صفحه نخست > افزایش یا کاهش طلاق؛ مسئله این است؟!
اخبار
افزایش یا کاهش طلاق؛ مسئله این است؟! افزایش یا کاهش طلاق؛ مسئله این است؟! (تعداد بازدید : 396)
بازخوانی اجمالی دلایل رشد طلاق در سال جاری
بررسی آمارهای سازمان ثبت اسناد در سال جاری حاکی از افزایش 13 درصدی طلاق و کاهش 2 درصدی ازدواج در جامعه است، به گونه ای که میزان آن در شهرها 16 درصد بیشتر از روستاهاست که از یک سوی می تواند ناشی از جمعیت بالای شهرها باشد و از سوی دیگر می توان آن را به ریشه های اصیل نظام ازدواج در این جوامع نسبت داد که غالباً با تبعیت از ازدواج خویشاوندی و مبتنی بر شناخت عمیق طرفین از یکدیگر و خانواده ها پیوند زناشویی منعقد گشته و تسلط همان نظام سنتی و مراجع مشاوره سنتی در این جوامع عاملی مهم و قدرتمند در تضمین ثبات ازدواج می گردد به گونه ای که در رویارویی با مشکلات با وساطت مراجع آگاه و شفیق نسبت به زن و مرد ایشان را از پیچ ها و بحران های اجتناب ناپذیر زندگی به سلامت عبور می دهند.
 
با تأمل در همین آمارها که بیشترین سن درخواست طلاق را میانه 25-29 سال بیان می کند می توان استنباط نمود که عدم بلوغ اجتماعی در تسهیل سازش پذیری زوجین و تحمل اختلاف نظرها و عقاید بزرگترین علت در پایان یک پیوند می باشد که به زعم افزایش سطح دانش و تحصیلات در میان دختران و پسران، بی سوادی فرهنگی موجب گشته تا رشته های پیوند زناشویی ایشان به سادگی فرسوده و پایه های این پیوند را متزلزل سازد تا بدان حد که با بی توجهی به سرنوشت فرزندان در ثبت طلاق این مغبوض ترین حلال خداوند تعجیل کنند.
پرسشی که مطرح می شود این است که در سالهای اخیر چه تغییری در ساختار کلی اجتماع رخ داده است که چنین چرخش مخربی را موجب شده است؟ آیا سلطه رسانه ها بر فضای خصوصی جامعه موجبات تغییر هویت فرهنگی خانواده ها از یک سوی و تغییر ذائقه زوجین را فراهم کرده است یا اینکه رسانه ها با رواج تفردگرایی و فربه سازی "من نفسانی" در مناسبات زوجین موجب تسریع در جدایی می شود؟ آیا زوج های کنونی بیش از اجداد خود دچار تعارض و اختلاف نظر می شوند یا پدران و مادران ایشان بیشتر از نسل کنونی قدرت مفاهمه مشترک داشتند؟ آیا مراجعی که زوج ها در گذشته برای حل بحران در منازعات خانوادگی انتخاب می کردند مشاوره هایی عالمانه و مشفقانه تر ارائه می کردند یا مراجع کنونی عجولانه عمل نموده و به جای حل مسئله به پاک کردن صورت مسئله می اندیشند؟ آیا پیوندهای امروزی بسیار شکننده شده اند یا پیوندهای گذشته با صبر و تحمل یکی از زوجین و ایثار وی استحکام و انسجام مضاعف می یافتند؟ و براستی مهمترین دلیل درثبات یک پیوند زناشویی چیست؟
فقدان رویکرد پژوهشی دقیق، عالمانه و البته خالی از اعمال نظرهای مغرضانه بزرگترین عامل در مسئله رشد فزاینده طلاق در کشور است که موجب می شود دلایلی غریب بعنوان شاه کلید مقابله با طلاق در جامعه مطرح شود. به طور مثال در سال های اخیر طرح عبارت "طلاق عاطفی" از سوی عده ای و سوء استفاده برخی از مراجع صرفاً اقتصادی از این عبارت خام موجب گشته تا شرایط برای طرح نسخه مخدوش لیبرالیسم در کشور در راستای فراگیر نمودن "آموزش جنسی" در میان مدارس از یک سوی و تولید و توزیع گسترده فیلم هایی که براساس الهیات غربی و اومانیستی به آموزش جنسی می پردازند. از سوی دیگر افزایش یابد فرجام این ساده اندیشی نابخردانه موجب برجسته شدن شق غریزه در این رابطه مقدس می شود تا تمام کارکرد یک ازدواج به رابطه جنسی نسبت داده شود و با غفلت از اصالت حکیمانه این ارتباط در راستای کمال انسان و البته موضوع تناسل عرصه برای جولان بدعت های نفسانی برای گسترش چارچوب مجاز ارضاع و اقناع جنسی فراهم شود.
نقدی که به عملکرد نهادهای مربوطه پیرامون تحکیم بنیان خانواده وارد می شود مهجور ماندن یگانه پیش شرط پذیرش اصل علیت است؛ یعنی این مطلب که زمانی می توان چیزی را علت دانست که با از یک سوی بتوان ارتباط آن را با پدیده مربوطه ثابت کرد و از سوی دیگر با حذف آن علت مورد بحث بتوان با پدیده مخرب کذا به مقابله برخواست؛ حال آنکه در سالهای اخیر به زعم رشد تصاعدی اطلاعات زوجین نسبت به فیزیولوژی روابط زناشویی در جهت رضایت جنسی، نه تنها ایشان را در تثبیت و انسجام زندگی شان یاری نکرده بلکه نفس ایشان را در جولانگه غریزه چموش تر نیز ساخته است.
نکته مهم پیرامون بحث طلاق و تثبیت ازدواج این است که باور کنیم این آمارها سیلی محکمی بر صورت اجتماع است که امنیت و آرامش همگان را تحت الشعاع قرار داده و همه نسبت بدان مسئولند مسئولیتی که بدون شک متوجه فاصله گرفتن از نظام ارزش های اخلاقی جامعه و بی مهری نسبت به مراجع مشفقانه در حل منازعات خانوادگی است، مراجعی که با شناخت مکفی از زوجین از دریچه حفظ این پیوند به مسائل می نگریستند و با پیش شرط تمهید و تدبیر برای ثبات عمل می کردند نه جدایی و اصالت بخشی افراطی به خواسته های "من لجوج و خودخواهی" که نسبت به بایسته های حداقلی حفظ موفق یک ارتباط دونفره بی توجه است. مراجع مشاوره ای که یا در بیت بزرگی امین، تعریف می شدند  و یا با چنگ زدن در حبل متین الهی در مساجد این بیوت خداوند به قرار شایسته می رسیدند.
حلقه مفقوده، لازم و کافی ثبات زندگی زناشویی رجعت عالمانه به همان حیات اصیل اجتماعی است که به شناخت عفیفانه، ازدواج بهنگام و سازش پذیری عالمانه و احسان زناشویی قائل بود و در منازعات احتمالی تدبیری جامع اتخاذ می کرد تدبیری که نسبت به سرنوشت فرد خانواده و اجتماع متعهد خواهد بود.

تاریخ: ۱۳۹۲/۱۰/۲۳
منبع : تولید پژوهشکده عفاف



نظرات: