صفحه نخست > نقد فیلم جیب بر خیابان جنوبی
اخبار
نقد فیلم جیب بر خیابان جنوبی نقد فیلم جیب بر خیابان جنوبی (تعداد بازدید : 4393)
جیب بر خیابان جنوبی دومین ساخته اسعدی با اقتباس کاملی از فیلم دزدان
   
خلاصه داستان
کاوه با آزاد شدن از زندان به دنبال خواهری است که نسبت خواهری با وی ندارد اما از کودکی همراه و پشتیبان او بوده و شیوه های کار را به او یاد می داده است. نزد دوستان و همکاران قدیمی می رود اما انگار کسی از او خبر ندارد. به خانه قدیمی و متروک خواهرش می رود تا شاید بتواند ردی از او پیدا کند و به امید بازگشت او  در همان خانه مستقر می شود.
در این میان با دختری به نام رعنا آشنا می شود آن هم درست هنگامی که رعنا می خواست سی دی موسیقی را از فروشگاهی بدزدد که با اطلاع کاوه از اینکه دوربین فروشگاه فیلم رعنا را گرفته و حتماً برای او مشکل به وجود می آید به طرز سریعی سی دی را از او می دزدد و بعد از عبور به سلامت رعنا که حتی مأموران فروشگاه به دنبال سی دی از او بودند و نهایتاً نیافتند، کاوه به دنبال رعنا راه می افتد و در نزدیکی های خانه رعنا به او نزدیک می شود و سی دی را به او پس می دهد و همین می شود سرآغاز رابطه آن دو.
کاوه به رعنا پیشنهاد همکاری در دزدی می دهد رعنا که اول فکر می کرد کاوه شوخی می کند اصلاً جدی نگرفت اما نهایتاً با بررسی وضعیت مالی پایین خودش و صحبت های کاوه مبنی بر پولدار شدن وسوسه می شود و راضی می شود و قرار می شود ابتدا روش های دزدی را از کاوه یاد بگیرد و بعد هر دو با هم دزدی کنند. بعد از آموزش قرار می شود کاوه جیب بری کند و کیف دزدیده شده را به رعنا بدهد تا اگر کاوه گیر افتاد مدرک جرمی از او نداشته باشند. روزها به همین طریق می گذرد و زوج جیب بر بعد از دزدی شب هنگام به تقسیم غنائم می پردازند. تا اینکه یک پیشنهاد بزرگ به کاوه می شود که در صورت دزدیدن کلید ماشین قدیمی می تواند خواهرش را ببیند. کاوه قبول می کند و به همراه رعنا خود را به مرد صاحب ماشین می رساند اما به محض دزدیدن کلید ماشین لو می روند و هردو با هم مجبور به فرار می شوند اما مردانی به دنبالشان راه می افتند که نهایتاً رعنا به دام یکی از آنها می افتد که مجبور می شود او را هل بدهد تا به او نزدیک نشود و او هم از بالای ساختمان پرت می شود و می میرد. رعنا که یکه خورده و خود را قاتل می داند از ترس رنگ باخته و دیگر سر قراری که با کاوه بعد از دزدی گذاشته بود نمی رود و جواب تلفن هایش را هم نمی دهد. کاوه نیز بعد از فرار از دست مردان، ماشین را به مردی که وعده دیدن خواهرش را داده بود می دهد. شب هنگام خواهرش را در حالی می بیند که جیب بری را رها کرده و تبدیل به یک زن روسپی و خیابانی شده است.
شناسنامه فیلم
فیلم سینمایی «جیب بر خیابان جنوبی» پس از «حوالی اتوبان» دومین فیلم سینمایی بلند کارگردان است. مصطفی زمانی با چهره متفاوت و نزدیک با سلیقه و نگاه خاص سیاوش اسعدی و نورا هاشمی (فرزند مهدی هاشمی و گلاب آدینه و همسر سیاوش اسعدی) به همراه بهناز جعفری، امیرجعفری و ... به ایفای نقش می‌پردازند.
درواقع فیلم ساخته فامیلی است چرا که بازیگر نقش رعنا همسر کارگردان و مادرش (گلاب آدینه) نیز مشاور امور بازیگران فیلم است. و با بودجه ای در حدود ۶۵۰ تا ۷۰۰ میلیون تومان ساخته شده است.
آموزه های فیلم
آموزش کامل و جز به جز جیب بری که به طرز غیر قابل تصوری با نمایش جزئیات کامل
در این اثر به وضوح، شاهد عادی سازی ناهنجاری ها هستیم. شاید دیدن تصاویر دزدی برای مخاطب هیجان انگیز و پر از استرس و اضطراب باشد و لحظاتی فرد را مسخ خود کند اما باید دید هدف از نمایش و خلق چنین تصاویری چیست؟ آیا قرارست تلنگری زده شود که مسئولین دقت بیشتری به چنین آسیب ها و ناهنجاری های اجتماعی داشته باشند یا اینکه قرار است تشریح کار زشت زده شود؟
فقر توجیهی برای انجام هرگونه عمل زشتی
فیلم به نمایش افرادی که فقیرند و به اجبار دست به جیب بری می زنند می پردازد با تأکیدی چندباره بر فقر! از عنوان فیلم گرفته تا صحنه ها و دیالوگ های مکرری که به تأکید فقر و تأثیرات آن در بروز آسیب های اجتماعی می گذارد و از همه نازل تر پرداختن به اینکه جیب برانی از خیابان جنوبی یا همان محله های جنوب شهر تن به این کارها می پردازند و انگار دزدی و کار زشت در میان قشر مرفه وجود ندارد! بگذریم از دزدی های کلان و میلیاردی قشر مرفه و بدون درد که احتمالا اسعدی نتواند دلیلی بر دزدی آنها بیاورد چرا که در دو فیلمش تنها فقر را عامل انجام هر کار زشتی می داند.
کارگردان می کوشد تا در پس این همه سیاه نمایی که با مخدوش کردن چهره جامعه همراه است و اینکه حتی دختری که خانواده هم دارد تنها و بی کس است. اما دوربین هیچ وقت وارد فضای خانه رعنا نمی شود رعنایی که به زعم کارگردان به دلیل فقر خانواده اش مجبور به دزدی شده است هیچ نمایی نمی بینیم ازینکه دختر، شادی پوشالی بدست آمده از دزدی را با خانواده خود قسمت کرده باشد حتی اگر فرض مشکل مالی درست باشد رعنا حتی ترجیح می دهد در رستوران گران قیمت با کاوه به تنهایی شام بخورد هر چند برای خالی نبودن عریضه رعنا آرزو می کند که همه خانواده اش دور یک میز در رستوران غذا بخورند. اما خلأ وجود خانواده ای که دلیل دزدی رعنا می شود فرضیه های کارگردان را زیر سوال می برد.
رعنا اگر فقیر بود احتیاجات اولیه اش را برطرف می ساخت نه اینکه اولین دزدی اش دزدیدن سی دی آلبوم موسیقی باشد. لذا دست آویختن به دلیل های کهنه و نخ نما شده ی فقر شاید جوازی باشد برای مجوز گرفتن فیلم اما مخاطب قدری بعد از فاصله گرفتن از زمان اکران فیلم درمی یابد فیلم درصدد توجیه ناهنجاری دزدی نبوده بلکه همان طور که در فیلم قبلی اسعدی شاهد بودیم در پی توجیه ناهنجاری و آسیب اجتماعی زنان روسپی بوده است. که آری آنان نیز روزی از جیب بری شروع کرده و حالا به هر دلیلی که هست و به تلاش کارگردان، تن به این کار می دهند وگرنه همان دخترک ساده جنوب شهری مانند رعنا بوده اند.
   
اسعدی با تأکیدی که بر بافت مذهبی که دختر در آن زندگی می کند و چادری که نزدیک محله به سر می شود و یا زمانی که وارد محله دختر می شویم حتما صدای اذان پخش می شود دست به نمادهای مشخص و بارزی می زند و بدون هیچ نگرانی از این همه شفافیت و القای واهی از اینکه در محلات پایین شهر به دلیل فقر دزدی رخ می دهد و از همه مهمتر بافت افراد حاضر در این محلات نیز مذهبی است علنا دست به توهین و عادی سازی دزدی و جیب بری به خاطر فقر می زند حتی بازیگر رعنا نیز شخصیت رعنا را فردی ساده لوح می انگارد
در یکی از صحنه های فیلم زمانی که کاوه به رعنا پیشنهاد آموزش دزدی را می دهد زیر صدای کل صحنه صدای اذان است.
اسعدی در پاسخ به اینکه چرا شخصیت زن داستان چادر به سر می کند و متعلق به پایین شهر آن هم با تأکید بر مذهبی بودن محله زندگی دختر است می گوید: "در جنوب شهر به خاطر فقری که وجود دارد این مسائل رخ می‌دهد و استفاده از چادر نیز به خاطر بافت این محله‌ها است و اینکه شخصیت زن فیلم نمی‌خواهد خودش را از طبقه‌ای که متعلق به آن است جدا کند."
 
هر چند که اسعدی پا را بسیار فراتر از این دست توهین ها می گذارد و با توجیه کردن دزدی دلیل هرزه شدن و زن خیابانی شدن را بسیار عادی و منطقی جلوه می دهد.
تمام فرایند زیبا جلوه دادن آموزش دزدی به دختر و حتی جیب بری در مترو و خیابان همه و همه بهانه آن است که اسعدی بگوید در جامعه ای که زنان در آن دچار مشکل اقتصادی و مالی هستند و آرزوهایی بزرگ دارند ممکن است خیلی راحت بعد از جیب بری، سراغ زن خیابانی شدن بروند.
تأکید دوباره و چندباره اسعدی آنجا رخ عیان می کند که در پایان فیلم زنی که برای کاوه نقش خواهر داشته و تمام رموز جیب بری را از کودکی به او آموزش داده را در کسوت زنی خیابانی می بیند حال آنکه همگان به او گفته بودند او دیگر جیب بری نمی کند. کاوه به خیال اینکه معلمش رشد پیدا کرده و دیگر دست به جیب بری نمی زند در صحنه پایانی فیلم شوکه می شود و تمام ابهت معلم خواهر گونه اش فرو می ریزد.
اسعدی تأکیدی بسیاری بر عادی سازی دزدی و حتی هرزگی و تن‌فروشی دارد همان طور که به معنای بهتر در فیلم اولش "حوالی اتوبان" بدان پرداخته بود. عملی از سر اجبار و فقر است و با استفاده از المان های عاطفی و قلقلک دادن احساس مخاطب حس ترحم و هم ذات پنداری در مخاطب را ایجاد می کند و رنگ سفیدی می پاشد به همه زشتی ها و هرزگی ها.
نگاهی به داستان فیلم حوالی اتوبان قضیه را روشن‌تر می سازد: فیلم داستان سیما و پاشا، زن و شوهر جوانی از طبقه‌ متوسط -با بازی شهاب حسینی و نورا هاشمی- است که زندگی‌شان با ورود اتفاقی پردیس، دوست قدیمی زن دچار مشکلاتی می‌شود. در طول فیلم متوجه می‌شویم که پردیس (دوست زن) زنی خیابانی است که از راه تن‌فروشی زندگی می‌گذراند و اتفاقاً رازهای زیادی از سیما می‌داند که می‌تواند زندگی وی را به خطر بیندازد. سیما هم که از برملأ شدن رازهایش پیش شوهرش هراس دارد، پردیس را به پلیس لو می‌دهد و باعث به زندان افتادن وی ‌می‌شود. با آزاد شدن پردیس، وی که اتفاقا در ابتدای فیلم قصد نابودی زندگی دوست سابقش را نداشته، به‌خاطر همین خیانت سیما، فیلم رابطه‌ نامشروع سیما با مردی پولدار در قبل از ازدواج را به پاشا (شوهر زن) می‌دهد. سیما که به علت برملا شدن رازش، توسط پاشا از خانه بیرون رانده شده به ناچار به منزل خانواده‌ فقیرش که زمانی برای پولدار شدن از آنجا فرار کرده، نزد خواهر و مادر بيمارش برمی‌گردد.
 
اقتباس کاملی از داستان، دیالوگ و بازیگران فیلم دزدان
«جيب بر خيابان جنوبي» ساخته سياوش اسعدي كپي‌ از فيلم «دزدان [1]» محصول 2007 اسپانياست و یا به گفته کارگردان فیلم، در تیتراژ فیلم اشاره شده است که فیلم اقتباسی از کتاب "یک داستان فرانسوی" با احترام به فیلم "دزدان" است.
فیلم «دزدان» گرچه شهرت جهاني نيافته ولي در چند فستيوال داخلي اسپانيا مورد توجه قرار گرفته و جوايزي را نيز به خود اختصاص داده است. نكته جالب توجه، شباهت بسيار زياد فيلم سياوش اسعدي به اين اثر اسپانيايي است. شباهتي كه از جزئيات داستان و ديالوگ‌ها فراتر رفته و كپي‌برداري شامل دكوپاژ و ميزانسن‌ها نيز شده است.
 
مسلماً زمانی که از داستانی که برگرفته از فضا و شرایط آن کشور و منطقه دارد اقتباسی رخ می دهد و قرار می شود در فضایی با مختصات متفاوت بازسازی شود باید دقت کافی را انجام داد و به قولی حداقل قدری بومی سازی اش کرد نه اینکه جز به جز تکرار شود. البته قصد تطهیر و بیان این نکته که در کشور ما هیچ دزدی و جیب بری نمی شود که دست آخر منجر به قتل و عاقبتش به روسپی گری می شود، نیست اما فضایی این چنین شتاب زده و نخ نما شده برای بیان زشتی ها و ناهنجاری های موجود در سطح اجتماع قدری بی حوصلگی کارگردان و نویسنده را نشان می دهد که انگار فقط می خواسته همان حرف های قدیمی خودش را تکرار کند که این بار با دست مایه قرار دادن فیلمی اسپانیایی به هدفش می رسیده است. لذا قدری درنگ و تأمل بایدش ...
شباهت های دو فیلم
در فيلم «دزدان» بازيگران اصلي سن پايين‌تري نسبت به مصطفي زماني و نورا هاشمي در «جيب بر خيابان جنوبي»‌دارند و پايان فيلم اسعدي هم با فيلم اسپانيايي متفاوت است. البته تفاوت‌ها ميان اين دو فيلم بسيار جزئي است. مثلاً شخصيت اصلي فيلم «دزدان» به دنبال مادرش مي‌گردد اما در «جيب‌بر خيابان جنوبي» مصطفي زماني در صدد پيدا كردن خواهرش است.
 
در سكانس آشنايي دو شخصيت اصلي در فروشگاه كه با دزدي سي‌دي توسط دختر از آنجا و جيب‌بري پسر از او همراه مي‌شود تا او را از مهلكه نجات دهد، سياوش اسعدي كتاب را جايگزين سي‌دي كرده است. حتي شباهت ظاهري ميان مال‌خر فيلم «جيب‌بر خيابان جنوبي» و «دزدان» نيز به چشم مي‌خورد.
   
نكته قابل توجه اينكه اكثر سكانس‌هايي كه مورد توجه منتقدان در جشنواره قرار گرفته مثل همدستي مصطفي زماني و نورا هاشمي براي جيب‌بري در اتوبوس و مترو يا تمرين دزدي با مانكن نعل به نعل از روي فيلم «دزدان» كپي شده است. البته تفاوت‌هايي هم ميان اين دو فيلم به چشم مي‌خورد ولي شباهت‌ها در خط داستان و جزئيات، بسيار بيشتر از نقاط تمايز است.
فضاي شاعرانه «جيب بر خيابان جنوبي» نيز متأثر از حال و هوايي مشابه در فيلم «دزدان» است.
نتیجه گیری
جیب بر خیابان جنوبی دومین ساخته اسعدی با اقتباس کاملی از فیلم دزدان سعی کرد تنها با تغییر موقعیت جغرافیایی فیلم رنگ و بوی دیگری به فیلم دهد وگرنه در بسیاری از صحنه ها کپی برداری شده بود و بدون تغییر از لحاظ محتوا و داستان تلاشی دوباره در عادی سازی و توجیه پذیری انجام ناهنجاری و آسیب های اجتماعی در سطح جامعه را  با نمونه ای خارجی در داخل به روی صحنه برده است. پررنگ کردن فقر به عنوان عاملی که میتواند منجر به دزدی، قتل و دست آخر انجام اعمال غیر مشروع جنسی شود، جای بسی تامل دارد از همه بدتر نسخه ای است که برای دختران و زنانی که وارد این کار می شوند می پیچد که راهی جز گریز ندارند و تنها برای اینکه بتوانند دست از دزدی بکشند آن است که تن به هرزگی بسپارند و روسپی شوند. نسخه ای عجیب بی محتوا و غیراخلاقی!! چرا که در جای جای فیلم تکرار شد زنی که قبلا جیب بری می کرده دیگر جیب بری را کنار گذاشته و دست آخر روبه رو شدن با پیام اصلی فیلم که این همه کپی برداری از نمونه خارجی، چیدن بازیگران مطرح، استفاده از یک خانواده و فامیل برای ساخت فیلم و هزینه کردن 700 میلیون تومان همه و همه اش می شود نمایش روسپی گری زنی که قبلا جیب بر بوده است!!!!
واقعاً جای بسی تاسف دارد کارگردان جوان و تازه نفسی که میتوان امیدهای فراوانی برای سینمای کشورمان به ارمغان بیاورد تا این حد خود را دست آویز نسخه های غربی سبک زندگی می شود و این چنین با تمسخر و توهین به کسانی که فقیرند و یا در پایین شهر زندگی می کنند چنین سرانجام شومی را رقم می زند.
پاورقی
[1] Ladrones


تاریخ: ۱۳۹۲/۰۹/۳۰
منبع : تولید پژوهشکده عفاف



نظرات:
فرشته 
واقعا متاسفم برای اظهار نظر مغرضانه منتقد..ببخشید جناب شما تو کدوم مدینه فاضله زندگی میکنین که معتقدین فیلم رنگ سفید رو زشتی ها پاشیده..کجای فیلم چنین چیزی داره..رعنا میتونست گیر هر ناکسی بیفته و هزارتابلای بدتر از دزدی سرش بیاد..
شما شاید کاخ نشینی ولی منی که زنم تو این جامعه زندگی میکنم به چشم میبینم تن فروشی رو..بدبختی و چه کنم هارو..اتفاقا تن فروشی بی خطرتر از دزدیه..نباید فکر کنیم این فیلم دزدی و بهد روسپی گری رو یاد زنامون میده..