صفحه نخست >  چـِ غیر از آخر چِ آخر
اخبار
 چـِ غیر از آخر چِ آخر چـِ غیر از آخر چِ آخر (تعداد بازدید : 398)

از زمانی که زمزمه ساخت فیلم سینمایی "چ" (اعم از حواشی و متن مبهم قصه) فراگیر شد تا دیروز که این فیلم در مقابل انبوهی از تماشگران میهمان پرده ها و دیده ها شد همه ی پرسش ها در یک سوال یکی می شد که "چ" چیست؟ چمران، چریک، چکمه یا حتی چماق؟!

     

دیروز استیصالِ تندیسِ متحرکی که بر پیشانی بلند خود، به غلط نام چمران را به عاریت گرفته بود در معرکه جنگ برای بودن و نبودن، بر همه معلوم کرد که "چ" هر آنچه باشد حرف نخست چمران نیست و از ابتدا نیز تکلیفی در برابر روایت ناگفته ها و قصه های پرغصه عارفی بزرگ که تا آخر ایستاد تا غیر (بیگانه) حرف آخر این قصه ناتمام نشود نداشته است زیرا چمران در "چ" نه چریک بود نه مبارز، نه انقلابی بود و نه حتی ... بلکه آدمی بود اشتباهی که در میان معرکه¬ی مرگ و زندگی تا دوقدمی حذف سبعیت جدایی طلبان متوحش می رود و بی هیچ اقدام موثری بازمی گردد گویی در این آمد و شدهای بی هدف بدنبال پاسخی در برابر تردیدهای خود است تردید برای جهاد! چمران در "چ" در برابر فلسفه جهاد و قتال فی سبیل الله آنچنان مستاصل است که قتل عام مردم بی گناه و با خاک و خون یکسان شدن کوچه ها و خانه ها و حتی بیمارستان او را به یقین نمی رساند مردی درمانده و اسیر یک تضاد اجتماعی که نه از نبوغ¬اش خبری است و نه از عرفانش و نه از ذکاوت و تلاش خستگی ناپذیرش در بلندی های جولان نشانی می توان یافت، چمران در ؤ فقط یک سوم شخص حاضر است فقط همین!
و اما باز تکرار این سوال که "چ" چه بود؟ "چ" را شاید بتوان فارسی شده wh دانست، واژگانی که در ادبیات لاتین موید شش سوال اساسی و زیربنای طرح ریزی استراتژیک است، شش سوال در جهت تبیین چیستی و چرایی، فلسفه و مدیریت یک پدیده و البته "چ" نیز همین بود، استیصال سازنده از فهم چیستی و چرایی هشت سال دفاع مقدس و ایستادن مسلمانان در برابر هم.
     

ردپای این استیصال را که سازنده به جامعه تعمیم می دهد می توان از روبان قرمز و دیده بان پی گرفت تا در کرخه، راین و یا شاید در آژانس شیشه ای تثبیت کرد و در "گزارش یک جشن" به یقین رسید که وی تا چه حد در فهم یک سوال ساده درمانده شده است.
"چ" تلاش ابتر سازنده بود برای فهم چیستی و چرایی جنگ، ایستادگی، مقاومت و پایداری در برابر اصول و ارزش ها وحدت و یکپارچگی ملت از طاغوت پهلوی تا صدام و اسرائیل و امریکا؛ و تاسف آن زمان مضاعف می شود که سازنده در جدال دو قهرمان جوان و میانسال خود "وصالی و چمران" درمانده می شود میان ماندن و رفتن اگرچه تا به آخر چمران که گویی تبلور خود ِسازنده است به قدرت تصمیم گیری نمی رسد او حتی به قدر جوانکی چون وصالی توکل بر امدادهای الهی نیز ندارد.
براستی در هر اثر باید بدنبال خود سازنده و خالق اثر بود و ردپای بایدها و نبایدهای وی در زندگی را یافت، و "چ" را هرگز نه می توان و نباید روایت سالهای جنگ دانست بلکه"چ" روایت امروز ماست قصه امروز سازنده و هنری منزوی از جامعه است؛ اینکه در برابر ماشین جنگیِ تا بن دندان مسلح غرب که به هیچ تعهدی پای بند نیست چه باید کرد دلخوش به مذاکره و البته مسامحه بود یا ایستاد و منتظر امداد الهی شد که وعده کرده است مجاهدان راهش را؟ از یک سوی جنگیدن را نافرجام می داند و از سوی دیگر دلخوش به اتحاد مردم برای ایستادگی می شود و مثل همیشه پایان این همه درماندگی را در فرمان ولایت می یابد.
و البته بیانیه "چ" در نزدیکی پمپ بنزین از زبان رهبر جدایی طلبان اینچنین قرائت می شود که: "این قطار جنگی به راه افتاده و فرمان آن به دست هیچ کس نیست(نه نماینده دولت مرکزی و نه جدایی طلبان)" حال باید پرسید اقدام ملت در برابر این نزاع اجتناب ناپذیر چیست اگر نه دولت ایران و نه دولت امریکا توان تعیین تکلیف این مذاکرات را ندارند چرا همه منتظر بلند شدن عصای ولایت می شوند؟ ایستادن و یا درماندن.

……به نظر می رسد آدمیان این فیلم همه استعاره ای از خود حقیقی شان بودند و رسالتی جز انتقال همان سوال نخست نداشتند پرسش در مورد چرایی جنگ و ایستادگی . و البته نه هشت سال دفاع مقدس بلکه آنچه پیش روی داریم، زیرا در "چ" هیچ سخنی از جنایات بنی صدر نیست، اگر چنین نگاه نکنیم حاتمی کیا را متهم کرده ایم به هجو شهید چمران و البته همه شهدا در یک اثر جنگی؛ زیرا چگونه است که مردی در لبنان چریک است در کردستان این چنین درمانده می شود؟! از همین روی می توان باور داشت که همه چیز در این اثر که به لحاظ تکنیکی نیز بسیار قوی بود استعاره ای از ایران اسلامی و ملت بزرگ آن است که حاتمی کیا همه را به هم اندیشی در برابر یک سوال دعوت کرده است، سوال سازش و یا ایستادگی در برابر غرب؟ پاره پاره شدن وطن یا شهادت و تکه تکه شدن(که البته حاتمی کیا آن را شهادت نمی داند بلکه کشته شدن می خواند) فرزندان این مرز و بوم؟ آیا جوانان امروز چون بسیجیان دیروز بهای بهشت ایران اسلامی را خواهند داد یا خیر؟
     

تاریخ: ۱۳۹۲/۱۱/۱۷
منبع :



نظرات: