logo-samandehi
صفحه نخست > نقش‌آفرینی فمینیست‌های رنگی در وقایع سال 88
نقش‌آفرینی فمینیست‌های رنگی در وقایع سال 88 نقش‌آفرینی فمینیست‌های رنگی در وقایع سال 88  (تعداد بازدید : 52)
محبوبه عباسقلی‌زاده، از فعالان فمینیست می‌گوید: «زنان در انقلاب 57 فاقد این آگاهی‌ها و خواسته‌های ارزنده بوده‌اند و تنها به صورت توده‏وار و مطیعانه به دنبال فرامین یک کاریزما در تظاهرات شرکت کرده‌اند، اما زنان جنبش سبز از این آگاهی‌ها برخوردار بوده‌اند».

به گزارش مهرخانه، درباره‌ «بار زنانه» وقایع سال 88 و نقش پیشرو و تأثیرگذار زنان و به‌طور خاص فمینیست‌ها در این حرکت، تحلیل‌ها، مصاحبه‌ها و یادداشت‌های بسیاری در رسانه‌های جریان فتنه سبز تولید شده است. اگرچه بیش‌تر این مطالب از سوی فعالان فمینیست در ایران و با هدف برجسته‌سازی جریان‌های فمینیستی در کشور، مطرح شده، اما ماهیت جریان فتنه و حوادث پیش و بعد از انتخابات 88 نیز نشان‌دهنده تأثیر نسبی فعالیت‌های فمینیست‌های ایرانی بر این حوادث است. نگاه دقیق‌تر به حوادث مرتبط با انتخابات با تمرکز بر نقش حرکت‌های فمینیست‌های ایرانی، به شناخت بهتر هر دو جریان؛ یعنی فمینیسم ایرانی و فتنه‌ سبز کمک می‌کند.

تأثیر حرکت‌های فمینیستی بر وقایع سال 88 را می‌توان در سه محور بررسی کرد. تأثیر فرهنگی فمینیسم در ایران؛ به‌کارگیری روش‌های مورد استفاده و تجربه‌شده حرکت‌های فمینیستی ایران در وقایع سال 88 و حضور پررنگ فعالان فمینیست در فتنه‌ سبز، سه محوری است که می‌تواند بررسی رابطه‌ این دو جریان را تسهیل کند.
 
تأثیر فرهنگی
-    آیا قرار نیست جنبش زنان ایرانی به مسایل همجنس‌گراها بپردازد؟


-    همین الان هم جنبش زنان با وجود خواسته‌های حداقلی که مطرح کرده، زیر ضرب حکومت است. به همین دلیل نمی‌تواند در حال حاضر چنین خواسته‌هایی را مطرح کند. فرهنگ جامعه هم هنوز نسبت به این مسأله حساسیت دارد، اما کم‌کم باید این موضوع عمومی شود. من دخترها و پسرهای همجنس‌گرایی را می‌شناسم که از لحاظ اخلاقی، علمی، انسانی، ادبی، فرهنگی و هنری بسیار تأثیرگذارند و من به آن‌ها افتخار می‌کنم، اما آن‌ها جرأت ابراز گرایش خود را ندارند و از یک زندگی سالم و طبیعی بی‌بهره‌اند. (بخشی از مصاحبه‌ عشا مؤمنی با خدیجه مقدم از فعالان کمپین یک میلیون امضا پیش از انتخابات ریاست جمهوری 88)
 
فمینیست‌ها تاکنون مطالباتی را دنبال کرده‌اند که شاید در نگاه اول چندان حساسیت‌برانگیز نیست. مسایلی مانند رییس‌جمهور شدن زنان، حذف سنگسار یا ممنوعیت اجازه‌ ازدواج مجدد از آن جمله‌اند. برخی مطالبات نیز مانند عضویت بی‌قیدوشرط ایران در کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان، ظاهر کم‌مسأله‌ای دارد، اما علاوه بر روح سکولار حاکم بر کنوانسیون، بعضی از بندها به روشنی مخالف قوانین مسلم اسلامی است. علاوه بر این‌ها مطالبات دیگری نیز هست که بنا به تاکتیک فعلی فمینیست‌ها در فضای عمومی بر آن تصریح نمی‌شود تا حساسیت مردم و نظام اسلامی را بر نیانگیزد، اما این مطالبات به‌وسیله‌ رسانه‌های متعلق به این گروه با قوت پی‌گیری می‌شود و هدف اصلی آن به‌واقع ترویج آموزه‌های سکولاریسم و تغییر نوع نگاه افراد جامعه است.
 
نوشین احمدی‌خراسانی، از فعالان فمینیست، در یکی از گردهمایی‌های فمینیست‌ها در سال 83- آخرین سال دولت اصلاحات- می‌گوید که بی‌حجابی اخیر در سطح جامعه مرهون فعالیت‌های ماست. درباره‌ آثار عینی مطالبات فمینیستی به خصوص در جوامع غربی که به مدت طولانی و به طور عمیق تحت‌تأثیر جنبش‌های فمینیستی بوده‌اند، زیاد سخن گفته شده است. تضعیف نهاد خانواده و عوامل و پیامدهای مرتبط با آن، یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که دست‌مایه‌ منتقدان فمینیسم قرار می‌گیرد. رواج آموزه‌های فمینیستی به خصوص آموزه‌های موج دومی که از اوایل دهه‌ی 70 و با فعالیت روشنفکران دینی در کشور ما آغاز شد، بر جامعه‌ ایرانی نیز تا حدی تأثیرگذار بوده، اما مهم‌تر از خود آموزه‌های برابری‌خواهانه‌ فمینیستی در کشور ما، ترویج سکولاریسم و اومانیسم و لیبرالیسم بر محمل آموزه‌های فمینیستی است.

فمینیسم بر بستر مدرنیته و فرهنگ سرمایه‌داری روییده و در دل ساختارهای اقتصادی و سیاسی مدرن بالیده است. به همین دلیل بسیاری از آثار فمینیسم در جوامع غربی را می‌توان در اصل از آثار مدرنیته بر افراد و نوع نگاهشان به زندگی و خانواده دانست. لذا این جنبش برابری‌خواهی، به کلی با دفاع از حقوق به حق زنان در چارچوب دین متفاوت است؛ اگرچه در بعضی اهداف خاص مشترک باشد. تأثیر فرهنگی فعالیت فمینیست‌های ایرانی، بر جنبش سبز را در همین راستا می‌توان بررسی کرد. تأثیری که درواقع یکی از اهداف جدی حامیان بین‌المللی فمینیست‌های ایرانی است؛ فمینیست‌هایی که بر سکولاربودن خود تصریح و تأکید می‌کنند.

برای فمینیست‌ها آن‌چه اهمیت دارد «آزادی فردی و توجه به فردیت زنانه و موضوعاتی مثل آزادی، برابری و حقوق شهروندی و خودآگاهی جنسیتی زنان است». که به گفته‌ محبوبه عباسقلی‌زاده، از فعالان فمینیست، زنان در انقلاب 57 فاقد این آگاهی‌ها و خواسته‌های ارزنده بوده‌اند و تنها به صورت توده‌وار و مطیعانه به دنبال فرامین یک کاریزما در تظاهرات شرکت کرده‌اند، اما زنان جنبش سبز از این آگاهی‌ها برخوردار بوده‌اند.

زنان مسلمانی که تحت‌تأثیر این نگاه قرار دارند، بیش‌تر به مدد رویکرد روشنفکری دینی تلاش دارند فقه شیعه را برای اجتهاد قوانین در جهت خواسته‌های برابری خواهانه تحت فشار بگذارند، اما فمینیست‌های اصیل یعنی فمینیست‌های سکولار حتی چنین دغدغه‌ای ندارند و به کلی دین را از عرصه‌ حیات اجتماعی و گاهی حتی حیات فردی هم بیرون می‌رانند. این نوع نگاه را می‌توان به روشنی در آثار بسیاری از فمینیست‌های وطنی مشاهده کرد.

نوشین احمدی‌خراسانی، از فعالان فمینیست در یادداشتی با عنوان «جنبش سبز: عبور از گفتمان حق و باطل»، انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس و عبور از این دوره را چنین به تصویر می‌کشد: «آن روزها که «حجله‌های» جوانان برنگشته از جبهه‌های جنگ، از کنار گوشه شهرهای غم‌زده برچیده می‌شد، برای نسل من مبشر آن بود که می‌توانیم به‌تدریج سنگینی طاقت‌سوز کوله‌بار اندوه را پس بزنیم، بار دیگر کمر راست کنیم و بگوییم «ما زنان هم در این خانه حقی داریم.»؛ گر چه هنوز بوی نامطبوع خشونت‌های ناشی از تبعات انقلاب، جنگ و خون‌های به ناحق ریخته شده به مشام می‌رسید» (6). او در ادامه تأکید می‌کند به جای آن‌که دغدغه‌ حق و باطل داشته باشیم، به دنبال راه‌کارهای عملی و بدون خشونت برای حذف سیستم استبدادی{حکومت اسلامی} باشیم.

فاصله‌ نوع نگاه این فمینیست ایرانی با گفتمان اسلام ناب و انقلاب اسلامی روشن‌تر از آن است که نیاز به توضیح داشته باشد. جریان فمینیستی در کشور ما بیش از 15 سال است که با شدت و ضعف، چنین گفتمانی را از رسانه‌ها و در تعاملات رودررو با مردم ترویج می‌کند و در جریان وقایع سال 88 نیز بی‌پرده‌تر از همیشه ایدئولوژی خود را آشکار کرد. به‌طور مسلم تکرار این آموزه‌ها در سکولارکردن مخاطبان که به‌طور عمده از نسل جوان، تحصیل‌کرده و ساکن شهرهای بزرگ بودند، بی‌تأثیر نبوده و عمده کسانی که سال 88 پس از گذشت هفته‌ اول آشوب‌ها، هم‌چنان همراه با حرکت‌های اعتراضی سبز باقی ماندند، سکولارها بودند.

روش‌های فعالیت جنبش زنان در خدمت فتنه‌ سبز
«گسترش و فعال‌سازی شبکه‌های اجتماعی– واقعی و مجازی- و تعمیق فضای گفت‌وگو بر سر اهداف و بنیان‌های هویتی جنبش از جمله راه‌کارهای محوری است که مستلزم توجه ویژه تمامی فعالان سبز است». (بخشی از بیانیه‌ هجدهم میرحسین موسوی)
 
ائتلاف‌های عمل‌گرایانه و غیرایدئولوژیک و فعالیت‌های شبکه‌ای حامیان کاندیدای سبز، قبل از انتخابات با ساختار «هر شهروند یک ستاد» و بعد از انتخابات با شعار «هر شهروند یک رسانه» و تأکید بر شبکه‌های اجتماعی، از جمله تاکتیک‌ها و روش‌هایی بود که جنبش زنان در سال‌های اخیر در دوره‌های آموزشی و کارگاه‌های طراحی‌شده توسط سازمان‌های بین‌المللی حامی خود آموخت، از آن در فعالیت‌هایی مانند کمپین علیه سنگسار یا کمپین یک میلیون امضا استفاده کرد و تجاربش را در اختیار برنامه‌ریزان حامیان سبز قرار داد.

ائتلاف حامیان کاندیدای سبز شامل گروه‌های مختلف از مدعیان پیروی از خط امام گرفته تا لاییک‌ها، سلطنت‌طلب‌ها، منافقان و حتی گروه جندالله متعلق به عبدالمالک ریگی بود و رهبران جنبش به‌ویژه بعد از انتخابات و بالاگرفتن اعتراض‌های خیابانی و هجمه‌ رسانه‌ای، تمایلی به مرزبندی حق و باطل و اعلام برائت از بعضی حامیان خود نداشتند؛ زیرا در این تاکتیک یعنی فعالیت شبکه‌ای، ائتلاف با هر ایدئولوژی برای هدف اصلی یعنی حذف رقیب و کسب قدرت، توصیه می‌شود.

برای شناخت بهتر این تاکتیک باید نگاهی به سیر فعالیت فمینیست‌ها در سه دهه‌ی اخیر داشته باشیم (7). پس از انقلاب اسلامی تا نیمه‌ دهه 60، فمینیسم حاشیه‌ای در داخل و خارج از کشور وجود داشت. این گروه فمینیست‌ها در واقع زنان مخالف نظام جمهوری اسلامی بودند که عمده فعالیت‌هایشان به دلیل فضای به شدت سیاسی سال‌های اول انقلاب به جای خواسته‌های فمینیستی بر معارضه‌ی سیاسی و حتی نظامی با جمهوری اسلامی متمرکز بود. پس از آن، تا اوایل دهه‌ 70، فمینیسم محفلی با دغدغه‌ مسایل اجتماعی خاص زنان در داخل و خارج از کشور متولد شد. خارج‌نشینان، براندازی نرم و تغییر فرهنگ را در دستور کار خود قرار دادند زیرا از مبارزه‌های سیاسی یا مسلحانه ناامید شده بودند و نظریه‌های براندازی حکومت‌ها نیز در دهه‌ 80 میلادی به جای انقلاب‌های دفعی، خونین و پرهزینه، تحول از درون را ترویج می‌کرد. این دوره را به نوعی می‌توان دوران کادرسازی و تربیت نیرو دانست.
 
گروهی از فمینیست‌های مخالف جمهوی اسلامی در خارج از کشور وارد رشته‌ مطالعات زنان شده و سپس در سازمان‌های بین‌المللی مشغول به کار شدند. در داخل کشور نیز تلاش برای احقاق حقوق زنان آغاز شد که در یک سوی طیف، زنان مذهبی و ضدفمینیسم پیرو خط امام بودند و در میانه‌ طیف، زنان روشن‌فکران دینی و انقلابیون قدیمی و تغییر نگرش‌داده، ابتدا درون حلقه‌ روشن‌فکری کیهان و سپس به صورت منسجم‌تر در حلقه‌ کیان و محصول فمینیست