صفحه نخست > ويژگي هاي خط ويژه
اخبار
ويژگي هاي خط ويژه ويژگي هاي خط ويژه (تعداد بازدید : 593)

 
بیوگرافی فیلم
«مصطفی کیایی» متولد سال 1355 در شهر کرج است. او فعالیت هنری خود را از سال 1373 در مرکز آموزش فیلمسازی ارشاد آغاز کرد و از سال 1376 همزمان با تحصیل در رشته فیلمسازی در دانشگاه به عنوان دستیار کارگردان در مجموعه های تلویزیونی و سینمایی مشغول به کار شد. او پس از اتمام دوران تحصیل در سال 1381 به عنوان نویسنده، کارگردان و تدوینگر در برنامه های تلویزیونی فعالیت خود را ادامه داد و در این مدت برنامه های زیادی را برای شبکه های مختلف تلویزیونی ساخته است.
«خط ویژه» سومین اثر سینمایی کارگردانی است که از خشت اول، راه دیوارسازی را پیدا کرده است؛ از دو تیپ احمق بانک سرقت‌شده‌ «بعدازظهر سگی سگی» گرفته تا کلیشه‌های کاپشن‌سبز پارکی که «ضدگلوله» در آن نوار می‌فروخت تا پلیس- پلاستیکی‌های «خط ویژه»، تنها چیزی که تغییر کرده کمی صراحت بیشتر است به علاوه‌ی مقداری دکوپاژ دقیقتر و البته کمی هم لوگوی بانک!
خط ویژه سومین اثر سینمایی مصطفی کیایی است که با نگاهی منتقدانه به مسائل و معضلات اجتماعی و با رگه هایی از طنز ساخته شده است.
فیلموگرافی
کارگردان: مصطفی کیایی 
نویسنده: مصطفی کیایی
تهیه کنندگان: فتح الله جعفری جوزانی و منصور لشکری قوچانی
بازیگران: مصطفی زمانی، هانیه توسلی، هومن سیدی، میلاد کی مرام، محسن کیایی، محمدسام قریبیان، میترا حجار، پریناز ایزدیار، نادر فلاح، اسماعیل پوررضا، علی کوچکی و بابک بهشاد.
این کارگردان درباره چگونگی شکل گیری ایده «خط ویژه» توضیح داد: همه این ماجراها از یک اتفاق ساده شروع شد و رفته بودم 5 میلیون تومان وام ازداوج بگیرم اما مدارکی که می خواستند به اندازه وام دومیلیاردی بود اما به افرادی که وام کلان می خواستند به راحتی وام می دادند. نوع نگاه به این آدم ها و فضاهای رانت همیشه برای قشر متوسط جذاب بوده و این هم دغدغه ام بوده است.
 
 
خلاصه داستان
فریدون فیلمسازی خوانده اما کار ندارد و همسر او سمیرا نیز جزو طبقه متوسطی هستند که آرزو پیشرفت و رفتن به مدینه فاضله (یعنی اروپا) را در سر دارند و برای این کار، سعی دارند تا مبلغ نجومی را که قرار است یکی از دانه درشت های اقتصادی از بانک به عنوان وام دریافت کند، تصاحب کنند و بهمین علت، سمیرا در همان بانک مشغول به کار می شود، «کاوه» برادر سمیرا است که به علت هک کردن سایت سازمان سنجش در زندان بوده و آزاد شده است؛ سمیرا و فریدون او را راضی می کنند که حساب بانکی رانت‌خواری به نام «محتشم» را هک می‌کنند. اما به خاطر برخی مسائل این مبلغ به حساب دو جوان که در کار واردات لباس بوده اند و ورشکست شده اند می رود و با این پول، بدهی آنها به طلبکار کسر می شود و باعث آشنایی با گروه فریدون می شود اما محتشم که دانه درشت اقتصادی است و زد و بندهای خاص آن طبقه را دارد، برای بازگشت پولش به روش‌های غیرقانونی رومی‌آورد اما این پول هنگفت در اختیار آنهاست و آنها حاضر به پس دادن پول نیستند که در نهایت با پیگیری پلیس، آنها دستگیر می شوند اما محتشم همچنان آزاد است اما کسی نظاره گر او هست.
نکات مثبت فنی فیلم
فیلم نامه خوب
فیلمنامه مملو از موقعیت های کمدی است و درست برخلاف "ضد گلوله" (که موقعیت های کمدی اش غالبا در اجرا عقیم می ماندند) موقعیت هایش را به ثمر می رساند.
ریتم مناسب
ریتم تند در جای جای فیلم به چشم خورده و حتی در پرداخت ها نیز هویداست و از این رو هیچکدام از شخصیت های "خط ویژه " قصه حسین کرد شبستری ندارند و فیلمنامه نویس برای معرفی شخصیت ها تنها به روایت خرده قصه هایی معدود (و البته به میزان اقتضای فیلم) اکتفا کرده و سایر نشانه های شخصیتی آن ها را در بستر رویدادهای پرتعداد قصه اصلی تعریف کرده و اینگونه است که فیلمنامه "خط ویژه " میزبان قصه رویدادها می گردد و نه قصه شخصیت ها.
کارگردانی خوب
کارگردانی خط ویژه موفق است. ما شاهد فیلمی قصه محور هستیم تا شخصیت محور. فیلم شخصیت اصلی ندارد و نقش‏ها به قدری خوب در بین آدم‏های مختلف قصه تقسیم شده و بازی‏ها آنقدر خوب هدایت شده است که می توان هر کدام از کاراکترهای فیلم را شخصیت اصلی دانست.
جذاب بودن ساختار فیلم
دو نقطه قوت دیگر فیلم کیایی "رعایت مرزبندی صحیح بین فضای رئال و کمدی" و "دوری از شعارزدگی و کلیشه" است. تسلط کارگردان بر شوخی های سالم و کمدی کلامی، بیننده را با فضایی فانتزی در فیلم روبرو می کند و وی با خلق موقعیت های کمیک، بر جذابیت فیلمش می افزاید. این امر و نیز استفاده از ستاره ها، نویدبخش گیشه ای خوب برای خط ویژه است.
نکات منفی فنی فیلم
پرداخت ضعیف به برخی از وقایع فیلم
پرداخت ضعیف عشق کاوه به خواهر شاهین (که بهره گیری از عنصر تکرار آن را کاملا لوث کرده است) و بی سرانجامی ناشی از رهایی ناگهانی آن از بارزترین این کمبودها باشد.
   
تحلیل
فیلم "خط ویژه" قصه روز مردم ایران امروز است. قصه جوانانی که با درد اشتغال و تحمل تورم و مشکلات اقتصادی شاهد دزدی یقه سفیدهایی هستند که ادعا می‌کنند: "اونقدر آدم دارم که بدم پیداشون کنن! "، "میدم بندازن زندون تا آخر عمر موهاشون سفید شه!" جوانانی که تا حس می‌کنند می‌توانند پولی بدست بیاورند؛ برای خرج کردن آن در خارج از ایران رویا می‌بافند و  آنجا که دزدان از دست یافتن به پول‌ها خود را مستأصل می‌دادنند و برای همین سعی در واریز پول به حساب مردمی که می‌شناسند می‌کنند و هکر می‌گوید: "از 9 میلیارد تومان برای رفع گرفتاری 300 نفر پول واریز شد ولی هنوز 8 و نیم میلیارد باقی مانده است. " و مخاطلب فورا یاد آن 3 هزار میلیارد اختلاس شده می‌افتد که چند خانواده می‌توانست باآن مبلغ گرفتاری هایش را رفع کند؟"
و نمایش از خودبیگانگی جوانان ایرانی و دلباختگی آنها به خارج از ایران واقعیت تلخ دیگری است که سبب شده تا جوان بوی پول را حس می‌کند؛ هنگام مواجه با پول کلان، همه آن حلال و حرام کردن‌ها را از یاد برده، می‌گوید: " وضع مون خوب میشه از این مملکت بریم بیرون. "و حتی برای دست یافتن به دختری که دلداده ی اوست در پلکان تردید می‌ماند و به عشق خود پشت پا می‌زند که نمی‌تواند دل از این همه پول بکند. 
خواهر یکی از دو جوان حیرت انگیز می‌شود. او که در یک شرکت خدماتی کار می‌کند به خاطر مشکل مالیبا افرادی که یک شرکت را اداره می‌کنند؛ رابطه برقرار کرده و پولی بابت تن فروشی دریافت می‌کند. اگر چه این دختر شکست خورده می‌گوید تا به حال این کار را انجام نداده اما دیگر افرادی که در آنجا کار می‌کنند به این کار اشتغال دارند.
اما، شاید باید علت اشتباه‌های متعدد فیلم را چه در قصه، چه در شخصیت‌پردازی و چه در زیربناهای فکری، در عزلت‌گزینی سینما از بدنه‌ جامعه و افکار مردم جست‌وجو کرد. مردم واقعی، راننده‌ تاکسی «خط ویژه» نیستند که ۵ میلیون پول را از مسافری مشکوک، صدقه بگیرند؛ مردم واقعی، مرجان نیستند که از همه‌ اقتدار ایرانی بودن، فقط دو نوار سبز و قرمز روی پارچه‌ روسری، نصیب‌شان شده باشد؛ مردم واقعی، اگر از آسمان پول ببارد اول می‌پرسند مال کدام ابر است، بعد برمی‌دارند؛ مردم واقعی، نامزدشان را به پول نمی‌فروشند و به هر قیمتی و شاید اصلا به هیچ قیمتی حاضر نباشند پایشان را از این خاک بیرون بگذارند؛ مردم واقعی، حلال و حرام برایشان جدی است و حوصله‌ فیلم‌هایی را که پول، قهرمان قصه‌ است، را ندارند. مردم واقعی، اگر «خط ویژه» را می‌دیدند قطعاً به کارگردان نوپای این سینما تذکر می‌دادند که آقای کیایی! صدای گریه‌ی نوزاد، بیش از حد از فیلم بیرون می‌زند.
در کل شعار اصلی این فیلم است که با تیتر دهن‌پرکن "محاکمه مفاسد اقتصادی" و گریه نوزادی که فرزند آینده این مرز و بوم است در تصویر تهران امروز، طنین می‌اندازد.
القائیات فیلم
قباحت زدایی از برخی گناهان که هم حق الله است و هم حق الناس
«تخم مرغ دزد، شترمرغ دزد می شود!»؛ این جمله یکی از رایج ترین و حکیمانه ترین ضرب المثل های شیرین فارسی است. یک معنای ضمنی دارد و یک معنای صریح. معنای صریح آن بزرگتر شدن اشتباه در صورت تکرار اشتباه -در صورت عدم بازگشت و تنبه از آن است - و معنای ضمنی آن عدم تفاوت در میان گناهان و خطاها؛ یعنی گام نهادن در راه تیرگی ها -اگر با توجه و بازگشت همراه نباشد - هر نوبت بزرگتر و بیشتر می شود؛ به عبارت دیگر انجام آگاهانه گناه می تواند تکرار شود و نوبت بعدی بزرگتر. پس در ناصواب بودن گناهان میان آنها فرقی نیست.
پس از این مقدمه کوتاه بهتر است در مورد فیلمی صحبت کنیم که عکس همان ضرب المثل بالاست. یعنی می گوید گناه و گناهتر وجود دارد. برخی خطاها وجود دارد و برخی خطاها از آنها بزرگترند. گروهی از حساب یک ویژه خوار (رانت خوار) دزدی می کنند به بهانه اینکه او از بانک سوء استفاده کرده است و با زد و بند 10 میلیارد وام گرفته است. پس از او که ویژه خوار است باید دزدی کرد. در اشتباه بودن ویژه خواری شکی نیست اما این اتفاق توجیهی برای آن نیست که افرادی دوباره به تخلف دست بزنند. هم توجیه مناسبی برای تخلف های دیگر نیست و هم ممکن است به بی انصافی منتهی بشود. چه بسا افرادی به ویژه خواری دست بزنند؛ آیا این مسأله قابل تعمیم به تمام کسانی است که از وام های بانکی استفاده می کنند؟
نکته دیگر در امورد این فیلم این که جوانان (بخصوص جوانان تحصیلکرده) بجای اینکه برای کسب درآمد به دنبال کارهای مشروع و حلال بروند و صبر و حوصله خرج دهند تا به مرور زمان مشکلاتشان حل شود، به دنبال کلاهبرداری و دزدی هستند و بعداً به فکر فرار و خارج شدن از مرز هستند، که این نوعی القای ناامیدی به جوانان و ترغیب به راهکارهای اشتباه می‌باشد.
تحقیر شخصیت ایرانی
ریزش دلارها از آسمان و دلگی مردم برای جمع آوری آنها نمایشی توهین آمیز از مردم است.
همذات پنداری با فاحشه ها
پردازش شخصیت «شهرزاد (خواهر شاهین)» که از چهره موجهی برخوردار نیست و قرار هم نیست چهره مثبتی داشته باشد ولی سعی در قانع کردن گروه برای کمک به مردم و حل مشکلات آنان دارد و از طرف کاوه نیز به پاکی و مهربانی شناخته می شود.
در اینجا دو سؤال ایجاد می شود: اول این که چرا باید سینمای ایران از چنین شخصیت هایی (شهرزاد) چهره ای موجه خلق نماید و ذهن بیننده را به سمت و سوی "جبرگرایی" برده و در لفافه، آنان را آماده کند که قبول کنند شهرزاد از روی ناچاری دست به تن فروشی به صاحبان شرکتی که در آن کار مي‌کند می زند!
همچنین زمانیکه منوچهر از راز شهرزاد خبردار می شود؛ مردی که آن پیشنهاد را داد، زند؛ و در رفتارش با شهرزاد تغییری احساس نشد.
نمایش قانون گریزی
تقویت کننده حس قانون گریزی است و شخصیت‏های داستان از تحویل دادن پول به قانون خودداری و حتی ممانعت کرده و در نهایت ـ با خوشحالی بسیار ـ آن را از بالای پل بر سر مردم می‏ریزند!
به عبارت دیگر یکی از پیام های خط ویژه این است که: "در جامعه هر کس خودش باید حق خود را بگیرد". بنابراین می ‏بینیم که «منوچهر» وقتی از راز خواهر شاهین (شهرزاد) باخبر می ‏شود با بی قانونی، دست به زدن مرد در حد مرگ می زند و هیچ مکافاتی هم او را تهدید نمی کند! بقیه شخصیت های داستان نیز شخصاً اقدام به گرفتن حق خود از جامعه و شخص رانت‏ خوار می کنند.
عدم رعایت عفاف
خط وی‍‍ژه به راحتی حریم محرم و نامحرمی را می‌شکند و چند نامحرم مجرم و غریبه، بدون رودربایستی شب را در یک خانه اقامت می‌کنند و قبح این روابط و دوستی‌ها به این طریق ریخته می‌شود
فحاشی
فحاشی و مسخره کردن جزء لاینفک رفتاری نشان داده می‌شود، به طوری که انگار دیگر کسی نیست که رفتاری مؤدبانه و خالی از این رفتارها داشته باشد. به عنوان مثال؛ دهنشو صاف کنم یا ..
مفاسد اقتصادی ثمره دولت های پیشین و امید به دولت تدبیر و امید
پژمان لشکری تهیه کننده، درباره پایان فیلم خود و نوع روزنامه ها گفت: چینش روزنامه ها و بخش نگاه قریبیان به گونه ای است که در راستای حرکت به سمت امید در جامعه پیش می رود.
میلاد کی مرام دیگر بازیگر فیلم نیز درباره معضلات جامعه گفت: ما معضلات جامعه را نشان دادیم و فقط امیدمان این است که در دولت تدبیر و امید برطرف شود.
آهنگ غیرمجاز
آهنگ غیرمجاز تنها راه ایجاد فضای شاد برای جوانان القا می‌شود و فیلم کاملاً خالی از نمادهای دینی و مذهبی برای کاستن افسردگی و ناراحتی افراد است و مفاهیم صبر و توکل و درست انجام دادن کارها و واگذاری نتیجه به خداوند نشان داده نمی‌شود و افراد از هر راهی می‌خواهند فقط به نتیجه دلخواه خود برسند و رعایت حقوق دیگران کم‌اهمیت جلوه داده می‌شود. در سکانسی از فیلم راننده تاکسی برای چند جوانی که ناراحتند و مشکل دارند، برای بیرون آمدن از آن حال و هوا آهنگ غیرمجاز پخش می‌کند تا شاد بشوند!
تناقض در رفتار غیرتمند
چطور شاهین می‌تواند همزمان هم آن قدر بی‌غیرت باشد که آدرس اتاق خواهرش را به جای دستشویی به مردی غریبه بدهد و فقط به فاصله‌ی چند پلان، آن قدر باغیرت که از تنها زندگی کردن شهرزاد (میترا حجار) در حد کشتن خواهرش و نادر به خشم بیاید.
نمایش آرمان های طبقات جامعه
در بستر همین قصه رویدادهاست که کیایی به بهانه جابجایی اشتباه ده میلیارد تومان پول از حساب یک دانه درشت اقتصادی (نماینده طبقه ثروتمند) به حساب دو جوانی که از پرداخت بدهی های میلیونی خود نیز عاجزند (نمایندگان قشری از طبقه متوسط) آن هم توسط افرادی که اگرچه مانند آن دو جوان به سختی روزگار نمی گذارنند اما بلندپرواز و خواهان ترقی هستند (نمایندگان قشر دیگری از طبقه متوسط) به مناسبات میان طبقه ثروتمند و طبقه متوسط ورود کرده و با ایجاد لحنی کمدی و بهره گیری از موقعیت ها و دستمایه ها این مناسبات را به چالش می کشد و تم ها و مضامین پس زمینه ای همچون مهاجرت- بی پولی- ازدواج- رانت خواری و... نیز در راستای تحقق این مهم و صدالبته تعریف انگیزه برای اعمال شخصیت های فیلم بکار گرفته می شوند.


تاریخ: ۱۳۹۳/۰۱/۳۱
منبع : گروه نقد فيلم پژوهشکده مجازي عفاف



نظرات: