صفحه نخست > هرچه مي بارد بر اين صحرا نمي رويد گلي
اخبار
هرچه مي بارد بر اين صحرا نمي رويد گلي هرچه مي بارد بر اين صحرا نمي رويد گلي (تعداد بازدید : 335)
روزي روزگاري پسرک چوپاني در ده‌اي زندگي مي‌کرد. او هر روز صبح گوسفندان مردم دهات را از ده به تپه‌هاي سبز و خرم نزديک ده مي‌برد تا گوسفندها علف‌هاي تازه بخورند. او تقريباً تمام روز را تنها بود. 
يک روز حوصله او خيلي سر رفت. ... یکدفعه قکري به ذهنش رسيد و تصميم گرفت کاري جالب بکند تا کمي تفريح کرده باشد. او فرياد کشيد: گرگ، گرگ، گرگ آمد.
مردم ده، صداي پسرک چوپان را شنيدند. آنها براي کمک به پسرک چوپان و گوسفندهايش به طرف تپه دويدند ولي وقتي با نگراني و دلهره به بالاي تپه رسيدند، پسرک را خندان ديدند، او مي‌خنديد و مي‌گفت: من سر به سر شما گذاشتم.
مردم از اين کار او ناراحت شدند و با عصبانيت به ده برگشتند. 
از آن ماجرا مدتها گذشت، يک روز پسرک نشسته بود و به گذشته فکر مي‌کرد به ياد آن خاطره خنده دار خود افتاد و تصميم گرفت دوباره سر به سر مردم بگذارد. او بلند فرياد کشيد: گرگ آمد، گرگ آمد، کمک ...
مردم هراسان از خانه‌ها و مزرعه هايشان به سمت تپه دويدند ولي باز هم وقتي به تپه رسيدند پسرک را در حال خنديدن ديدند.
مردم از کار او خيلي ناراحت بودند و او را دعوا کردند. هر کسي چيزي مي‌گفت و از اينکه چوپان به آنها دروغ گفته بود خيلي عصباني بودند. آنها از تپه پايين آمدند و به مزرعه هايشان برگشتند.
از آن روز چند ماهي گذشت. يکي از روزها گرگ خطرناکي به نزديکي آن ده آمد و وقتي پسرک را با گوسفندان تنها ديد، بطرف گله آمد و گوسفندان را با خودش برد.
پسرک هر چه فرياد مي‌زد: گرگ، گرگ آمد، کمک کنيد ...
ولي کسي براي کمک نيامد. مردم فکر کردند که دوباره چوپان دروغ مي‌گويد و مي‌خواهد آنها را اذيت کند.
آن روز چوپان نتيجه مهمي در زندگيش گرفت. او فهميد اگر نياز به کمک داشته باشد، مردم به او کمک خواهند کرد به شرط آنکه بدانند او راست مي‌گويد ...
حتماً بارها اين داستان را شنيده ايد، و ماهيت هر داستان اين است که از آن درسي گرفته شود ...
گويا، عده اي نتوانسته از اين داستان عبرت بياموزند و مانند چوپان داستان ما، خود را در اذهان مردم کوچک کرده اند.  
خانم نعيمه اشراقي؛ پس از توهین به خانواده شهدا و بازتاب آن در رسانه ها؛ عده ای از اصلاح طلب ها و خود خانم اشراقی ادعا کردند که توهین از طریق یک اکانت جعلی در صفحه او ثبت شده ولی تحقیقات بر روی فیس بوک وی حکایت از واقعیت این اکانت و ثبت توسط خود نعیمه اشراقی دارد.
اما اين بار پا را فراتر نهاده و توهين خود را از خانواده شهدا، به احکام اسلامي کشانده است ...
نعيمه اشراقي در شبکه اجتماعی "وایبر" ضمن تمسخر یکی از احکام اسلامی نوشت: حکم پیامبر اسلام بی‌ حکمت نیست، چراکه اگر مردی ۴ زن داشته باشد، هووها می‌توانند باهم پاسور بازی کنند.
اما گويا ايشان پايبندي به احکام اسلامي و مسلماني را در محدوده ي خود مي نگرد و فکر مي کند مي توان هم تعدد زوجات که حکم اسلامي است، را داشت و هم پاسوربازي که از محرمات احکام اسلامي است را بنا کرد ...
خانم اشراقي، کسي که مسلمان باشد و پايبند به احکام اسلامي پاسوربازي نمي کند اما اگر بخاطر پاسوربازي تعدد زوجات را بنا کرد پس ديگر مسلمان نيست ...
يادتان باشد دين خدا مجموعه اي است؛ نمي توان شرکت در کلاس قرآن و نماز را داشت اما حجاب را واجب ندانست و ...
با واکنش مردم فهيم، ايشان باز عذرخواهي کرده اند و گفته اند:
من کسی نیستم که بخواهم یا بتوانم به پیامبر اسلام (ص) توهین کنم. حرمت نگهداشتنن برای پیامبر اسلام(ص) بر هر انسانی واجب است.
وی تأکید کرد: شخصیتی بزرگتر از پیامبر اسلام (ص) در تاریخ وجود نداشته است. من اصلاً قصدی برای تمسخر نداشتم و اگر چنین برداشتی از نوشته من شده است، از صمیم قلب عذرخواهی می‌کنم.
ديگر مثل شما همان، چوپان داستان دوم دبستان ماست، و ديگر کسي نمي تواند حرفتان را باور کند حتي اگر راست گفته باشيد ...
بيان اين خاطره از خواهر شما نيز خالي از لطف نيست که گفتند:
روزی از دانشگاه به خانه آمدم و در حالی که سر و وضع مرتبی نداشتم مستقیماً خدمت امام رفتم. هم لباسم سیاه بود و هم کفشهایم خاکی. امام همان طور که در حیاط قدم می‏‏ زدند، اخمی کردند و از من پرسیدند: «چرا با این قیافه به دانشگاه می ‏‏روی؟» من به شوخی گفتم: «در دانشگاه جمهوری اسلامیتان با وضعی بهتر از این نمی‏ شود رفت». امام گفتند: «تو دو گناه کردی. یکی اینکه ریاکار هستی و می ‏‏خواهی بگویی که من آن قدر استطاعت مالی ندارم که یک جفت کفش بخرم؛ گناه دیگر تو‏‏‏‏ بی‏‏‏‏ نظمی است که خلاف شرع و قانون اسلامی است». من گفتم: «اگر بخواهم با سر و وضع مرتب‏ تری به دانشگاه بروم شاید از من ایراد بگیرند». امام فرمودند: «اگر خواستند ایراد بگیرند، بگو خمینی گفته باید مرتب به دانشگاه بروی ...».
البته حتماً شما فقط به قسمت دوم کلام امام راحل که مرتب باشيد؛ توجه کرده ايد و حتي آن را هم با آرايش صورت و ... اشتباه گرفته ايد.
اما اگر به قسمت اول نگاهي کنيد؛ متوجه مي شويد که امام چقدر نکته بين هستند و اسلام چقدر دين مجموعه ايست ...
اشراقي، درک حضور امام کردن، مانند استفاده از باران رحمت بود ... مراقب باشيد که از آن باران رحمت، باري برويانيد نه آنکه بي حاصل و در بعضي مواقع داراي علف هرز شويد ...



تاریخ: ۱۳۹۳/۰۱/۲۴
منبع : گروه تحليل پِژوهشکده مجازي عفاف



نظرات:
 
مردم خیلی وقته اهمیتی به حرفای این خانم نمی دهند . متاسفانه یک عده میخواهند با دادن نظرات شاذ خود ، بن مردم جایی باز کنند تا مورد توجه قرار بگیرند.