسی، براساس نگاه رقابتی و همراه با بیان شاهد مثال های غیر واقعی و نادرست، نه تنها به آسیب زدایی از هیأت منجر نخواهد شد بلکه خود آسیبی جدی است که این روزها گریبان گیر اکثر هیأت های مذهبی ما شده است. به هر حال دراین خصوص گاه دیده می شود که برخی تصور ناصحیح خود را به ناحق آسیب هیأت برمی شمرند و یا براساس سلیقه فردی به موضوع آسیب شناسی هیأت می پردازند و این در حالیست که اگر آسیب شناسی هیأت، غیرواقعی، غیرمنصفانه و غیرمنطقی باشد بتدریج  مخاطب را به عکس العمل وامی دارد و نوعی بهانه گیری در این زمینه به شمار خواهد آمد. و چه بسا  در گروهی از جوانان به دلیل غرور طبیعی جوانی در عکس العمل، به  روشها و سبکهای تند و افراطی روی بیاورند!
همچنین در مقام آسیب شناسی هیأت، افراد باید بتوانند در خصوص غیراصولی بودن شیوه ها و یا نادرست بودن قالب های اجرایی مد نظر خود  حتما استدلال متین، منطقی و قابل اثبات داشته باشد تا مخاطب بتواندآن را برای دیگران هم اثبات کند.
در یک نگاه اجمالی می توان گفت مداحی مورد تأیید و بایسته، آن است که پیام نهضت عاشورا را در حوزه احساس و عواطف منتقل به مستمع بنماید و صد البته نه تنها غیرمعقول نباشد، که باید در خدمت و در راستای بسط عقلانیت نیز گام بردارد. گاهی اوقات یک شعر به خاطر گستردگی که یک اثر هنری دارد پایه‌های حکومت یک طاغوت را لرزانده که نمونه‌های آن در تاریخ ما از قبیل فرزدق و کمیت و ... مشهود است. بر این اساس با توجه به کارکرد هنری و عاطفی مرثیه و مدح باید توجه جدّی به این حوزه داشته باشیم ، هم به لحاظ شکلی باید توجه داشت که وارد شدن سبک‌های مبتذل و استفاده از آلات و موسیقی هایی که در شأن مجالس آن حضرت نیست، آسیب جدّی است که باید از آن پرهیز نمود. مقام معظم رهبرى فرموده ‏اند : ستفاده از آلات موسیقى، مناسب با عزادارى سالار شهیدان نیست و شایسته است مراسم عزادارى به همان صورت متعارفى که از قدیم متداول بوده برگزار شود (خامنه‌ای 1420 ق، ج 2، ص 258). و نیز استفاده از مباحثی که عزّت آن بزرگوار را مخدوش می سازد و طرح مباحث سست و خلاف واقع از آسیبهای این عرصه محسوب می‌شود. چنان‌که گذشت حادثه عاشورا بسان یک الگوی ضد ظلم، همیشه تاریخ حکومتهای طاغوتی را با بحران مواجه کرده و بر همین اساس هم مبارزه صورت می گرفته است. شعارها و رجز های امام حسین و اصحاب (علیهم السلام) آن بزرگوار در عاشورا که هر یک مثل یک بمب در برابر ظلم مطرح است و این شعارها از زبان یاران حسین (ع) در عرصه مداحی ما منتقل شده و همین شعارها توانست مردم را در انقلاب علیه نظام ستم‌شاهی بسیج کند. نوحه های حضرت ابالفضل (ع) شامل رجزهای آن بزرگوار بود که دریای معرفت را به مخاطب منتقل می‌کند. "والله ان قطعتموا یمینی انی احامی ابدا عن دینی وعن امام الصادق الیقینی" این شعار اوج ولایت‌پذیری و دفاع ازمقام امامت و فداشدن برای امام را می‌رساند و برای جامعه و مخاطب فرهنگ‌سازی می‌کند. این شعار با این عظمت جای خود را بدهد به چشم و ابرو قد رشید و ... این جز دسیسه دشمن و غفلت دوستان توجیه دیگری ندارد. قربون حدقه چشم و ابروی زیبا رفتن قدرت تجمیع و بسیج نیروها علیه ظلم و بیداد را ندارد و به همین خاطر مقام معظم رهبری نسبت به این مسئله موضع‌گیری کردند.
شناخت زمان حال
باید برای حفظ جاذبه مجالس حسینی کار کرد و جلوی راه ابتکار و خلاقیت البته در چارچوب موازین، را نگرفت. باید به سیطره جهان غرب و هیمنه تبلیغات ضددینی و ضدتوحیدی آن توجه کرد و از روشهای جدید و مؤثر تر در راه اعتلای مجالس عزاداری استفاده کرد. آنچه که بيشتر در بين مادحين (بجز عده اي معدود) مشاهده مي شود عدم همگامي مادحين با تغييرات اجتماعي فرهنگي سياسي و غيره و نبود آگاهي و اطلاعات به روز مي باشد.  مادحين متعهد بايد توجه داشته باشند جامعه کنوني وسطح دانش و توقعات مخاطبين نه تنها با 30 سال بلكه  با 5 سال گذشته نيز تفاوت دارد ، لذا در اين راستا مادحين مي بايست با افزايش سطح دانش و آگاهي از طريق مطالعه کتابها، مجلات، روزنامه ها و ارتقاء سطح تحصيلات بتوانند پاسخگوي نياز مخاطب با دانش کنوني نيز باشند و همگام با تغييرات و پيشرفت جامعه تغيير و پيشرفت کنند.
نتیجه گیری 
به نظر می رسد از ضروریات بارز امر تبلیغ، تأسیس و راه اندازی مرکز و مجموعه ای است که می بایست متولی سازماندهی اشعار با مضامین زیبا و پرمحتوا و صحیح باشد که علاوه بر آن، مادحین معزز را نیز در زمینه سبک و آهنگ های وزین و تأثیرگذار و همچنین در زمینه روضه و مقتل تغذیه کند. در خصوص برگزاری مراسم عزاداری نیز باید از هر گونه افراط و تفریط پرهیز شود، چرا که هر دوی آن موجب هلاکت و سقوط است. متأسفانه می بینیم یا با  قلب کردن موضوع عاشورا دست به تحریف، ریاکاری، غلو  و انجام وهنیات زده شده و شاهد افراط گری هستیم  یا با هجمه و القای دروغین  پرهیز از افراط گری، شروع به وسوسه های شیطانی با ابزارهایی چون حسادت، سستی و رخوت، بخل و تنگ نظری و ... نموده و جلوی ترویج واشاعه شور و شعور حسینی را می گیرند و همه را به تفریط گری وامی دارند. که همه ناشی از جهالت است. از دیگر علل وجود افراط و تفریط گری ها در زمینه تحریفات و اختلاف نظر، یک ریشه تاریخی است، که  بعد از حادثه بزرگ عاشورا راویان و مورخان تا 300 سال از نقل حوادث تاریخی ممنوع بودند. که این مسأله موجب ایجاد تحریف، غلو گویی و سطحی نگری در روضه خوانی گردید.  
مسأله مهم دیگر عدم عنایت ویژه ی علما و فقهای قبل از حضرت امام خمینی (ره) به موضوع سبک زندگی امام حسین (ع)در باب فقه می باشد، تا قبل از حضرت امام، هیچ عالم و فقیهی بسان حضرت امام، روش و راه امام حسین (ع) را در متن جامعه و در تشکیل حکومت اسلامی پیاده نکرده بود. سخن مشهور حضرت امام خمینی در جای جای سختیها و مجاهدتها که می فرمایند: «تکلیف ما را سیدالشهداء (ع) مشخص کرده است»، بیانگر عمق دید ایشان به مسأله عاشورا و حرکت امام حسین (ع) می باشد، و اینکه همه حرکت بسوی لیقوم الناس بالقسط با جوشش خون حسین بن علی (ع) در طول تاریخ انجام شده که کانون معرفی آن چراغ هدایت و کشتی نجات به مردم،  مجالس عزای حضرت سید الشهدا (ع) است.
درنتیجه نهایی باید گفت تکلیف ما اقامه مجالس اهلبیت (ع) جهت احیای امر آنان و حفظ و گسترش مودت به ساحت مقدس آنان است البته با تبعیت از نظر کارشناسان و علمای دینی برای کسب معارف اهل بیت (ع). همچنین جهد و کوشش کردن در هرچه هنرمندانه و زیبا ارائه کردن و ترویج معارف ایشان، با شناخت و نیاز زمان حال جهان کنونی، به همراه  ابتکار و خلاقیت در سایه پرهیز از هر گونه افراط  و تفریط ضروری می باشد.        



تاریخ: ۱۳۹۲/۰۹/۲۳
منبع : زینب خوشنویسان- پژوهشکده عفاف



نظرات: