صفحه نخست > جريان شناسي نقش زنان در انحراف
اخبار
جريان شناسي نقش زنان در انحراف جريان شناسي نقش زنان در انحراف (تعداد بازدید : 431)
نقش زن در ساختن تاریخ
 
اين كه زن در تاریخ نقش دارد یا ندارد و اين نقش چه گونه بوده؟ از ديرباز موضوع مورد بحث میان جامعه شناسان و تاریخ نگاران قدیم و جدید بوده است.
آن چه که به صورت روشن به اثبات رسیده، اين است كه زن نقشي غیرمستقیم در ساختن تاریخ دارد.
مي گويند، زن در خانواده یعنی کانون اولیه و دائمی پرورش و تربیت انسان ها و در تمام مقاطع سنی و طول عمر یک انسان؛ نقش یک مربی موفق و مؤثر را ایفا می کند. زن به عنوان مادر و همسر و حتی خواهر و دختر، در هر جایگاه و خانواده اي كه باشد، بیشتر از مرد مي تواند روی افراد خانواده نقش داشته باشد.
این که زن شوهر را می سازد و یا شوهر زن را، آن چه که تحقیقات تاریخی نشان می دهد و صاحب نظران روان شناسی هم آن را تأیید می کنند، این است که زن در ساختن مرد و شوهر، نسبت به مرد مؤثرتر است و در نتیجه زن مرد را می سازد و مرد تاریخ را! 
البته این نقشي است که ما برای زن قائل مي شویم و تعدادي در همین حد، نقش زن را محدود می سازند، اما صاحب نظران یا مکاتب و ادیان دیگر هم هستند که نقش زن را در این حد، محدود نمی سازند، بلکه به علاوه داشتن نقش غیرمستقیم، به نقش مستقیم و برجسته زن در ساختن تاریخ باور دارند. آن ها معتقد هستند که از این میان، اسلام هم معتقد به داشتن نقش مستقیم زن در ساختن تاریخ است.
در مجموع برای شخصیت زن و اين كه او در ساختن تاریخ نقش دارد، سه دیدگاه مطرح شده است. استاد مطهری این سه دیدگاه را به ترتیب بیان می کند:
1ـ زن شی ای گران‎بها و بدون نقش مستقیم:
زن به صورت مستقیم بدون این که در ساختن مرد نقش داشته باشد، در ساختن جامعه و تاریخ نقش ندارد. طبق این نظر، نقش زن در محدوده خانه و به دنیا آوردن طفل محدود می شود، اما همین زن در حالی که در جامعه شخصیت و جایگاه انسانی ندارد، به عنوان یک کالا یا ابزار گران قیمت از اهمیت بالایي برخوردار است. داشتن همين قیمت بالا برای زن، یک نقش و مؤثریت بيش تر نسبت به مرد به آن بخشیده است، در این صورت برداشت مرد این است که زن یک شیئ کم یاب است و وي برای رفع نیازمندی هاي جنسی و عاطفی، باید به او مراجعه کند.
در چنین جامعه ای با این که برای زن شخصیت انسانی کم تر قائل است، ولی این کالا ارزان نیست و دست رسی به او و داشتن او و رسیدن به او و بهره برداری از آن، یک کار آسان و کم هزینه نیست؛ بنابر این تعریف، زن انسانی است کالا و کالایي است بسیار گران قیمت.
2ـ زن (شخصي بی بها) و دارای نقش مستقیم:
در این دیدگاه زن از يك سو می تواند تحصیلات عالی داشته و دکتر، مهندس يا سیاست مدار باشد و می تواند نقش مستقیمي در تاریخ داشته باشد. از طرفي ديگر هم مي تواند به صورت وسیع و بدون پوشش لازم در جامعه حضور پیدا نمايد و با اندام برجسته و عریان که بیش تر احساسات جنسی و حیوانی مردان را به سمت خود می کشاند، در جامعه عرضه شود.
بسیار واضح است که در هر دو صورت جایگاه انسانی زن فراموش شده و احساسات حیوانی و غریزی نسبت به زن برجسته می شود.
3ـ زن شخصي گران بها و دارای نقش مستقیم:
بر اساس این بینش، زن نه به صورت بسیار وسیع و عریان و تحریک آمیز در جامعه عرضه می شود و نه به عنوان یک کالای گران قیمت در صندوق خانه ها پنهان می گردد، که در پی آن در فکر فروش و يا استفاده نا مطلوب از آن باشند، بلکه او انسانی است با کرامت و داراي شخصیت انسانی كه با حفظ حریم و شئون اخلاق انسانی در جامعه ظاهر مي شود که گران بها بودنش در همین است و در جامعه و تاریخ، نقش بارزي ایفا می کند. 
اسلام به عنوان یکی از مکاتب انسانی و ادیان الهي بدین نظر است که زن نه در صندوق خانه ها پنهان شود مثل یک زندانی و محبوس و نه به صورت وسیع و عریان عرضه گردد.
اسلام نه زندانی بودن و محدویت و نه عرضه خیابانی و تحریک آمیز زن را، بلکه حضور سالم و سازنده و مؤثر او را در جامعه خواستار است؛ زن و مردم در ديدگاه اسلام نه با محدودیت و نه با اختلاط، بلکه با رعایت حریم اخلاقی و انسانی، نقش خود را ایفا مي کنند.
بنابر دیدگاه هایي که مطرح شد؛ تنها مرد مي تواند تاریخ ساز باشد بدون این که زن حضور و نقش مستقیم داشته باشد، زن و مرد هر دو می توانند بدون رعایت حریم انسانی و اخلاقی، بلکه با فرهنگ حیوانی به نام اختلاط تاريخ ساز باشند و در نهايت زن و مرد مي توانند با رعایت حریم و عفت انسانی و ارزش های اخلاقی، تاریخ ساز و قهرمان تاریخ باشند که دیدگاه سوم، دیدگاه اسلام است.
چند تن از زنان تاريخي
 طاهره قره‌العین
 
 
طاهره در یک خانواده شیعه در قزوین به دنیا آمد. پدرش از روحانیان مشهور قزوین بود. همراه خواهرش در کودکی مقدمات علوم، فقه، اصول، کلام و ادبیات عرب را از پدر آموخت؛ در حالی که در ایران نه تنها زنان که اکثریت جامعه مردان هم بی‌سواد بودند.
او با عموزاده خود ازدواج کرد که پسر یکی از مجتهدان مشهور مکتب اصولی بود. در آن ایام که بین علمای شیخیه و اصولی اختلاف و رقابت زیادی وجود داشت، طاهره قره‌العین جذب شیخیه شد. تا جایی که برای دیدار با سید کاظم رشتی، بالا‌ترین مقام مکتب شیخیه آن زمان به کربلا رفت. لقب قره‌العین صفتی است که سید رشتی به طاهره داد.
بعد از مرگ کاظم رشتی، قره‌العین از پشت پرده به طلاب او درس می‌داد. گرایش او به شیخیه سبب خشم پدر و عمویش شد که از بزرگان مکتب اصولیون بودند.
او در ‌‌نهایت براساس روایت‌ها به مذهب باب گروید و جز حروف حی یعنی نخستین ۱۸ نفری شد که به علی محمد باب ایمان آوردند. در راه بازگشت از عراق به ایران در شهرهای مختلف برای مذهب باب، تبلیغ می‌کرد.
مرداد ماه ۱۲۲۷ شمسی در محلی به نام بدشت واقع در چند کیلومتری شاهرود، گردهمایی چند روزه‌ سران مذهب باب برگزار شد. روایت شده که آنجا طاهره قره‌العین هنگام سخنرانی از پشت پرده بیرون می‌آید و روبنده را کنار می‌زند. این کار باعث غوغایی در میان پیروان باب می‌شود.
بعد از واقعه بدشت به دنبال تعقیب مأموران حکومت ناصرالدین شاه٬ مدتی مخفیانه زندگی کرد تا اینکه در ‌‌نهایت به اتهام کشتن محمدتقی برغانی، عموی روحانی خود دستگیر شد. حکومت می‌گفت سوء قصد به جان محمدتقی برغانی به دستور و تحریک طاهره صورت گرفته است.
طاهره که همسرش او را طلاق داده و از بچه‌هایش جدا مانده بود٬ حدود سه سال در خانه‌ای در تهران زندانی ماند. تا اینکه بعد از سوء قصد چند پیرو باب به جان ناصرالدین شاه٬ و صدور فرمان قتل بابی‌ها٬ طاهره را در باغ ایلخانی تهران مخفیانه، خفه یا اعدام کردند.
 صدیقه دولت آبادی
   
صدیقه دولت‌آبادی از فعالان حقوق زنان و پیشگامان روزنامه‌نگاری در ایران بود.
صدیقه دولت‌آبادی سال ۱۲۹۷ مجوز اولین نشریه زنان اصفهان را به نام ‘زبان زنان’ را از وزارت معارف گرفت.
چندی بعد به دلیل انتقادهای تند نشریه از قرارداد ۱۹۱۹ وثوق‌الدوله٬ زبان زنان توقیف شد. خانم دولت‌آبادی بعد از توقیف٬ انتشار نشریه را در تهران شروع کرد.
او در نشریه‌اش حجاب زنان را نقد می‌کرد. صدیقه دولت‌آبادی هر چند از خانواده‌ای مذهبی بود، اما یک دهه پیش از کشف حجاب اجباری رضاشاه٬ حجاب از سر برداشته بود.
 قمرالملوک وزیری
   
او اولین خواننده زن ایران در دوران معاصر بود که بدون حجاب کنسرت اجرا کرد.
قمرالملوک وزیری از طریق مادربزرگش خیرالنسا با موسیقی آشنا شد. خیرالنسا که سرپرستی قمرالملوک یتیم را به عهده داشت، روضه‌خوان سفره‌های مذهبی زنانه بود.
در نوجوانی در یکی از محافل خصوصی به درخواست مهمانان آوازی خواند که توجه مرتضی خان نی‌داوود، نوازنده برجسته تار را جلب کرد. او در کلاس‌های آقای نی‌داوود شرکت کرد و گوشه‌های موسیقی ایرانی را فرا گرفت.
فضای مردانه موسیقی آن دوران با قمرالملوک وزیری دگرگون شد. او که حدود ۲۰ سال بیشتر نداشت در اولین کنسرت خود در گراند هتل خیابان لاله زار تهران، قاعده سنتی را بر هم زد و سال ۱۳۰۳ در فضای مردانه موسیقی، بدون حجاب در کنسرت خواند.
خودش می‌گوید در زمانه‌ای بدون حجاب کنسرت داد که “هر کس بدون چادر بود به کلانتری جلب می‌شد.”
محمود خوشنام، کار‌شناس موسیقی می‌نویسد: قمر با این کار دیوار ترس را از پیش پای زنان هنرمند دیگر برداشت و راه را برای گام نهادن آنان بر صحنه هموار کرد.
 فروغ فرخزاد
   
شاعر و فیلمساز
فروغ در مجموعه اسیر بدون پرده پوشی و بی توجه به سنت ها و ارزشهای اجتماعی آن احوال و احساسات زنانه خود را که در واقع زندگی تجربی اوست توصیف می کند. اندوه و تنهایی و ناامیدی و ناباوری که براثر سرماخوردگی در عشق در وجود او رخنه کرده است سراسر اشعار او را فرا می گیرد. ارزش های اخلاقی را زیر پا می نهد و آشکارا به اظهار و تمایل می پردازد و در واقع مضمون جدیدی که تا آن زمان در اشعار زنان شاعر سابقه نداشته است می آفریند.
در بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب که درباره رعایت عفاف و حجاب  به شاعران است سخنی نیز درباره فروغ فرخزاد می‌آید:
... آن جایی که به مسائل دل و عواطف و اینها می‌پردازید، حد نگه دارید، یعنی آن حالت عفاف و حجاب را حفظ کنید. این را بدانید شعری که آن وقت فروغ فرخزاد می‌گفت، در دنیای روشنفکری آن زمان هم کسی قبول نداشت. خب، ما با اینها مواجه بودیم، روبرو بودیم، همین‌هایی که شب توی قهوه‌خانه‌ها و کافه‌های تهران می نشستند و عرق‌خوری می‌کردند و آنها را از مستی روی دوش می‌کشیدند و می‌بردندشان خانه، چون نمی‌توانستند، بروند همان‌ها هم معتقد نبودند که شعر باز و عریان - مثل بعضی از شعرهای فروغ فرخزاد - باید گفته شود. این در حالی بود که آن زمان فرهنگ فرهنگی مستهجنی بود که حالا گوشه‌ای از آن هم در شعر بعضی از شعرای آن روز خودش را نشان داده بود. من اسمی از بعضی شعرای زن دیگر نمی‌آورم؛ چون فروغ فرخزاد اولا مرد، ثانیا به اعتقاد من عاقبت به خیر هم شد. بعضی‌های دیگر نه، عاقبت به خیر نشدند و نخواهند شد؛ لذا به آنها اشاره‌ای نمی‌کنم و از آنها اسم نمی‌آورم.
تمام اين زنان به ديار باقي رفته اند ...
جهاني ديگر که در آن بايد پاسخگوي اعمال خويش باشند ...
از کشف حجاب تا آواز خواندن در ملا عام
از شعرهاي سخيف تا باورهاي ضد دين ...
و اکنون زني که گويا مي خواهد، مسير اين زنان را برود اما با شيوه اي ديگر؛
 فاطمه کروبي
در فرودین ۱۳۴۱ با مهدی کروبی رئیس دو دوره مجلس و از رهبران جنبش سبز ازدواج نمود. او در دوره حکومت پهلوی به همراه همسرش مهدی کروبی از مبارزان سیاسی، بود.
اما نقطه عطف (سقوط)، فعاليت ايشان، انتخابات 1388 مي باشد که با تمام توان خود، در جبهه اي قرار گرفتند که هم سنگري هاي آنها، ريگي بود و مجاهدين خلق؛ اوباما بود و صهيونيست و ... بودند.
در اين ميان تمام هم خود را بر اغتشاش در تنها کشور شيعه قرار دارند، کشوري که؛ 188015 شهيد والامقام، 320 هزار جانباز سرافراز و غيور،45 هزار آزاده صبور و مقاوم دارد ...
تنها کشوري که، ولي فقيه دارد و امام زمان (عج) حواسش به آن است ...
آيا کشتن جوانان بسيجي کشور کم نبود؟
آيا خدشه دار نمودن اقتدار کشور، بس نبود؟
آيا نگران کردن مردم و ايجاد بي اعتمادي، کافي نبود؟؟؟؟
که اکنون با افتخار تمام اعلام مي کنيد که؛
" اگر کروبي بخواهد ما نمي گذاريم کوتاه بيايد."
کاش اندک فکري مي کرديد؛ آيا به مسيرتان شک نکرديد؟
مسيري که دشمن به آن مي بالد و دوست از آن مي نالد ...
از مضحکه دشمن تا سرزنش دوست
تاوان تو را مي دهم اما به چه قيمت؟
حال به مسئولين کشور بايد گفت: حواستان به اين افراد که خود را فروخته اند، باشد که مبادا، شما را نيز بخرند ...




تاریخ: ۱۳۹۳/۰۱/۲۸
منبع : گروه تحليل پِژوهشکده مجازي عفاف



نظرات: