صفحه نخست > ترویج ارزش با ضدارزش
اخبار
ترویج ارزش با ضدارزش ترویج ارزش با ضدارزش (تعداد بازدید : 253)
انتخاب بازیگر برای یک اثر هنری همانند تئاتر، فیلم سینمائی و یا سریال اگر چه در ظاهر جزء امور ابتدائی ساخت آن اثر بوده و توسط عوامل سازنده اش می گیرد اما گاه شکل پیچیده تری به خود گرفته و بحث برانگیز می شود. انتخاب بازیگر همانند فلسفه و چرائی ساخت یک اثر امر مغفول مانده ای است که در کشور ما کمتر به آن توجه می شود اما توجه به آثار ساخته شده در اردوگاه صهیونیسم و موشکافی روند چهره شدن افراد مختلف و به کارگیری از آن ها در شرایط گوناگون ابعاد آن را روشن تر می سازد. گردانندگان صنعت جهانی سینما و به خصوص هالیوود به سادگی هنرمندان وطنی دست به انتخاب بازیگر نمی زنند بلکه آن ها ممکن است سال ها برای ثمر دادن نهال های کاشته دستشان صبر کنند تا بهترین میوه ها را بچینند. بدین ترتیب در سینمای نظام سلطه یک بازیگر به شکلی حساب شده در سلسله نقش هائی از پیش تعیین شده به کار گرفته می شود تا هنگامی که چهره و بازی او اثرگذاری مناسب برای مخاطب را بدست آورد، آنگاه لحظه موعود فرارسیده و بازیگر باید مهمترین نقش کارنامه حرفه ای خودش را بازی کند، در این میان تأثیر عوامل جانبی مانند جایزه های جشنواره های گوناگون، رسانه ها و تبلیغات را نمی توان نادیده گرفت. بدیهی است اموری از این دست به شکل علنی و آشکار مطرح نشده و در جائی آموزش داده نمی شوند و چه بسا ممکن است عوامل سازنده هر اثر از کلیت روند طراحی شده برای بازیگر مورد نظر بی اطلاع بوده و تصور کنند این خودشان بوده اند که بازیگر را انتخاب و از او کار گرفته اند، بدین ترتیب بسیاری از اهالی سینمای سلطه ممکن است هرگز متوجه نشوند که در طول دوره فعالیت هنری خود چگونه به عنوان جزئی از نقشه های دیگران ایفای نقش کرده اند.
به عنوان نمونه می توان به کیانو ریوز (Keanu Charles Reeves) اشاره کرد، بازیگری که برای بازی در سه گانه ماتریکس و فیلم سینمائی کنستانتین پخته شد. همچنین تیلدا سوئینتن (Katherine Mathilda "Tilda" Swinton) بازیگری که به شکلی زیرکانه برای بازی در سه گانه نارنیا و فیلم سینمائی کنستانتین انتخاب شد.
نمونه وطنی این گونه سوق دادن بازیگر به مسیری خاص را می توان در آثار گلشیفته فراهانی مشاهده کرد، بازیگری که نگاه کوتاه به عنوان و ترتیب چنداثر کارنامه او گواه دست پنهانی است که روند فعالیت این بازیگر را رقم زده است:
1381: بازی در فیلم جایی دیگر (در نقش یک دختر فراری جنوبی که از راه غیرمشروع باردار شده است).
1385: بازی در فیلم های  به نام پدر، میم مثل مادر، سنتوری.
1387: بازی در فیلم های مجموعه دروغ‌ها، درباره الی.
2010: بازی در فیلم به جای اژدها  .  
2011: بازی در فیلم خورشت آلو با مرغ و ....
نکته مهم در این میان روند و نحوه انتخاب بازیگران در سینمای ایران است که مانند هر پدیده فرهنگی دیگر به سادگی ضایع می شود، نمونه آخر آن به انتخاب میترا حجار برای بازی در نقش همسر شهید هاشمی در فیلم «مرغابی دشت سرخ» باز می گردد، انتخابی که در همان اوایل از سوی برخی دغدغه مندان عرصه فرهنگی و رسانه های ارزشی مورد اعتراض قرار گرفته و باعث شد این بازیگر از بازی در این فیلم کنار گذاشته شود: "متأسفانه جوی بر علیه حضور میترا حجار نیز در این فیلم به وجود آمده بود که علی رغم تمایل ایشان برای بازی در این فیلم، مجبور شدیم از همکاری با ایشان چشم پوشی کنیم و رز رضوی جانشین ایشان در «مرغابی دشت سرخ» شد." (جوسازی منفی موجب انصراف یک کارگردان از همکاری با میترا حجار در فیلمش شد- سینمانگار - ۳ بهمن ۱۳۹۰).
همانطور که مشاهده می شود کارگردان این اثر از عبارت "مجبور شدیم" برای عدم همکاری با حجار استفاده کرده و سایت سینمائی روایت کننده این خبر نیز عنوان "جوسازی منفی" را برای اعتراض افراد دلسوز و رسانه های متعهد برگزیده است. این یعنی اهالی سینما در جمهوری اسلامی ایران حتی با ابتدائی ترین قواعد انتخاب بازیگر در صنعت سینما نیز آشنا نیستند، مگر نه از انتخاب بازیگری چون میترا حجار برای ایفای نقش همسر شهید تعجب نمی کردند!
متأسفانه برای سینماگران و سینمادوستان ایرانی هیچ اهمیتی ندارد. بازیگر 36 ساله ای که پیشتر در فستیوال های خارجی کشف حجاب کرده و عکس های او به سهولت در فضای مجازی قابل دسترس است نقش یک همسر شهید را بازی کند، چرا که در نگاه این دوستان "هنر برای هنر" است و قرار نیست هنر متعهدی به نام هنر انقلاب اسلامی وجود داشته باشد و اینگونه انتظار داشتن از هنر باعث آسیب رساندن به آن می شود!
البته حجار پس از کشف حجاب خود در ورای مرزها و پس از بازگشت به کشور در سریال "گمشده" و در نقش یک زن چادری ایفای نقش کرد، اتفاقی که در همان زمان کاربران ساده فضای مجازی هم واکنش های گوناگونی از شگفتی تا اعتراض به آن نشان دادند، جالب اینجاست هنگام پخش این سریال حجار ممنوع الکار بود!
نکته دیگری که درباره حجار می توان به آن اشاره کرد، مطلبی است در سایت IMDB، با عنوان"بازیگران ایرانی در فیلم های غیرایرانی"، در این یادداشت نام 10 بازیگر ایرانی که در فیلم های غیرایرانی ایفای نقش کرده اند آورده شده است، از این 10 بازیگر 4 نفر زن هستند: فرزانه تائیدی (بدون دخترم هرگز)، شهره آغداشلو، گلشیفته فراهانی و میترا حجار.
حال با توجه به آنچه که در ابتدای سخن بدان اشاره شد نباید قدری در کنار هم قرار گرفتن نام این 4 زن با یکدیگر دقت کرده و در نظر گرفت از بین این 4 نفر تنها حجار در داخل کشور قرار دارد؟ شاید هنوز وقت آن نرسیده که حجار بهترین بازی خودش را اجرا کند!
بر تأسف خواننده باید افزود که متأسفانه ساخت فیلمی در کشور کلید خورده است که روایت زندگی سراسر عشق و قداست شهیدی در کشور است که پس از تحمل مرارت های شیمیایی شدن در جنگ تحمیلی در دهه هشتاد به فیض شهادت نائل می شود, حکایت عاشقانه و البته واقعی زندگی شهید منوچهر مدق که همسر توانمند وی در غایت خلوص شرحی مجمل از عاشقانه خویش نگاشته است اما جای تأثر و تأسف اینجاست که باز بازیگران معلوم الحال که چهره و نامشان در اذهان هر بیینده یی تداعی گر نقش های منفی آنان است و از دیگر سوی واقعیت زندگی شان فرسنگ ها فاصله با نقش کنونی شان دارد ایفاگر این زندگی الهی شده است گویی قرار نیست کسی به خاطر خدا و شهدا برایشان فیلم بسازد وگرنه چه اصراری است بر حضور میترا حجار در این فیلم. باید خطاب به مسئولان سینمایی گفت تو را به خدا برای شهدا فیلم نسازید!!!


تاریخ: ۱۳۹۰/۰۶/۲۰
منبع : تولید پژوهشکده عفاف



نظرات: