صفحه نخست > نقد فیلم روز روشن
اخبار
نقد فیلم روز روشن نقد فیلم روز روشن  (تعداد بازدید : 2577)
علی رغم اینکه تعداد زیادی فیلم با موضوع قصاص ساخته شده است، برای اولین بار فیلمی موضوع خود را شهادت در دادگاه قرار می دهد که موضوعی بکر و بسیار مهم در جامعه است.
 
خلاصه داستان
خانم روشن مربی مهد دختر فردی است به نام پویان که متهم به قتل برادر رئیس شرکت به نام شیرزاد است ولی رأی دادگاه هنوز قطعی نشده است و امروز آخرین روز جلسه دادگاه وی است و به دلیل عدم حضور شاهدان در جلسه دادگاه به دلایل و بهانه های مختلف که مهمترین آن ترس از شاکی پرونده که "رئیس شرکت"می ­باشد، باعث شده در روز دادگاه حاضر به شرکت در جلسه دادگاه نباشند و اصرار فراوان خانم روشن نتیجه بخش نباشد. خانم روشن تنها 6 ساعت فرصت دارد تا شاهدان را راضی نماید تا در دادگاه رضایت دهند وی تمام تلاشش را می کند. اما در انتها دو نفر راضی می شوند که به عنوان شاهد حضور یابند. یکی از شاهدان در لحظه آخر پشیمان می ­شود و به جای وی راننده آژانسی که در تمام مدت روز خانم روشن را همراهی ­کرده با مشاهده مظلومیت و حقانیت موضع خانم روشن به عنوان شاهد در دادگاه شهادت می ­دهد و پویان رهایی می ­یابد.
معرفی کارگردان
حسين شهابي متولد 1344 در تبريز است. وي داراي ليسانس موسيقي گرايش علوم آهنگسازي در دانشگاه تهران است. او فعاليت فيلمسازي خود را از سال 1374 با ساخت فيلم كوتاه "سايه روشن" آغاز كرد، بعد از آن فيلم هاي كوتاه ديگري چون"درخت باراني"، "پژواك" و "آش نذري" را ساخته است. وي همچنين ساخت فيلم هاي بلندي چون "سايه ها"، "راز" و "جنگ و گنج" را در كارنامه خود دارد. شهابی بهرام بیضایی را استاد خود می داند و اذعان داشته که هیچ گاه با وی خودش را مقایسه نکرده است.
داعیه داران فیلم بازیگر فیلم، مهران احمدی که به گفته خود از جیبشان برای چنین فیلمی سرمایه گذاری کرده اند با شعار، زنده باد سینمای مستقل حاشیه هایی برای فیلم ساختند.
شناسنامه فیلم
فیلم روز روشن با کارگردانی و نویسندگی حسین شهابی و با بازیگری پانته ­آ بهرام و مهران احمدی و روناک یونسی در قالب داستانی و در ژانر اجتماعی در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. روایت کلاسیک روز روشن که در پی رسیدن به جواب این سوال که آیا بالاخره روشن می تواند رضایت شاهدان به حضور در جلسه دادگاه را منجر شود یا نه؟ است. فیلم داستانی ساده و روان دارد و یک روز زندگی زنی را نشان می دهد که می کوشد حقی ناحق نشود.
 
تکلیف شهادت دادن
علی رغم اینکه تعداد زیادی فیلم با موضوع قصاص ساخته شده است، برای اولین بار فیلمی موضوع خود را شهادت در دادگاه قرار می دهد که موضوعی بکر و بسیار مهم در جامعه است. موضوعی که نمونه های خارجی فراوانی از آن وجود دارد. لذا پرداختن به چنین موضوعی که احیای شهادت و حضور در دادگاه برای احقاق حقی است موضوعی پسندیده و مناسب است. به خصوص که در دینمان چه بسیار آیات و روایاتی داریم که موضوع شهادت را به عنوان تکلیفی بر انسان مسلمان برشمرده مانند آنجا که: پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم: كسى كه براى زنده كردن حقّ يك نفر مسلمان شهادت حقّ بدهد، روز قيامت در حالى آورده مى شود كه نور چهره اش تا چشم كار مى كند ديده مى شود و خلايق او را به نام و نسب مى شناسد.
امام على عليه السلام درباره آيه 282سوره بقره «و شاهدان چون (به شهادت) فراخوانده شوند نبايد خوددارى كنند» می فرمایند: «يعنى كسى كه شاهد بودن بر امرى را پذيرفته باشد، نبايد وقتى به شهادت دادن فراخوانده شد امتناع ورزد، بلكه بايد شهادت دهد و صادقانه هم شهادت دهد و از سرزنش هيچ سرزنشگرى نترسد و بايد به نيكى فرمان دهد و از بدى باز دارد» (بحار الأنوار  104/313/22).
و یا در سوره نساء آیه 135 «ای کسانی که ایمان آورده اید، کاملاً قیام به عدالت کنید برای خدا شهادت دهید اگر چه این گواهی به زیان خود شما یا پدر و مادر و نزدیکان شما بوده باشد، چرا که اگر آنها غنی یا فقیر باشند خداوند سزاوارتر است که از آنان حمایت کند. بنابراین از هوی و هوس پیروی نکنید که از حق منحرف خواهید شد و اگر حق را تحریف کنید و یا از اظهار آن اعراض نمایید، خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است». پیام هایی که در این آیات و روایات می بینیم حاکی از آن است که :
شاهدی که شاهد امری بوده در زمان حضور می بایست حضور یابد.
از هیچ قدرتی نترسد و به حقیقت شهادت دهد.
قیام به عدالت و شهادت دادن برای خدا نه تنها در شرایطی که پیامدی برای انسان مؤمن ندارد وظیفه ای قطعی و حتمی است بلکه حتی در مواردی که این کار بر ضرر او یا بستگان درجه اول او تمام می شود باید عدالت خواهی و عدل محوری را کنار نگذارد.
انگیزه انسان ها برای رفتن زیر بار عدالت و گریز از شهادت برای خدا ممکن است یا امور مالی باشد که مثلاً بترسد از اینکه اگر حرف حقی را زد یا مشکل مالی برای خود یا بستگان و خویشاوندانش پیش بیاید که این انگیزه در زندگی یک نفر انسان باایمان نباید جائی داشته باشد زیرا او ایمان به خدائی دارد که بی نیاز مطلق است و این اندیشه های ناصحیح آلوده ساختن دل و جان به ناپاکی شرک است. از همین رو خداوند می فرماید که خود از بستگان انسان با ایمان در چنین شرایطی حمایت می کند.
انگیزه دیگر انسان ها برای گریز از اقامه عدالت و شهادت به حق پیروی از هوای نفس است و طبیعی است که این عامل نیز در زندگی یک نفر مؤمن نباید جایگاهی داشته باشد زیرا ایمان به خدا یعنی رهایی از هوی و هوس و پیروی از حق و حقیقت.
لذا شاهدیم فیلم به خوبی این ترس ها که نشان از مشکلات مالی، از دست دادن شغل، هوی و هوس، رسیدن به منافع شخصی و یا حتی شهادت دروغ به زعم اینکه قوم و خویش مقتول است و ... را به خوبی نشان داده است. همچنین اصرارهای روشن هر چند که به دنبال منافع شخصی بود جهت اینکه به خاطر خدا یکی بیاد شهادت بدهد! نکته مهم و قابل تاملی بود. اما بحث اصلی فیلم از یک نگاه میتوان این مورد یاد کرد که تنها کسی پای شهادت خود می ماند و پای پیگیری حق کس دیگری می ماند که تنها به خاطر خدا اقدام به انجام چنین کاری کرده باشد. لذا اگر کسانی به خاطر دریافت پول، تطمیع شهوت و می خواستند شهادت بدهند و همچنین کسی که داعیه حق طلبی و عدالت ورزی می ورزید و در مظلومیت و بی کسی متهم سینه چاک می کرد در انتها که فهمید پای نفر سومی هم در میان است پا پس کشید و حتی در دادگاه نیز حضور نیافت یعنی نتیجه نیز برایش علی السویه شد لذا هیچ کدامشان در این آزمون پیروز نشدند جز فردی که به خاطر خدا آمد مرد پیک موتوری که گفت می خواهم اگر ثوابی داشته باشد به خاطر خدا بوده باشد!
   
تلنگر فیلم و به رخ کشیدن کم اهمیت دادن به مسئله شهادت در بین افراد جامعه که متأسفانه کم نیست در سطح جامعه که برای شهادت دادن واقعه ای یا حق طلبی و احقاق حقی سینه سپر کنیم و به میدان مبارزه درآییم. امری که خیلی ها به بهانه اینکه بالاخره یکی پیدا می شود به جای آنها این کار را انجام دهد و یا پرمشغله بودن و یا پیش آمدن گرفتاری بعد از حضور در عرصه از دلایلی است که به جز ترس از قدرت حاکم هر کسی برای خود توجیه می کند.
تلاش فیلم در این راستا بود که بتواند بکوشد ممکن است متهمی به دلیل عدم حضور شاهدان پایش به چوبه دار برسد اما فیلم دارای نقاط ضعفی نیز بود که اثر چنین رویکری را با تزلزل روبه رو می کرد اولا ًحضور شاهدی که شاهد صحنه نبوده به عنوان شاهد دوم امری بود که کل قضاوت را زیر سوال می برد و این بدین معنی بود که در میان آن همه کارمند هیچ نفر دومی حاضر نشد بیاید و نشان از بی ایمانی شخصیت های فیلمی است که نشانه های مذهبی دارند. صحنه مربوط به دادگاه می توانست از پرداخت بیشتری برخوردار باشد و باعث هیجان بیشتر فیلم گردد که کارگردان به راحتی از کنار آن رد شد.
القائیات
در نگاه اول فیلم در صدد بیان معضلات جامعه امروز به زبان داستانی جذاب است که از ابتدا بیننده را ترغیب به دیدن ادامه داستان می­ کند تا بداند آیا پویان از پای چوبه دار نجات پیدا می­ کند و آیا در جامعه اسلامی ایران که طلایه دار اجرای عدالت در جهان است در داخل حریم ایران این عدالت اجرا می­ شود یا نه؟
زمانی که به اظهار نظر سازنده فیلم "حسین شهابی" که  تأکید فراوانی بر واقع گرایانه بودن فیلم دارد و معتقد است با دقت باید دیده شود باید به گونه متفاوت به این فیلم نگریسته شود بنابراین بنا به خواسته کارگردان به گونه تحلیلی به فیلم پرداخته می­ شود.
1) جامعه بستری هرج و مرج طلبانه
اولین سکانس فیلم با نمایشی از خیابان انقلاب یا جمهوری شروع می­ شود که در آن انبوه ماشین­ها در حال حرکت ­اند و ترافیک سنگین و صدای بوق ماشین­ها فضای حاکم بر فیلم را در این قسمت به نمایش می­گذارد احتمالا کنایه­ای است از فضای هرج و مرجی که در ادامه فیلم بر داستان حاکم خواهد بود. از جمله آن می­توان به بی قانونی و سلطه قدرت­مندان به افراد ناتوان و مستضعف و حاکمیت قدرت در جامعه اشاره نمود. به نوعی سکانس آغازین یادآور حاکمیت آنارشی پنهان زیر پوست سلطانیسم در کشور­های شرقی می­باشد. جامعه ای که پلیس در آن هیچ کاره است به نحوی که به هیچ وجه درگیر به میدان آوردن شاهدان به دادگاه نمی شود. واین روشن است که باید در جامعه بچرخد تا شاهدان را جمع کند. عموماً تضمین جان شاهد و برقراری حریم امن برای شاهد وظیفه پلیس است که این نکته به هیچ شکلی به نمایش در نمی آید. انگار که خود افراد باید با ورود در سطح جامعه حقشان را از دهان شیر بگیرند.
 
2) انسان­های تنها و بی خانواده
هنگامی که کیانی"راننده آژانس" دلیل مصر بودن خانم روشن برای کمک به پویان را جویا می­ شود وی برای توجیه این کار تنهایی وبی کسی پویان را به عنوان تنها دلیل معرفی می­ کند. پویان مادر پیری دارد که توان به میدان آمدن را ندارد اما کاسه داغ تر از آش شدن روشن کمی غیرمتعارف است هر چند که در ادامه معلوم می شود به خاطر علاقه به پویان این کارها را می کرده اما نقش ضعیف خانواده و فامیل پویان عجیب است یعنی هیچ کسی حتی فامیل های دور، دوست و آشنایی را ندارند که با روشن هم مسیر شود تا از اعدام او جلوگیری شود. همچنین شاهدیم که هیچ تماسی از طرف مادر پویان گرفته نشد که جویای وضعیت پسرش شود انگار وجود ندارند. در این فیلم اکثر شخصیت های فیلم خانواده ندارند. و این اتفاق در میان اکثر فیلم­های جشنواره امسال همچون جیب بر خیابان جنوبی و یا سر به مهر پدیده­ای کاملا رایج است. نمایش این حد از تنهایی برای افراد جامعه هرچند که زنگ خطر تفردگرایی را به صدا در آورده اما راه حل مناسبی هم ارائه نمی دهد یک نمونه موفق که خانواده ای منسجم باشند را ندیدیم خانواده شیرزاد منسجم بودند اما در مراسم ختم! و یا ندادن رضایت برای برادری که دیگر نیست!! انسجام خانواده بعد از بین رفتن فرد فایده ای برای شخص ندارد، تنها شاید تسلی بخش خانواده داغدار باشد.
3) ترس از حاکمیت
اگر خانواده شیرزاد را به عنوان نماینده حاکمیت در کشور بدانیم که دارای تمام منابع قدرت و از جمله ثروت و قوه قهریه است و در مقابل طبقات پایین جامعه که در برابر این سیستم حاکم قرار می ­گیرند هیچ راه مواجهه ای با آن نخواهند یافت و باید تسلیم تصمیمات و زورگویی توام با خشونت آنان گردند این نوع برخورد منفعلانه و از روی ترس را در حرف ها، برخورد و لحن تمام شاهدان منصرف شده از شهادت دادن می ­توان شاهد بود.
 
4) مؤمنان از تکلیف گریزان
خانم روشن یک لیست از افرادی که قبلاً شهادت داده بودند یا اعلام کرده بودند که شهادت خواهند داد تهیه کرده بود نام این افراد جالب توجه است آرمان، مؤمنی، قیاسی، ذاکری، مشتی صفر. اسامی به ظاهر مذهبی و حتی برخی شخصیت ها هم مذهبی بودند اما در زمان بیان حق و شهادت دادن طفره می رفتند.
زمانی که خانم روشن از مشتی صفر می ­خواهد تا برای شهادت در دادگاه حاضر شود اما مش صفر، موضع شک و تردید می گیرد و می گوید زمان زیادی از آن موضوع می گذرد و درست یادش نیست چه اتفاقی افتاده و یا شاهد دیگر می گوید من که نمی دانم در لحظه دعوا، پویان چه نیتی در سر داشته و موضع پویان را بهانه قرار می ­دهد. مشتی صفر نماینده انسان­هایی در جامعه است که عبادت بدون عبودیت را به نمایش می­ گذارد. و این است تمام بهره اجتماعی مردمانی که داعیه مسلمان بودن دارند.
نزاع میان اصالت دینی و هویت اخلاقی زمانی در داستان اتفاق افتاد که پیران همان طور که از نامش نیز پیداست به عنوان نماینده اصالت و گذشته ایرانیان دین مدار در مواجهه با درخواست خانم روشن علاوه بر شکاکیت و ترس و برای توجیه مخالفت برای حضور در دادگاه  در مرحله اول از وکیل خود مشورت گرفت و در مرحله بعدی شروع به اتهام زنی به پویان کرد و در برابر دادخواهی کیانی به عنوان نماد اصالت ایران که هیچ نشانی از دینداری در او نیست جز ظاهر با محاسنش! از تعصبات مذهبی برای شانه خالی کردن از یک وظیفه مسلم دینی استفاده نمود.
4) روابط مثلثی انگیزه قتل
از جمله خصوصیات بارز طبقه متوسط جدید روابط بدون چهارچوب بی ­اخلاقی و بی ­عفتی است در این دنیای بدون حریم که تبلور آن را در فیلم شاهد بودیم روابط میان فرهومند و روشن و پویان از سویی و روابط پویان و فرهومند و شیرزاد از سوی دیگر از جمله خط تعلیق های فرعی این فیلم به شمار می­رود.
5) حضور اجتماعی زنان تهدید یا فرصت برای خانواده و اجتماع؟
زنانی که مطالبه حقیقت و عدالت را دارند
دست گذاشتن روی زنان به عنوان افرادی که می توانند داعیه دار حق و عدالت باشند و مردان را تشویق به حضور در عرصه های سیاسی و اجتماعی کنند نقشی بی بدیل است که زنان ایرانی به خوبی نشان داده اند در عرصه های مختلف توانسته اند جلودار این حوزه باشند. در این فیلم نیز شاهدیم شهابی این نقش را به خوبی در فیلمش برای زنان ترسیم می کند:
خانم روشن به عنوان کسی که داعیه دفاع از پویان را داشت زنی بود که در میان مردان وارد عمل می شد و می کوشید آنان را به حضور در دادگاه فرابخواند تا بی گناهی پایش به چوبه دار نرسد.
اولین شاهدی که شهادت داد پویان مقصر نبوده و به همین خاطر کارش را از دست داد خانم منشی شرکت بود. او نیز جلودار این عرصه بود.
در حالی که تمام شاهدان داستان بسیار ترسو بودند اما در مقابل همسرانی در کنار این مردان ترسو حضور داشتند بسیار شجاع و نترس بوده و شوهران خود را ترغیب به رفتن به دادگاه و شهادت دادن و استقامت در برابر شیرزادها می ­نمودند به عنوان نمونه همسر مؤمنی زمانی که وی را ترغیب به شرکت در دادگاه می ­کند و به وی می­ گوید تو حقیقت را بگو قانون تصمیم می­ گیرد. اما از همسرش می گوید: قانون هیچ کاره است و اینان "شیرزادها " قانون راهم دور می ­زنند.
خواهر یکی از شاهدان که مهندس ساختمان بود و در کنار مردان کار می کرد برادرش را به شدت ترغیب به حضور در دادگاه می کرد.
اما نکته ای که بسیار قابل تأمل است چگونگی حضور زنان در عرصه های اجتماعی برای امر ثواب است حتی اگر احقاق حق انسانی را در بر داشته باشد. نکته ای که شهابی به دلیل رویکرد تنها اجتماعیش به مسئله از آن غفلت کرد. زنان فیلم در عرصه بودند اما به هر وسیله و توجیهی! خانم منشی در شرکت کار می کرد و به دلایلی سبب تشکیل مثلث عشقی میان مردان شرکت و موجبات درگیری میان کارمند شده بود. همچنین آیا لازم بود خانم روشن خود را به هر دری بزند آن هم با هر وضعی و شرافت و کرامت خود را زیر پا بگذارد تا به هدفی که ناگهان رنگ می بازد برسد؟ اگر چگونگی و نوع ارتباطش با پویان را با اغماض ندید بگیریم بی عفتی وی و تن فروشی اش  برای گرفتن رضایت جهت حضور در دادگاه را که دیگر نمی توان نادیده گرفت. آیا تن فروشی این قدر در سطح جامعه عادی شده است که کارگردانی که یکسالی را برای نوشتن فیلمنامه اش صرف کرده، این قدر عادی و معمولی از کنار آن بگذرد؟ و توجیهی باور پذیر به مخاطب القا کند که می تواند برای امری مثبت دست به اقدام هر کاری کرد و هدف وسیله را توجیه می کند. هدف خانم روشن رهایی دادن پویان از چوبه دار بود و برای تحقق این هدف از عفت و پاکدامنی خود گذشت و صحنه نمایش به گونه ­ای بود که مخاطب نیز در فرآیند همزاد پنداری حق را به وی می ­دهد. از آن زمان که روشن متوجه می شود موضوع مورد مشاجره کیانی و شیرزاد بر سر دختری بود است و او  به شخص دیگری علاقه­ مند است مسیر را ادامه نمی ­دهد و همان جا متوقف می­ شود. حتی به داخل دادگاه هم نمی آید.
از نگاه دیگر توجیه پذیری این امر که اگر کسی دست به چنین کاری زد احتمالاً مجبور بوده و قرارست کار خیر و مهمتری انجام دهد که ازین دست توجیهات زیاد شنیده ایم که مثلا به دلیل رفع مشکل مالی، فقر و ... دست به چنین اقدامات خلاف شرعی زده شده است.
6) کیانی مردی با اخلاق اما بدون دین
آقای کیانی از ابتدای داستان همراه روشن بود و در جریان تمام ملاقات­های روشن با شاهدان و اصرار و التماس وی با آن­ها قرارداشت درنتیجه این فرد شخصی بود که در جریان تمام جزئیات ماجرا بوده و به نقل صریح کارگردان تنها شخصیت سفید در این داستان کیانی بوده است. نام این فرد برخلاف دیگر کاراکترها نه تنها یادآور شخصیت مذهبی نیست بلکه یادآور کارکترهای ایران باستان است یعنی در برابر ایمان و آرمان و ... این تنها اصالت ایرانی است که قابلیت احقاق حق را دارد. او انسان خوب بدون دین است از لازمه های دینداری نماز خواندن است که با اینکه به مدت چند ساعتی معطل روشن در ماشین نشسته بود و ناهار می خورد در پی اقامه نماز نرفت.
او راهگشای خانم روشن می شود و منجی وار بعد از مشاهده حقانیت و مظلومیت روشن برای اثبات بی گناهی پویان به دادگاه می آید و شهادت می دهد! شهادتی که از لحاظ قانونی منع دارد! هرچند که شهابی در جلسه ای سخن از مفهوم شاهد بر شاهد زده بود اما چنین انگاره ای وجوب قانونی ندارد اما به هر حال مشکل روشن حل می شود.
نمای کلی حاکم بر فیلم
سخن کلی و لایه های درونی القا شده در داستان را این گونه می ­توان بیان نمود فضا ی کلی حاکم بر فیلم یاد آور زمان محاکمه بعد از انتخابات برخی از عوامل فتنه است زمانی که عوامل فتنه در دادگاه باید محاکمه شوند.
کیانی نماینده اپوزسیونی است که به طور علنی به مخالفت با حکومت نپرداخته و از گروهی است که با وجود همراهی با مخالفان قدرت حاکم در کنار مخالفین است اما صرفاً به طور غیرمستقیم کمک رسانی می­ کند. نماینده مخالفین علنی و در وسط میدان هم که خانم روشن باشد با تمام قدرت سعی دارد تا در برابر حکومت بایستد و در این میان مردم عادی قرار دارند که بعضی مانند آرمان به حکومت بدهکارند و بعضی به وسیله قوه قهریه ترسانده می ­شوند مانند مومنی و برخی دیگر در جهت مقابله با آن دچار تردید می­ شوند مانند پیران و مشتی صفر که البته در این داستان به این تردید رنگ و بو ی مذهبی داده شده است.
در طرف دیگر خانم روشن قرار دارد که باید بی گناهی افرادی که در آن جریان قرار داشتند را به هر نحوی به اثبات برساند با روشن گری مردم و این که از حاکمیت پلیس سیاسی در کشور خود نهراسید و اطمینان داشته باشید دنیا و رسانه های جهان شاهد تلاش­های شما خواهند بود و در نهایت این وجدان خفته جهانی به یاری شما خواهد آمد ای مردم ایران با توجه به آن که قدرت در دست سیستم حاکم است ای زنان و مردان آزاده ایرانی شما تلاشتان را بکنید در آخر امر یک منجی به نام کیانی از داخل و یا خارج کشور پیدا خواهد شد که افرادی اخلاق مدارند و دغدغه حقوق بشر دارند و حق را به حقدار خواهند رساند و در عرصه قضاوت های جهانی شرکت می کنند و در برداشتن گام نهایی شما را یاری خواهند داد. امثال کیانی شاهدانی اند بر شاهدان مانند کاری که رسانه های غربی علیه ایران در ایام فتنه انجام دادند و ادعاهای شهادت گونه شان علیه ایران.
زمانی که روشن وجدان  آگاه شاهدان را مورد خطاب قرار می ­دهد و از آنان می­پرسد مگر شما روز حادثه را ندیدید و نبودید و نمی دانید که پویان بی گناه است درواقع سخن کلیدی و نهایی کارگردان را بیان می­ دارد که ای مردم ایران مگر حوادث بعد از انتخابات و کشتارهای خیابانی و برخورد حکومت با مردم را ندیدید پس چرا سکوت می­ کنید و به دادخواهی برنمی­ خیزید.
در مقابل حکومت قرار دارد که متشکل از یک خانواده منسجم و قدرتمند است و این قدرت از این مردم زخم خورده است "مرد جوانی کشته شده است" و مصمم است که از مردم جامعه خود انتقام بگیرد طی جریانات انتخابات سال 88 به نوعی حیثیت حکومت زیر سوال رفت.
خط تعلیق اصلی و فرعی
 موفقیت و یا عدم موفقیت خانم روشن در تدارک دو نفر شاهد برای شهادت در دادگاه و رهانیدن پویان، خط تعلیق اصلی داستان و تعامل خانم روشن با هریک از شاهدان و علت تراشی آنان برای  انصراف از حضور در دادگاه خطوط تعلیق فرعی این داستان را شکل می ­دهند.
نکته قابل تأمل
براساس گفته بزرگان یهود که تأکید کرده اند"دیگران را مانند خود دوست بدار" نعیمه تفیلین1 کتاب بیوگرافی زندگی خود را چنین نام نهاده است:" و دیگران را مانند خود دوست داشتم."
 
نعیمه تفیلین در سال 1942 در شهر گلپایگان در ایران زاده شده است. و در سال 1957 به اسرائیل رفته است. یهودیان وی را نماد تلاش و پایداری می نامند.
یکی از فعالیت های مهم نعیمه تفیلین، تلاش برای آزاد کردن شماری از جوانان منافق بود که در اوائل دهه 90 میلادی از سازمان منافقین در عراق جدا شده و تا اسرائیل با پای پیاده آمده بودند و  رژیم غاصب صهیونیستی آنان را به اسارت گرفته بود، نعیمه وکالت ایشان را به عهده گرفت و حتی بعد از آزادی ایشان را در خانه خود جای داد.
 
فیلمی از این ماجرا با نام "روزهای روشن" از سوی یک مستندساز اسرائیلی تهیه شده که در جشنواره بین المللی فیلم در اورشلیم با حضور نعیمه تفیلین در تاریخ 5 ژوئن 2007 اکران شد.
شیمعون پرس در نامه ای برای مقدمه کتاب خاطرات نعیمه تفیلین، تلاش او را برای آزاد کردن جوانان زندانی ایرانی مورد تحسین قرار داده و او را ستایشگر آزادی و بانویی با جثه کوچک و اراده ی بزرگ که به نبرد با نهادها و موسسات مهم رفت و پیروز شد، توصیف کرده است. شیمعون پرس نوشته است: به خوانندگان این کتاب خاطرات توصیه می کند که خوش بینی، شهامت و بی باکی نعیمه را، آنگونه که من در طول سالها او را شناختم، مورد توجه قرار دهند و از آن برای زندگی خود نیز پندی بیاموزند.
 
با توجه به ساخت فیلمی با عنوان روزهای روشن و با موضوع آزاد سازی زندانی توسط خانمی شاهدیم که اصل داستان بسیار با روزهای روشن حسین شهابی مشابهت دارد. لذا به نظر می رسد موضوع چنین فیلمی تخیلی به گفته شهابی نباشد و کاملا بر اساس یک واقعیت است (شهابی درباره ایده اولیه فیلم عنوان کرد: این ایده کاملا تخیلی است و از جای مشخصی نیامده است. به هیچ وجه کار اقتباسی نیست).
پاورقی
[1] NeimaTefilin

تاریخ: ۱۳۹۲/۱۱/۰۶
منبع : تولید پژوهشکده عفاف



نظرات: